در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیام های کوتاه

175 ... خط خطی > آبو > اسرا

دوشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۲۲ ق.ظ

در دوران ما قبل بیان (:دی) که در بلاگفا میزیستیم!

یه وبلاگ مشاوره ای بود که گاهی بهش سر میزدم...

و نمیدونم دقیقا چی باعث میشد که یکی از مخاطبای اون وبلاگ، توی همون وبلاگ خطاب به من کامنت بذاره! ولی خوب هر چی بود، شد مقدمه آشنایی من و همون بلاگر...

هنوز درست و حسابی نشناخته بودمش که بلاگفا ترکید!!!!

این پوکش! همزمان شده بود با رفتن من به شرکت جدید و مسئولیتای زیاد و خلاصه همه چی دست به دست هم داد تا من وبلاگ نویسی رو ترک کنم!

اما آیا یه بلاگر میتونه بدون وبلاگ زنده بمونه؟!!!!!

سعی کردم دوباره تو بلاگفا وبلاگ بسازم. ولی بلاگفای عزیز! آدرس قبلی منو قبول نمیکرد!

میگفت آدرست رزروه!!! و وقتی میزدم پسورد یادم رفته میگفت همچین وبلاگی نداریم اصن!!!! :/
یعنی وبلاگ من هم بود، هم نبود!!!!

خلاصه با یه آدرس دیگه وبلاگ جدیدی ساختم.

یه روز که داشتم توی وبلاگای به روز شده چرخ میزدم با یه اسم آشنا مواجه شدم!

ܜܔܢܜ یه پسر نسبتا خط خطی ܜܔܢܜ

به خط خطی زیاد سر میزدم... یه جورایی بی تکلف نوشتنشو دوس داشتم...
و البته یادم بود که اون دوستی که تو وبلاگ مشاوره داشتم به آبو سر میزد و خط خطی رو هم دیده بودم که به آبو سر میزد!!!!
خلاصه رفتم بهش گفتم من قبلا میومدم وبت و خواهش کردم آدرس آبو رو بهم بده و...
خط خطی گفت منو نمیشناسه...
شروع کردم معرفی خودم...
من همون گندمم...
که میرفتم سر کار...
که شیرازی بودم...
که...
که...
نشناخت که نشناخت!!!!!
گفتم خوب حق داری!!! بسکه سر نمیزدی به من!!!! :/
روش معرفی رو عوض کردم!!!!
گفتم ببین من همونم که یه روز بهت گفتم من حس میکنم کریستفر کلمب هستم!!!!! :)
و یادش اومد!!!
گفت تو همونی که داداشت سرباز کرمان بود و وبلاگت آبی بود؟!!!!!
خوب حقیقتا انتظار نداشتم به این دقیقی یادش بیاد!!! :)
خلاصه آدرس آبو رو گرفتم و رفتم وبلاگ آبو.
خوب از آبو انتظار شناختن نداشتم، چون سر جمع دو سه بار بیشتر سر نزده بودم...
شروع کردم کامنتا رو خوندن... و همش تو ذهنم بود یکی باید باشه که زیاد سر به سر آبو میذاره!!!!!!
و بالاخره پیداش کردم!!!!
اسرا!!!!!
آره!!! اسمش همین بود!!!!!!
یافتیده بودمش ^__^
اسرا زود منو یادش اومد! (بسکه دوسم داره ^___^)
و وقتی بهش گفتم نمیتونم لینکش کنم تو بلاگفا،
منو با بیان و دلایل دشمنی بلاگفا با بیان آشنا کرد.
و من به بیان مهاجرت نمودم...
و شد آنچه شد!!!!!!!! (همون فوقع ما وقع کتاب عربی!!!!)


+ به طرز بی دلیلی عکس بک گراند وبلاگم بالا نمیاد!!!!! :/
و من حتی سیوش نکرده بودم تو لپتاپم!!!!


