در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

__________________________________

از اونجایی که من آدم بسیار فراموشکاری هستم...
لطفا فقط در صورت ضرورت کامنت خصوصی بذارید.
چون در غیر اینصورت فراموش میکنم جواب بدم و شرمنده میشم

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
  • ۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۲:۰۸ ۳۷۶.
  • ۰۱ تیر ۹۶ ، ۲۲:۰۷ ۳۷۳.

217 ... نمیشد بیشتر اصرار کنم، انگ حسودی میزد بهم!!!!

دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۵۸ ب.ظ
ترم چهار بودیم که دوست شدن...
حس میکردی جون پسره براش در میره!!!
از انجام پروژه ها و کمک تو پاس کردن درسا گرفته،
تا پر کردن جای خالی همه آدمای اطرافش،
هیچی واسش کم نمیذاشت...
ترم شیش که بودیم میگفت:
"بهم گفته ارشدمو بخونم،
سربازی برم،
یه کار مناسب پیدا کنم و یه پولی جمع کنم
بعد میام خواستگاریت"!!!
گفتم:
" میدونی میشه چند سال دیگه؟!!
یه سال داریم تا گرفتن لیسانس...
دو سال سربازی
دو سال ارشد
حداقل دو سال هم پروسه کار پیدا کردن و پول جمع کردن...
یعنی تو خوشبینانه ترین حالت ممکن میشه 7 سال!!!!
قبول دارم پسر خوبیه... ولی کی میدونه 7 سال دیگه چی میشه!"
اینکه میگن عشق آدمو کور میکنه درمورد جنس مونث کاملا صادقه!!!
گوش نکرد به حرفم!
پسره رفت ارشد...
بهش گفتم:
" چرا حداقل به خانواده ش نمیگه؟!!!
90 درصد خانواده ها انتخاب پسراشونو نمیپذیرن!!!!
این همه موردای مشابه دیدی تو دانشگاه!!!"
گفت:
"خانواده اون اگه بفهمن یکی رو میخواد فورا براش عقد میکنن!!!!
الانم گیر درسه، نمیشه!"
ارشدش تموم شد...
گفت حالا کنکور دکتری داره!!!
بعد کنکور دکتری خودشم خسته شده بود...
رابطه رو قطع کرد تا پسره تصمیمشو بگیره...
اومد خواستگاری...
مادر پسره نپسندیدش...
شروع کرد بهانه گرفتن...
پسرشو راضی کرد و نامزدی رو به هم زدن!!!!!
میگفت زنگ زده بهم گفته:
" اینکه تو 6 سل منتظر من شدی،
اینکه همه خواستگاراتو رد کردی،
دلیل نمیشه که بخوام باهات ازدواج کنم!!!!"
میگفت گفته:
" من دوسِت دارم ولی نه واسه ازدواج!"
نمیشد، دلش میشکست، وگرنه میگفتم بهش که،
خود کرده را تدبیر نیست!!!!
۹۵/۰۶/۰۸

نظرات (۲۷)

چی میشه گفت؟! قضاوت نکنم بهتره :|
گندم بانو:
وقتی به این فک میکنم که چه موقعیتایی رو از دست داد واقعا عصبی میشم!!!! :/
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۱۹ آقاگل ‌‌‌‌
تجربه بشه برا آینده اگه دیدید کسی داره اشتباهی رو مرتکب میشه و اینقدر کور شده که چاله مقابلش رو نمیبینه و قبول هم نمیکنه که شما از چاله ردش کنی قشنگ هلش بده بیافته تو چاه! هرچی زودتر بیافته به نفعشه! اصلا شاعر هم میگه اگر بینی که نابینا و چاه است هلش بده تو چاه تا از خواب غفلت بیدار بشه! :/
گندم بانو:
یادم باشه وقتی دارم اشتباه میکنم از نزدیکی های وبلاگتم رد نشم حتی!!!
:))
امان از دخترهای ساده و پسرهای زرنگ :(
گندم بانو:
آخه سادگی تا چند سال؟؟
نمیگم پسره زرنگ بوده چون شاید اونم فک نمیکرد خانواده ش مخالفت کنن
ولی از یه جایی به بعد از نظر من خود دختره مقصر بود فقط!!!!

