در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

__________________________________

از اونجایی که من آدم بسیار فراموشکاری هستم...
لطفا فقط در صورت ضرورت کامنت خصوصی بذارید.
چون در غیر اینصورت فراموش میکنم جواب بدم و شرمنده میشم

پیام های کوتاه

127 ... پست تقلبی

يكشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۱۰ ق.ظ

بعد از مطالعه پست نگار جان و متر جان به این نتیجه رسیدم که منم شما رو در جریان شاهکارم بذارم!! :))

عمران فک کنم بیشتر از هر رشته دیگه ای درس اختیاری داره!

یه درس اختیاری ارائه شده بود به اسم "مقاومت2" ... برای اینکه بدونید حدودا مقاومت چیه باید بهتون بگم که استاتیک پیش نیازشه!

خلاصه که اصولا هیچ خنگولی این درسو تو شرایط عادی نمیگرفت!

یه سری از بچه های سال آخری و یه تعداد از بچه های درس افتاده مجبووور (!) باید این درسو میگرفتن و دنبال این بود که تعداد نفرات به حد نصاب برسه و درس ارائه بشه.

من همش میگفتم بابا من مقاومت 1 رو هم به زور پاس کردم! خوب میرم یه درس آسون میگیرم و با 17-18 پاس میکنم، چرا اینو بگیرم که همش نگران افتادن باشم؟!

یکی از آقایون یه ساعت رو مخ من کار کرد که بابا استاد ساده میگیره و فلان و بهمان و بیا بگیر و این صحبتا...

منم که دل رئوف گندمیم نرم شده بود درسو گرفتم...

نزدیک میانترم که شدیم استاد جان فرمودن که چون بچه ها اکثرا ترم آخرین و واسه ارشد دارن میخونن سوالا رو تستی میدم!! :/

منم که نه کتاب تست داشتم و نه هیچی!!!

خلاصه روز امتحان چهار تا سوال بود که من فقط دوتاشو بلد بودم! نمیدونم چه نگاهی به همون پسره که گولم زد  و باعث شد این درسو بگیرم انداختم که از گوشه سمت چپ جلو کلاس، یکی از سوالا رو واسم فرستاد گوشه سمت راست عقب کلاس!!!

برگهه رو هفت هشت نفر دست به دست کردن!! همه هم سوالو واسه خودشون نوشتن!! :) مراقب هم که شوووت!!!

تا برگه رسید دستم انگار بمب ساعتی دستم باشه! هزار رنگ شدم! دستم عین چی میلرزید! مراقب یه نگاه بهم میکرد تا ته ماجرا رو میخوند!!!

خلاصه زودی برگه رو خوندم و بر اساس اشارات دوستان برگه رو دادم جلویی...

جلویی هم طبق اشارات چشم و ابرو جواب اون یکی سوالو که پیشش بود گرفت سمت من! منم که اصن رو به سکته بودم! گفتم نمیخوام!

پسره خنگ رفته بود همه جا گفته بود گندم خودشو واسه من گرفته! چون تقلبو از دستش نگرفتم رفته بود گفته بود مغروره و فلان!!!

منم گفتم بذار لااقل پیش یه نفر ابهت داشته باشم :))


+ این پستو زدم انتشار در آینده!! آیکونش شبیه بمب ساعتیه!!! :/

۹۴/۱۱/۱۱

نظرات (۴۶)

۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۱۳ مــــــــ. یــ.مــ
:|
مرسی ابهت:)))))
گندم بانو:
خواهش میکنم.. قابل نداشت :))))) 
خیلی باحالی
گندم بانو:
جدا؟! :)) 
۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۱۶ محسن رحمانی
الان واجب شد من یه سری به دانشگاهتون بزنم تقلب میکنید:دی
خخخخخخخخخخخخخخ
گندم بانو:
تموم شد دیگه :)))))) 
۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۱۸ محسن رحمانی
اصلا نباید به حرف دیگران توجه کرد باید ببینید از پسش بر میاید یا نه ؟ بعد انتخاب کنید
درس رو .
گندم بانو:
گناه داشتن، واحد نیاز داشتن!!!! 
تقلب جالبی بود! خب میگرفتید، چرا گفتید نمیخوام؟ :))
گندم بانو:

خیلی استرس داشتم!!!!! 