۹۵/۰۲/۱۳

نظرات (۳۸)

قلم خیلی خوبی دارید
واقعا میگم :)

هر چند متن طولانی بود (برای وبلاگ) ولی چذاب نوشته شده بود
گندم بانو:
ممنون :)

تازه کلی خلاصه ش کردم :)))
۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۳۵ آقاگل ‌‌‌‌
میگن دوستای خوب خیرشون بیشتر از منفعتشونه! مثل همین "اسرا". هواشون رو داشته باش.
:)
برا ما بالا میاد!
فکر کنم زیادهم بی دلیل نباشه یحتمل سرعتت پایینه.
گندم بانو:
ای بابا!!!! از اسرا تعریف نکنید میفهمه دوسش دارم!!!! :/

عه! پس خدا رو شکر :)
تلاشت ستودنی بوده :دی
گندم بانو:
:))))
واقعا خیلی دنبالش گشتم :))))
سلام

من دارمش اگه خواستید خبر کنید

گندم بانو:
عکس بک گراندو؟
ممنون ... آره میخوام :)
خخخخخخخخخخخخخ چه جالب بود .
گندم بانو:
:)
کدوم عکس؟
گندم بانو:
بک گراندم
همون نقاشی خودکاری زمینه وبلاگ.
دوستان میگن واسه بقیه میاد... واسه خودم نمیاد فقط :)
چه دوستای خوبی ^_^
سر زدم به همه‌شون...
گندم بانو:

:) 

دوستای من همه شون خوبن :) 

همون عکس دختر بچه و کفش؟
گندم بانو:

نه! هدرمو نمیگم. 

همون خودکاری ها ... پرچم و هواپیما و... 

خوب شاید ایراداز مرورگرتون باشه یا سرعت نتتون کم باشه مرور گرتون رو عوض کنید
یا باگوشی امتحان کنید ببینید میاد یا نه.
گندم بانو:

با گوشی هم نمیاد. 

احتمالا مشکل از اینترنت باشه 

او ل ل ل ا ، چه مارکوپلویی شده بودی برای خودت :))
ولی خوبیش اینه که دوستات رو پیدا کردی :)
بلاگ فا رو از مرداد 85 شروع کرده بودم {اوه ده سال شد بلاگ می نویسم :) } بعد دوسال رفتم وردپرس :) اونم فیلتر شد ، اومدم بیان
این نوشته رو اونجا خیلی دوست دارم مال همون اوایل هست یعنی 85 :

تریبول نادان
آنها در کنار یک دیگر بودند و همه به یک اندازه می دانستند و باور داشتند که آنجه می دانند بسیار است یکی در میانشان بود که به اندازه دیگران نمی دانست و به او نادان می گفتند . او تریبول نام داشت.
هنگامی که شنید نادان است، فروتن شد و خود را پنهان کرد تا کسی او را نبیند. اما دیگران با او همدردی نداشتند و او را دنبال کردند و نگاهش کردند و با او از آنچه نمی توانست بفهمد حرف زدند. آنها می دیدند تریبول چه رنجی می برد و خشنود بودند از این که میتوانند او را برنجانند.
اما جهان دگرگون گشت و ناگهان تریبول دانا شد و بقیه نادان، بسیار نادان تر از او. تریبول هم می خواست برای انچه دیگران به سرش آورده بودند انتقام بگیرد. اما آنها او را تحسین کردند و هیچ کس به خاطره آنچه نمی دانست و تریبول می دانست، خجالت نمی کشید و تریبول با آنها همدردی می کرد و نمی توانست آنها را برنجاند. او می دانست که همیشه به گونه ای تنها بوده است و در انتظار زمانی بود که روزگار باز خواهد گشت . او دقیقا می دانست زمانی که در آن جهان بار دیگر دگرگونه شود ، دیگران باز هم او را خواهند رنجاند.
گندم بانو:

ده سال!! :) 


چرا من حس میکنم تو این داستان، یه عالمه حرف دل تو نهفته ست؟!!!! 

+ آدرس بلاگت رو بگو شاید بشه عکسش رو برگرداند :)
گندم بانو:

چندتا از قسمتاشو پیدا کردم :) 

اما کامل پیدا نشد! 

اونجا هم گندمرو بودم!!! :) 


www.gandomru.blogfa.com 


من وقتی اومدم بیان و یکی یکی دوستان بلاگفاییم رو یافتم میخواستم دق کنم از ذوق :)))

پیدا کردن دوستان قدیمی مجازی واقعا دلچسبه :)))
گندم بانو:

ولی من به جز اسرا و آبو و خط خطی، دیگه هیچ کسو پیدا نکردم! 

اما دوستای خوب دیگه پیدا کردم :) 

یکیش تو :-* 

عکس پس زمینه لینکش خراب شده...

همینه دیگه:
http://s6.picofile.com/file/8249671068/ArtWork_4_.jpg

:دی
گندم بانو:

عه تو هم داریش ؟! :) 

برا بعضیا باز میشه انگار ... 

نمیدونم دقیقا مساله چیه!!! 

چه قشنگ تهههریف کردی ^_^
لذت داش ولا :))
گندم بانو:

^___^ 


آهان اونارو میگیدبرای من هم باز میشه .
گندم بانو:

عه 

پس سالمه خدا رو شکر :) 

بعضی مرورگرها یه سری قالب رو پشتی بانی نمیکنند .باکدوم مرورگر وارد شدید؟
گندم بانو:

با فایرفاکس 

همیشه با همین مرورگر میام! 

خونه ما متاسفانه آنتن نداره واسه اینترنت گوشی. 

حالا که واسه بقیه باز میشه خوبه دیگه :) 

با اینترنت گوشی یعنی همون داده گوشی وارد بشید ببینید وارد میشه .
گندم بانو:
جواب اینو تو کامنت قبلی گفتم!!! :))))) 
چه عالیه این دوستی ها:)
گندم بانو:
بله :) 
چه خوب که پیداشون کردیا:-)
گندم بانو:
آره واقعا :) 
میشناسمشون :) موفق باشن :))
گندم بانو:
:) 
نه منم نداشتمش...ولی دیدم برای تو خراب شده، گشتم پیدا کردمو برات آپلودش کردم ^_^

لینک بک گراندت خراب شده، چون ظاهرا اون سایته عکس رو حذف کرده، اینم لینکشه:
http://cdn.javanha.com/javani1/Mehrdad/Picture/ArtWork-E4-01/ArtWork%284%29.jpg

بقیه دوستان هم اگه یه بار ctrl+F5 رو بزنن اونام دیگه بک گراندت رو نمی بینن :))
گندم بانو:
دستت درد نکنه رفیق جان ^___^ 
۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۲۴ شرکت وب گستران افق
عالی بود دوست عزیز
گندم بانو:
ممنون 
۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۱۵ بهار پاتریکیان D:
چه دوستای خوبی :)
گندم بانو:
اوهوم ^__^ 
۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۳۰ آقاگل ‌‌‌‌
خب الان دیگه باز نمیشه!
صبح باز میشدا.
:/
ولی خب عکسش رو که دوستان دادن بهتون دوباره بزاریدش :)
یا حتی تغییرش بدین تنوع بشه:دی
گندم بانو:

تنوع :) 

آخه همین عکسو بیشتر دوست دارم! ^__^ 

اقا سلام علیکم جمیعا:|
عرضم به حضور که گندمی خاطراتمو تازه کردی بیچاره آقای مهدیان از دستم ذله شده بود تو وبش برا همه مشاوره میدادم :|... داشتی مشاوره هامو دیگه ؟ خود آقای مهدیان اون طوری روحیه نمیداد که من میدادم : دی
بعدش یادته سارا همون که اسم وبش میشه بخندی بود :( و خیلیای دیگه و حالا خوبه که تو عمو آبو پسر خط خطی رو بعد از سونامی تونستم پیدا کنم :(
گندم بانو:

من فقط تو و آقای مهدیانو یادمه فقط :)))) 

واقعا شانس آوردم که پیدات کردم ^___^ 

بعدشم من هیچ وقت و هیچ جا سر به سر کسی نمیزارم به من شر نگو :|
بعدشم اصلا شما ؟ اینجا کجاست من کیم؟
خیلی بعدشم من اصلا دوست ندارم به هیچ وجه
و تازه تو دنبال سمنو بودی تو دست من دیدی یک دل نه صد دل عاشقم شدی:))))
بعدش هی اومدی اسرا بیا دوست شیم من هی میگفتم نه و البته میگم هنوزم :|
گندم بانو:

آخه اگه شر نبودی که من اصلا پیدات نمیکردم !!!!!!! :/ 

من؟! اینجا خونه منه! شما؟! من اصن شما رو نمیشناسم !!!! 

الکی نگو!!!! اینقدر خوشحال شده بودی از دیدنم!!!!! 

من گفتم اسرا بیا دوست شیم؟!!! :/ 

گوشیم هنوز وقتی میخوام بگم اسرا ، مینویسه اسرائیل !!!!! 

چیکار کردی مگه؟!!!! :/ 

می بینم که عکسه درست شده و من ضایع شدم :))
صبح برای من باز نمیشد الان باز میشه :دی
گندم بانو:

این حرفا چیه رفیق جان؟!! 

عکسه دلش برای من سوخت! 

آخه یادم رفته بود کجا باید آدرسش رو بذارم!!!! :)) 

۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۴۴ چشم به راهم ...
چه پیگیر هم بودین
احسنت...
گندم بانو:
^____^ 
سلام:)
عجب پشت صحنه ای داشت :دی
گندم بانو:

سلام 

:))) 

۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۴۵ ܜܔܢܜ پسر خط خطی ܜܔܢܜ
گفتم " شما " و... " داداشتون " ... "وبلاگتون " ...

:))
گندم بانو:

:)))) 

بی جواب موندم الان!!!!

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝
۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

هم میهن ارجمند! درود فراوان!
با هدف توانمند سازی فرهنگ ملی و پاسداری از یکپارچگی ایران کهن
"وب بر شاخسار سخن "
هر ماه دو یادداشت ملی – میهنی را به هموطنان عزیز پیشکش می کند.
خواهشمنداست ضمن مطالعه، آن را به ده نفر از هم میهنان ارسال نمایید.

آدرس ها:

http://payam-ghanoun.ir/
http://payam-chanoun.blogfa.com/

[گل]

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝
۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝
ممنون از وبلاگ خوبتون خوش حال میشیم خودت و کاربرات به سایت من یه سر بزنند کم یاب ترین برنامه های موبایل و ویندوز رو گذاشتم
http://www.store3.ir/shop/
سلام وبلاگ زیبای داری اگه مایل به تبادل تبلیغ با سایت من هستی
www.store3.ir ادرس سایتمه:
این فرو زیر رو پر کن مرسی
http://www.store3.ir/%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7/
والا من جز خیرو خوبی از دستم بر نمیاد گوشیت یه مشکلی داره :|
گندم بانو:
بعله صد در صد!!!!! 
۱۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۳۰ خانم خوشبخت خانم خوشبخت
وای چه خوب آدم دوستاش رو پیدا کنه.
منم از بلاگفا چندتا دوست داشتم، البته من شماره اونا رو داشتم و هنوزم باهاشون درتماسم.
اما یکیشون رو گم کردم :((

the last cindrella
احیانا تو نمیشناختیش؟
گندم بانو:

نه! اسمش آشنا نیست ! 

هر چند من از بلاگفا فقط همین سه نفر که اسمشون تو این پست هست رو میشناسم ! 

باز خوب بوده تو شماره دوستاتو داشتی 

خیلی حس خوبیه ادم وقتی دنبال یه چیزیه مثل کاراگاها بیافته دنبالش و پیداش کنه:دی
گندم بانو:

مث کارآگاه :))))) 

اینطوری بهش نگاه نکرده بودم! 

عجب ماجرای عبرت اموزی :دی

والا...
گندم بانو:
:)
تو کریستف کلمب قاره ای به اسم اسرایی:)))
گندم بانو:
قاره ترسناکی به نظر میاد!!!!! :/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.