دوست دارم ولی نه واسه ازدواج :|
ینی آدم تا کجاهاش آتیش میگیره میسوزه.
گندم بانو:
هعی! !! چی بگم!!! :(
چه دلی شکونده اون پسر...
یکی از دوستان من هم هفته پیش عقد عشق چند ساله اش بود، پسر خیلی راحت زیر حرف هاش زد و رفت... الان دختر مونده و یه شوک بزرگ که مگه من چی کم داشتم ازون عروس 18 ساله؟!
گندم بانو:
خودمون باید حواسمون به خودمون باشه!!
وقتی در دیزی بازه، نمیتونی از گربه انتظار حیا داشته باشی!!!!
هر چند.... پسره هم بی تقصیر نیست...
قدیما میگفتن مرده و قولش!!!!
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۵۵ ماهیِ نفس کِش! :)
باید عاقلانه وارد رابط شد :|
البته موارد استثنا هم داریم :/
گندم بانو:
70 در صد کلاس ما رو پسرا تشکیل میدادن...
به جز یکیشون که بعد سه سال کش مکش خانوادگی بالاخره با دختر دلخواهش ازدواج کرد،
بقیه حریف خانواده ها نشدن
و بازم به جز یکیشون که هنوز داره میجنگه،
بقیه عقب کشیدن!!!
استثناها خیلی کم هستن متاسفانه!!
چه پسره عوضی بوده:-(خداجواب این کارارو میده کاری ندارم به سادگی دختره..اماپسره تاوان کارشوپس میده
گندم بانو:
شاعر میگه
صدها چراغ دارد و بیراهه میرود
بگذار تا بیافتد و بیند سزای خویش!!!


الان من مانورم رو پسره نیست، هر چند خیلی نامردی کرد،
ولی آخه به نظر خودت دختری که پنج شیش سال بشینه به پای پسری که
حتی وجودشو تمام این سالا از خانواده ش پنهان کرده عاقلانه ست؟ !!!!
این همه من بهش گفتم
اون همه بقیه دوستا گفتن
همش میگفت این فرق داره!!!
ناراحت نشیا..کارخوبی کردی اون جمله اخرونگفتی اگه میگفتی واقعا نمشد بهت گفت دوست:)زخم زبون الان کاربدیه...خیلی....الان گفتن این حرفا بی انصافیو نامردیه
گندم بانو:
ناراحت واسه چی نازنین دختر؟!!! ^___^
آره اصلا یادش نیاوردم که چیا بهش گفته بودم،
فقط به درد دلاش گوش دادم
در واقع کار دیگه ای هم ازم برنمیومد
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۲۱ پسرِ خاکستری
اولا جا داره خاااااعک بر سر چنین پسرایی کنم ک اینقدر راحت احساسات یه دخترو بازیچه میکنن
دوما واقعأ خوده دوستتون مقصره و باید تاوان این اشتباهو بده
تو اینجور دوستیا هیچ تضمین و اعتمادی وجود نداره
گندم بانو:
درسته واقعا
بیشتر تقصیر دوستمه ...
هر چند ،
من عقیده دارم دخترا که عاشق میشن واقعا دیگه هیچی نمیبینن!!!
خود کرده را تدبیر نیست.........
اگه بهش می گفتی شاید دوباره اشتباه نمی کرد
گندم بانو:
یعنی واقعا اگه بازم اشتباه کنه اصلا دوستیمو باهاش قطع میکنم!!!!
آخه دیگه آدم این همه دیوونه؟!!!! :/
متأسفم... نه برای اون خانوم و نه برای اون آقا؛ بلکه برای جامعه‌ای که به این مسیر کشیده شده که روزی نیست از یه گوشه‌ای همچین چیزایی نشنویم؛ هعی... :(
گندم بانو:
جامعه که داره روز به روز اوضاعش خرابتر میشه!!!
میریم به سمت فرهنگی که خودمونم قبولش نداریم!!!!
نشسته پسره رو نفرین کرده!! خب عزیزم خودتم مقصری همونقدر!!!! :/
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۱۷ دخیـ گمشدهـ
...
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۳۸ ام اسی خوشبخت
خود کرده را تدبیر نیست ...
تا حالا جرات نکردم این جمله رو به کسی بگم، خیلی وقت ها این جمله در مورد خودم صادق بوده.
گندم بانو:
منم فقط به خودم جرات دارم اینو بگم!!!!! :))
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۵۶ معصـومــــــه پــورابـراهیـــم
:| چی بگم منننننننننن!چه کلمه یاجمله ایه که شایسته این افراد باشه!!!!هاااان :'(:'(
گندم بانو:
بگو : خود کرده را تدبیر نیست!!
:)
پسره هم چه نامرد بوده. دست کم یه تشکر خشک خالی میکرد که این همه به پاش وایساده. البته دختره هم اشتباه کرده.
گندم بانو:
تو این مواقع میگن خودت خواستی !!!!
خودشونو هم همینطوری توجیه میکنن! 
خود کرده را تدبیر(دولت روحانی) نیست :دی

والا...
گندم بانو:
:))))

پسره اگه واقعا میخواستش همون موقع اقدام میکرد یا حداقل خانواده ش رو در جریان میگذاشت
دوستتون هم عاشق بوده و عشق کورش کرده بوده، کاش میفهمید :|
گندم بانو:
دیوونه ست دیگه!! چی بگم من؟!!!
این همه بهش گفتیم گوش نداد
واقعا کور میشن...
دیدم که میگم! متاسفانه البته...
گندم بانو:
منم خیلی دیدم...
اونقدر که عادی شده برام!!!
اونقدر که دلم براش نسوخت!!!
فقط عصبانی شدم از حماقتش!!!
خودشم خیلی دیده بود!!!

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
نمیفهمم چرا انگشت اتهام رو میبرین به سمتِ دختره ...( چه گندم بانو و چه کامنتهای دوستان)

خودش خواسته ینی چی؟ خودش چی رو خواسته؟ وضعِ فعلی رو خواسته؟ معلومه که نه

کی گفته دختره مقصر بوده؟ وایسادن پای یکی کجاش اشتباهه؟ این که افتخاره ... این که کارِ شریفیه .... نشان از صداقت؛ وفا و صفای باطنیِ دختره است

+ فقط اشتباهِ دختره این بوده که پایِ بد آدمی وایساده...(توی انتخابش اشتباه کرده نه توی کارش)


**** **** *** * *** * **** *** ** ** **** * ** * ****** * ***** * **** ****
گندم بانو:
اینکه پای پسری بشینی که نه تنها خواستگاری نیومده،
بلکه حتی با خانواده ش هم مطرح نکرده کجاش کار شریفیه؟!!!!!!
خودش خواسته چون بیشتر بیست نفرو با همین شرایط دیده بود
 خودش خواسته چون همه دوستاش بهش هشدار داده بودن
خودش خواسته چون شیش سال به پای پسری نشست که هیچ نسبتی نداشت باهاش

اتفاقا خیلی پسر خوبی بود!!!
فقط بچه بود!!
شایدم خانواده شو به دختری که به خاطر یه غریبه به خانواده خودش نارو زده ترجیح داد!!!

______________________________

من نگفتم پسره بی تقصیره
من میگم آدم باید خودش عقل داشته باشه...
اینکه یه پسری هر جوری هم بد بوده دلیل نمیشه خودتو بندازی تو چاه!!!
خدا به آدم عقل داده!!!!
و اینکه وقتی با این همه نشونه بازم دوست من حماقت میکنه،
وقتی دو سال پیش اون همه تو گوشش خوندم و ته حرفش یه چیزی بود تو مایه های به تو چه...
پس بگذار تا بیافتد و بیند و سزای خویش!!!!
۰۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۴۴ آقاگل ‌‌‌‌
خب مگه بد میگم.؟
اول آدم هر کاری میکنه تا طرف رو هوشیار کنه. اگه نشد مرحله بعد هر کاری میکنه تا اون فرد نا هوشیار تو چاه نیافته! دیگه وقتی حتی از این مرحله هم رد میکنه بهترین کار اینه که هلش بدی تو چاه! حداقل زودتر از خواب غفلت بیدار میشه. آینده اش رو در میابه!
گندم بانو:
بعد که آینده رو دریابید! یادش نمیاد که سعی کردی هوشیارش کنی
یادش نمیاد خواستی نذاری بیافته تو چاه
فقط زل میزنه تو چشات میگه تو هلم دادی! !!!!
:-\ :-\ :-\
بازم:-\ :-\
گندم بانو:
چرا؟! :/
شش سال زندگی یک انسان رو تباه کردن به این سادگی نیست... خدا از هرچی که بگذره از حق الناس نمیگذره.
گندم بانو:
کاملا قبول دارم...
نمیخوام از پسره دفاع کنم...
میخوام بگم آدم باید خودش عاقل باشه
و اینکه معمولا تو اتفاقای بد زندگیمون خودمون مقصریم
پسره شبا خوابش میبره؟
گندم بانو:
چی بکم والا!!!!
۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۰۹ بانو ف تک نقطه
این پسرا بعدش زندگی هم میکنن ؟
اصن میتونن ؟


چقد ما دخترا گاهی احمق میشیم !
گندم بانو:
چی بگم والا دوسی جون...
خیلیا رو دیدم اینطوری شدن...
ولی این دیگه خیلی مسخره بود که اصلا به خانواده ش نمیگفت...
۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۱۷ بانو ف تک نقطه
برای دوست عزیزم در مسیر شدن :


من و همسرم همین شرایط این خانومو داشتیم .. همسرم باید لیسانس مگیرفت ، ارشد میگرفت ، سربازی و کار هم بود ..
سال اول من به خانوادم گفتم .. به طور رسمی البته چون همه پدر و مادرها بچشونو میشناسن و میفهمن قضیه رو قبل اینکه بگی .. ایشونم به خانوادشون گفتن .. هر دو طرف همو شروع کردن به شناختن .. و با هم در ارتباط بودن .. هر دو طرف همو پسندیدن و ما اینجا از هم وقت خواستیم برای درسمون .. همسرم کنکور ارشد داد و یک سال پیش اومدن خواستگاری و مراسم نامزدی ..

دوست داشتن اصلا احمقانه نیست ..
تند تند عقد و عروسی و درک نکردن طرف مقابل به بهانه ی ترسیدن از اینکه بگذاره و بره هم اشتباهه

همه چیز اصولیش قشنگ تره ..

حالا هم به صورت رسمی میشه نشست و با کمک بزرگترا تصمیم گرفت و کمک برای سربازی و کارش ..



وقتی پشتوانه نداشته باشی نمیتونی از پس همه چی بربیای .. :)
گندم بانو:
موافقم باهات...
هر چیزی از اصول خارج بشه به بن بست میرسه...
والا هر چقد میخوندم :-\ همین بودم
دیوانگی کرده:-\
میدونی من بودم با مسلسل میرفتم دم خونش
والا پسره درازه بی قواره
ایشششش
گندم بانو:
واقعا دیوانگی کرده...
یکی از دوستامون رفته هر چی از دهنش در اومده گفته به پسره...
ولی مگه آب رفته به جوی برمیگرده؟؟؟
گاهی آدم باید اختیار داشته باشه سه دستی بکوبه تو سر دوستای خرش! !!!! :/
۱۳ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۳۴ امید می نویسد
یه سوال دارم
این خانم " المی "" از کجا فهمید که پسره دراز بی قواره است ؟؟؟

........

مشکل اینجاست که هر کسی این اتفاق براش میفته
میگه من با بقیه فرق دارم و طرفم مثل دیگران نیست
گندم بانو:
اتفاقا قدش بلند نیست پسره :)))))))


دقیقا....
مشکل همینه دیگه!!
مشکل بزرگیه ... :(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی