در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

پر از حس غمم...

چهارشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۳۹ ق.ظ

وقتی بیشتر حرفا آفریده شدن برای نگفتن....

چرا خدا صدا رو آفرید؟!!!!


+ ربطی به پستی که حذف شد نداره... خودم از اولش همینطوری بودم... پس نمیخواد ناراحت بشی.

+ خودش میدونه کی رو میگم :/

۹۵/۰۲/۱۵

نظرات (۲۵)

خب خوبیش اینه میدونم اون شخص من نیستم

بدیش هم اینه که انقدر توان ندارم که غم های یه دوست را کم کنم

صدا همیشه برای این نیست که با شخصی حرف بزنی
خداوند صدا را آفرید که با خودش هم کلام بشیم
گندم بانو:
:)

شما خیلی لطف دارین...

هم کلام با خدا صدا نمیخواد که... دل میخواد!
۱۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۵۰ عارفه (بانوی دی ماه)
با اینکه دیر گفتی ولی باشه نمیشم عزیزم حلالت :/
گندم بانو:
^____^
شاید به خاطر همون کمتر حرفای گفتنی...
گندم بانو:
یعنی اونا اینقدر مهم تر هستن؟!!
و حرفهایی هست برای گفتن،
حرفهایی که تا گوشی نباشد نمی گوییم،
و حرفهایی هست برای نگفتن،
حرفهایی که هرگز سر به ابتذالِ گفتن فرود نمی آورند،
و سرمایه ی هرکسی
به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد..
:)
گندم بانو:
خوبه لااقل اینجوری سرمایه دار حساب میشیم ^___^
حیف که نمیشه باهاش چیزی خرید!!!
دعا میکنم پر از حس شادی بشی گندمی جان :)))
گندم بانو:
:*
کدوم پست ؟ من که پستی ندیدم؟
گندم بانو:
زود پاک شد!
چی شده آبجی؟
گندم بانو:
غم لونه کرده تو دلم :(
۱۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۲۶ آقاگل ‌‌‌‌
اگه نمی آفرید این آفریده شدن برای نگفتن ارزش خودش رو از دست می داد!
گندم بانو:
الان دلم میخواد بگم "میخوام صد سال سیاه ارزش نداشته باشه" راستش!!!!!
دل آدم میپوکه خوب!!! :/

البته امیدوارم جسارت نشه
خدایا صدای گندم رو بشنو تا ناراحت نباشه...:-(
:-*
گندم بانو:
ممنون دوست خوبم :*
من در جریان نیستم اما به هرحال امیدوارم حالتون بهتر بشه ...
گندم بانو:
ممنونم
شاید خودش نفهمید کی رو میگی به من بگو من بهش بگم:|
گندم بانو:
فهمیده خودش ^__^
راستش خیلی وقت ها به این فکر می کنم.
گندم بانو:
به نتیجه نرسیدید؟!
۱۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۴۲ خانم خوشبخت خانم خوشبخت
:(((
گندم بانو:
:*
نبینم غمتو
گندم..
گندم بانو:
:*
۱۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۵۱ بهار پاتریکیان D:
من که نفهمیدم !
غمگین نبینمت گندمی :)..
گندم بانو:
عیب نداره :)
:*
خشم گندم :|
گندم بانو:
غم گندم :(
خب بخند...‌.
زیااااد بخند...


تن تند بخند :)))

بغل من قابلیت اینو داره که هر کسی بپره توش میخنده‌...میتونی بپری توش! :))
گندم بانو:
بعد نمیگن این دختره دیوونه س؟!!! :)))

فدای شما دوست جدید ^__^
:-\
گندم بانو:
؟!
نمیشه ماهم بدونیم کی رو میگید :دی
گندم بانو:
نه :))
۱۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۱۴ ام اسی خوشبخت
آرزوی آرامش و شادی دارم برات گندم بانوی عزیز :)
گندم بانو:
:*
سلام و عرض ادب
متن جالبی بود
بسیار لذت بردم
باتشکر
http://konkuru.ir


گندم بانو:
:|
چرا آبجی مگه چی شده که غم توی دلتونه ؟
الان چطورید؟
گندم بانو:
گاهی یه عالمه اتفاقای الکی دست به دست هم میدن. ..
و حاصل میشه یه حال بد! 
چراپست روبرداشتید؟
گندم بانو:
باید برمیداشتم :) 
گندم گندم گندم گندم گندم گندم ؟
گندم بانو:
بله بله بله بله بله بله ؟!!! 
توی کار خدا چرا میارید !!


غم هم جزو زندگیه دیگه :)
باید خورد ....
گندم بانو:
همین طوری... محض دونستن!!!!
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.