دستام خیلی میلرزید!!! :)))) 

چقدر مراقبه پرت بوده :دی

ولی خداوکیلی هیچی مثل تقلب شیرین نیست :دی
گندم بانو:

والا من تو حال سکته بودم طعمشو نفهمیدم :))))))) 


۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۲۳ امید می نویسد

همین که پیش یه نفر ابهت داری خودش کلی یه
خخخخخ
گندم بانو:
واااقعا :)))))) 
اصن تقلبم آرزوست :))))
گندم بانو:
ایشالا خدا قسمت کنه :)))) 
۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۲۶ مهراد فروتن
من که بر نداشتم مقاومت دو رو، یعنی حتا حاضر بودم ترم رو حذف کنم ولی این درس رو بر ندارم. :)
گندم بانو:

عاقلی کردی واقعا :))) 

وقتی آدم میتونه سد کوتاه بگیره مگه دیوونه ست مقاومت دو بگیره؟!!!! :)) 

ای متقلب :-))
گندم بانو:
:)))) 
:)))چقدخوبه مراقب شووت باشه
گندم بانو:
به شرطی که آدم به قول مترسک ، معلول تقلبی نباشه!!!! ؛) 
۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۳۴ محسن رحمانی
گاهی وقتها توی یه شرایطی هست که دلسوزی باعث صدمه زدن به خود ادم میشه
اون موقع هست که باید از صدمه زدن به خودت دوری کنی یکیش همین مورد.
گندم بانو:

گذشت دیگه به هر حال :) 

حالا نمره ش تو معدل کلم شاید چند صدم تاثیر داشته باشه :) 

۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۴۲ محسن رحمانی
درسته گذشت ولی باید از اون درس گرفت .
مثل این میمونه که یه دوستت یه کار خطا کنه وبگه توبیا گردن بگیر اون وقت توباید دلت
بسوزه وگردن بگیری؟ نمیشه که .
گندم بانو:

:) 

آره خوب، ولی تو بعضی چیزا میشه از خودگذشتگی کرد و ضرر زیادی هم ندید ...

بالاخره باید دست به دست هم دهیم به مهر :) 

تقلب چیز خوبیست اصولا:))))
گندم بانو:

بلی! 

:)) 

۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۵۵ محسن رحمانی
بذار من بشم رئیس جمهور اون وقت برای تقلب جرم تعیین میکنم ببینم بازهم میگید
تقلب خوبست یا نه :دی خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
گندم بانو:

:))))))))) 

میخوای بشی سر دسته شون ، بعد بگی جرمه ؟!!!! :)))))) 

دو سه سالی میشه تقلب نکردم :|
:))
گندم بانو:
:)
دو سه سالی میشه که دیگه درس نداشتم :))
۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۲۴ اسپریچو ツ
متاسفانه هنوز تو دانشگاه یه تقلب جون دار که حسابی بچسبه نداشتم:دی
فقط یه بار ترم اول بچه ها خوشحال بودن که استاد حواسش نیست و مراقب هم نداریم و حسابی تقلب کرده بودن بعد فهمیدین استاد از همه با تبلتش فیلم گرفته
منم موازی با تبلت بودم تو فیلم نیستم
:دی
گندم بانو:
چه شانسی :)))
دیگه از این جون دارتر؟!!! :)
هیچ خنگولی این درس رو نمی گرفت :))) نیشم تا بنا گوش سر این جمله باز شد.
.
ظاهرا شماهم دچار معلولیت تقلبی هستین :دی
گندم بانو:
:))))
اصن نابودم!!!! :))
خیلی خوبه ازین خاطره ها دارید که برای بچه هاتون تعریف کنید :-)
گندم بانو:

اینا رو واسشون تعریف نمیکنم!!! بد آموزی داره!!!! 

:))) 

واسه یکی از دروس عمومی اصلا وقت نکردم کتاب رو کامل بخونم مطالبش هم گنگ بودن یکی از بجه ها بهم گفت این استاد عادت داره سوالای ترم قبلیش رو میده ب ترم جدید واسه سکشن فلان این سوالا رو داده واسه شما اینا رو میده همینا رو بخون
منم ک ار خدا خواسته نشستم خوندمشون و کلا کتاب رو هم گذاشتم کنار، ریسک کرده بودم اونم منی ک اینقد نسبت ب نمره هام حساس بودم سر جلسه کلی ذوق کردم همون سوالا بود ی واو هم جا نزاشتم تنها کسی بودم ک بیست شد و هیچ کس جز نیلو دوستم ک سوالا رو بهم داد نفهمید جرا بیست شدم:)))
گندم بانو:

خخخخ منم یه دونه از این اقبالا داشتم!! :))) 

خیلی کیف داره :)) 

یه مورد داشتم ترم 6 ؛ امتحان یکی از سخت‌گیرترین استادامون بود و موقع امتحانشم توی اون ردیف ما همه از دم خانوم بودن و من یه نفر مذکر :|
اوجش اون‌جاش بود که با هیچ‌کدوم هم آشنایی قبلی نداشتم که بتونم روشون حساب کنم و عین اون درازگوش (!) توی گِلِ چندتا سوال گیر کرده بودم و اگه اونا رو نمی‌نوشتم قطعاً می‌افتادم!
اواخر امتحان بود که خانوم پشت سریم اومد که بره، دوباره برگشت سر جاش نشست و اومد زیر گوش من گفت: چیزی می‌خوای بگو، دارم میرم؛ منم با کلی مشقت دو تا رو پرسیدم و جوابشم گفت و زود بلند شد و رفت؛ خانوم جلوییم یه دونه سوال ازم پرسید، وقتی جوابشو گفتم، خودم هم ازش سوال پرسیدم و نهایتاً با همت و کمک دوستانی که هیچ آشنایی‌ای باهم نداشتیم اون درس به خیر و خوشی پاس شد و رفت پی کارش!
و من هنوز برام سواله که اون دوستامون روی چه حسابی، ندیده و نشناخته ریسک تقلب رسوندن به من رو قبول کردن؟ :D
گندم بانو:

و سوال من اینه که تو مطمئنی معلول تقلبی؟!؟!!!!! نیستیااااا :))) 


۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۲۰ مهراد فروتن
یا مثلا سازه های مدفون :))))) سه واحد درسی، اختیاری، بر عکس اسمش حفظی، قشنگ هلو برو تو گلو!
ماه بود این درس، 20 شدم و یکی از دلچسب ترین بیست های زندگی ام بود :)))
گندم بانو:

واسه ما همچین واحدی ارائه نشد! 

اصن اسمشم نشنیده بودم!!!! :| 

:)) 

سلام. باورت بشه یا نه من در کل عمر تحصیلیم فقط دو بار تقلب کردم یه بار سر کلاس دفاعی و یه بارم تو یونی به اجازه ی خود استاد!! حتی وقتی کل کلاس تقلب میکردن و یا حتی وقتی مراقب شوووووت بود. تقلب نمیکردم. هیچوقت!
اصلا دوس نداشتم با تقلب حق الناس به گردنم باشه و مدیون شم. از بچگی!
الان وسعت خووووووب بودن منو درک کردی؟:)
ولی منم یه خاطره دارم. تو یونی یه درسی رو استاد خفن امتحان گرفتت و ما همه مثل اهو تو گلزار گیر کرده بودیم که یکی از اقایون به من اشاره کرد که بهم برسون!
نمیدونست من تقلب ناپذیرم. البته خداییش بلد نبودم هیچی. واسه همین علامت دادم که بلد نیستم و برگه م رو هم نشون دادم که سفیده!ههههههه ،
هیچی دیگه نمره ها رو که زدن رو برد من شدم ۱۷ اون اقاهه شد ۸!
و من دق کردم از غصه برایش...
البته بچه پررو بود که از یه خانم محترمی که هیچوقت حتی سلام و علیک نداشتیم تقلب میخواست ولی خداییش دلم کباب شد خواهر..
گندم بانو:

:) 

من تو دانشگاه دو تا درس افتادم، دوتاش در نهایت نامردی! 

اولی به این دلیل که دانشجوی حل تمرین میخواست باهاش دوست شم و من قبول نکردم اونم برگمو یه جوری نمره داده بود که بیافتم !

منم ترم یک بودم بلد نبودم که میشه اعتراض کرد و اینا 

دومی هم استاد به همشهری های خودش نمره داد و به من نه، 

بعدم که گفتم برگه مو بده ببینم گفت دلم نمیخواد!!!!!!!!! 

حق الناس اینجور جاها معنی نداره خواهر!!! 

چه باحال :))
گندم بانو:
باحالی از خودتونه :) 
:))
چه جالب
ولی خیلی مراقب خوبی بوده که یه کلاس کامل از رو یه چی تقلب کردن و نفهمیده :))
گندم بانو:

:)))) 

سرش تو گوشی بود و راه میرفت !!! 

گوشیشم ساده بود، نمیدونم چیکار میکرد دقیقا!! :) 

حالا آخرش ، چند شدین ؟

+ اینجانب نیز مقاوت 2 پاس نمودم ، بدون حاشیه و با نمره فک کنم 18 !

+ D:
گندم بانو:

13 فک کنم! 

شما بچه درس خونید :) 

دیگه اون جمله بعد خلاصه رو نخونید :))))))) 

شانسی بود که اتفاق افتاد، من کاری نکردم، امدادهای غیبی بود! :D
گندم بانو:
اصن تا باشه از این امدادا :)))) 
کاش برنمیداشتی کا تقلب نمیکددی
گندم بانو:

:) 

چرا؟! 

عه مقاومت خخخ
منم این درسو با ده پاس شدم
البته استاد گفت که استفاده از گوشی و جزوه و کتاب مجازه
لامصب سوالاش هیجاااا نبود
پاس شد بالاخره درستون یا نه؟!
گندم بانو:

مقاومت یک که بعله !!! این مقاومت دو بود!!! 

آره پاس شد :) 

۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۵۶ شیکسون (^_^)
وای خیلی خنده دار بود :))))
خخخخخخخخخ ابهتتتت

منم در آخرین امتحان دوران تحصیلم که داشتم، یکی از بچه ها به هوای اینکه من بهش تقلب میدم اومد نشست کنارم. گفت نشون میدی دیگه؟ یجوری گفتم آره اگه بلد باشم حتما...که تا برگه هارو پخش کردن یه نگاهی به صورت من انداخت و پاشد جاشو عوض کرد :))) خوب چیکار کنم من نه جرات تقلب کردن دارم نه تقلب دادن :دی
گندم بانو:

:))))) 

واقعا جرات میخواد!!! :) 

آدم ته دلش خالیه خالیه!!! 

استاتیک و مقاومت مصالح خر است
استاتیکو‌که پاس کردم، مقاومت برداشتم. مال ما اجباری بود. دفعه اول نخوندم افتادم، دفعه دوم خوندم ولی خب کلا مقاومت جوریه که می خونی هم انگار هیچی نخوندی :|
سر جلسه هرچی بلد بودم و نبودم نوشتم اومدم بیرون گفتم میشم ده. چون این دفعه استادمون خیلی گیر بود. از اونا که خودش خیلی بارشه و به زور می خواد بار تو هم بکنه. خلاصه امتحانو دادیم اومدیم بیرون به همه گفتم ده میشم. اونم اگه بشم
نمرات که اومد شدم شونزده و نیم ^_^ یه ذوقی کردم نگووووووو. شونزده این استاد مثل بیست و پنجه :|
اون موقع بود فهمیدم یه چیزایی بارمه :))
گندم بانو:

عه مگه تو هم عمران خوندی ؟! نگفته بودی :) 

من این داستانو سر بتن داشتم! 

از سر جلسه که اومدم بیرون گفتم میوفتم !!!! خیلی سخت داده بود لامصب !!! 

بعد دیدم ده شدم اصن بال در آوردم!!!! 

بعدش اصن معلوم شد استاد اشتباه کرده و نمره من 16 بوده!!! :| 

خیلی کیف داد! 

تقلب کار بدی است نقطه سر خط‎:|‎
‎:)‎
گندم بانو:

:) 

تو دانشگاه اونقدر حق من پایمال شد که فک نکنم این تقلب به جایی بر بخوره :)) 

سلام :)
پس شما هم عمران میخونین :)

+ نمیخام :)))

+ من واسه مقومت 2 ، 2 تا میانترم 4 ساعته و 2 تا کوییز و یه امتحان ترم 3 ساعته دادم :|
دخلمان آمد رسما :)) 19.5 شدم
گندم بانو:

وااای چقدر عمرانی زیاد شده!!!!!! :) 

چی نمیخواین ؟!؟!!!! 

19.5 O_o 

تو کدوم مدینه فاضله درس میخوندین ؟؟؟!!!!!! 

تازه دخلتونم در آمد ؟!!!!! :| 


منظورم جمله شما بود ک ب نفر جلویتون گفتین نمیخام :))

تبریز
از 26 ، نوزده و نیم گرفتم . همونو استاد گذاشت تو سایت
اصن ی وضعی بود . استاد برای اینکه وسط میانترم فشارمون نیفتاده واسه همه کیت کت خرید . خیلی با مرام بود استاد :)
گندم بانو:

از 26! خوب بوده پس :) 

استادای ما یه لبخند زهره ترک کن میزدن فقط!!! :/ 

عــــه ، چقدر اینجا عمرانی زیاده ....

