در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین مطالب
  • ۲۳ مهر ۹۶ ، ۱۳:۵۲ 248
  • ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۲۹ 240

پست تقلبی

يكشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۱۰ ق.ظ

بعد از مطالعه پست نگار جان و متر جان به این نتیجه رسیدم که منم شما رو در جریان شاهکارم بذارم!! :))

عمران فک کنم بیشتر از هر رشته دیگه ای درس اختیاری داره!

یه درس اختیاری ارائه شده بود به اسم "مقاومت2" ... برای اینکه بدونید حدودا مقاومت چیه باید بهتون بگم که استاتیک پیش نیازشه!

خلاصه که اصولا هیچ خنگولی این درسو تو شرایط عادی نمیگرفت!

یه سری از بچه های سال آخری و یه تعداد از بچه های درس افتاده مجبووور (!) باید این درسو میگرفتن و دنبال این بود که تعداد نفرات به حد نصاب برسه و درس ارائه بشه.

من همش میگفتم بابا من مقاومت 1 رو هم به زور پاس کردم! خوب میرم یه درس آسون میگیرم و با 17-18 پاس میکنم، چرا اینو بگیرم که همش نگران افتادن باشم؟!

یکی از آقایون یه ساعت رو مخ من کار کرد که بابا استاد ساده میگیره و فلان و بهمان و بیا بگیر و این صحبتا...

منم که دل رئوف گندمیم نرم شده بود درسو گرفتم...

نزدیک میانترم که شدیم استاد جان فرمودن که چون بچه ها اکثرا ترم آخرین و واسه ارشد دارن میخونن سوالا رو تستی میدم!! :/

منم که نه کتاب تست داشتم و نه هیچی!!!

خلاصه روز امتحان چهار تا سوال بود که من فقط دوتاشو بلد بودم! نمیدونم چه نگاهی به همون پسره که گولم زد  و باعث شد این درسو بگیرم انداختم که از گوشه سمت چپ جلو کلاس، یکی از سوالا رو واسم فرستاد گوشه سمت راست عقب کلاس!!!

برگهه رو هفت هشت نفر دست به دست کردن!! همه هم سوالو واسه خودشون نوشتن!! :) مراقب هم که شوووت!!!

تا برگه رسید دستم انگار بمب ساعتی دستم باشه! هزار رنگ شدم! دستم عین چی میلرزید! مراقب یه نگاه بهم میکرد تا ته ماجرا رو میخوند!!!

خلاصه زودی برگه رو خوندم و بر اساس اشارات دوستان برگه رو دادم جلویی...

جلویی هم طبق اشارات چشم و ابرو جواب اون یکی سوالو که پیشش بود گرفت سمت من! منم که اصن رو به سکته بودم! گفتم نمیخوام!

پسره خنگ رفته بود همه جا گفته بود گندم خودشو واسه من گرفته! چون تقلبو از دستش نگرفتم رفته بود گفته بود مغروره و فلان!!!

منم گفتم بذار لااقل پیش یه نفر ابهت داشته باشم :))


+ این پستو زدم انتشار در آینده!! آیکونش شبیه بمب ساعتیه!!! :/



۹۴/۱۱/۱۱