+ لازم به ذکره که من فقط همینو 18 شدم ( اونم به خاطر اینکه استادش رو خیلی دوس داشتم )، بقیه نمره هام رو 13 ، 14 اس !
گندم بانو:

آره اصن خیلی عجیبه برای خودمم :) 

+ چقدر واقعا تاثیر داره استاد تو نمره!!!! 

من سخت ترین امتحانا رو که استادشو دوست داشتم نمره بالا میگرفتم ! 

و بالعکس :) 

۱۲ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۳۳ 😎😎😎BAHAR 😎😎😎
کلی خندیدم (:
گندم بانو:

چرا؟! :| 

;-)

حق الناس که معنی داره. حالا یکی میخواد به گردنش باشه یکی دیگه نمیخواد... الان اونا مدیون تو هستن. چه به حق الناس پایبند باشن چه اینکه براشون مهم نباشه.
گندم بانو:

نمیدونم والا، نمره ای که تو هیچ جای زندگی آدم تاثیر نداره چه حق الناسی میتونه باشه! 

ایشالا تو چیزای مهم آدم دچار حق الناس نشه، وگرنه نمره، اونم تو دانشگاه هایی مث دانشگاه ما، اونم واسه منی که رتبه نبودم و نمیشدم با نمره این درس.... 

شایدم واقعا حق الناس باشه، فقط نمیدونم دقیقا کدوم ناس ؟!!! 

همکلاسی هایی که همه دخیل بودن؟ 

یا استادی که از درس نداده امتحان گرفت ....

به هر حال ایشالا خدا ببخشه ...

هر چند خدا حق الناس رو نمیبخشه :) 

۱۲ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۳۸ نیمه سیب سقراطی
منم انقدررررر هول میشم که حد نداره ! هزار رنگ میشم اصلا ! دستام می لرزه !!!
سکته میکنم رسماً !!! :)))
تقلب نکنم سنگین ترم !!!
گندم بانو:
منم دقیقا به همین دلیل دیگه بی خیال تقلب شدم :)))) 
:))))
آفرین خودتو بگیر برا پسرا حال میده:)))
ولی استرسی چرا شدی خو خواهرم:دی
یه تقلبه دیگه
گندم بانو:

:)))) 

حالا تو دانشجو شدی خودتو بگیر براشون :)) 

:) 

نه من صنایع ام
کلا صنایع رشته ایه که از هر رشته ای یه تیکه داره. مثلا از عمران و مکانیک استاتیک و مفاومت مصالح
از کامپیوتر، برنامه نویسی. از معماری نقشه کشی صنعتی یک و دو. هم رو کاغذ هم نرم افزار
از بچه عای مواد علم مواد و حرارت. از برق، مبانی و آزمایشگاهشو. و....
دیگه یادم نیس حضور ذهن ندارم :)
گندم بانو:

شما مهندس عمومی هستین پس!!!!!! مث پزشک عمومی :))) 

موفق باشی به هر حال :) 

۱۲ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۲۸ ام اسی خوشبخت
مراقب واقعا نمیدید یا قصد کمک داشت؟ :)
گندم بانو:
به قیافه ش نمیومد قصد خیر داشته باشه :)) 
۱۳ بهمن ۹۴ ، ۰۲:۰۷ شیکسون (^_^)
میگما...ادامه داستان پلیز کجای؟ :)
گندم بانو:

دو بخش دیگه نوشتم.... ولی میدونم احتمالا بقیه شو نمینویسم !!!!! 

حالا اون دو بخشو میذارم به زودی ...

چه خوشمزه ان خاطراتت
گندم بانو:

:) 

قابل ندارن :) 

بنده یه هم کلاسی دارم که این اواخر اونقدی رو مخ من کار کرد انگار که خودش برای من برنامه چید ... حالا بش میگم فلان کلاسو بردار زمانش استادش بهتره میگه نمیشه :| عجب بساطی داریما :)))
گندم بانو:

واقعا من به این نتیجه رسیدم کسی که به خاطرش یه درسو میگیری...

حتی به خاطرت تایم کلاسشو هم عوض نمیکنه!!!!! 

۲۱ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۲۳ سرباز جامانده
خخخ به شما پیشنهاد میکنم هیچوقت زیادی دلتون به رحم نیاد(مثل این مورد) که بعدش مجبور به تقلب با اعمال شاقه نشید
گندم بانو:

:) 

دله دیگه!!! :)) 

تقلب میرسونن قبول نمیکنین عایا؟!!عجبااااا
گندم بانو:
استرس داشتم خوب :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی