در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

__________________________________

از اونجایی که من آدم بسیار فراموشکاری هستم...
لطفا فقط در صورت ضرورت کامنت خصوصی بذارید.
چون در غیر اینصورت فراموش میکنم جواب بدم و شرمنده میشم

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
  • ۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۲:۰۸ ۳۷۶.
  • ۰۱ تیر ۹۶ ، ۲۲:۰۷ ۳۷۳.

224

چهارشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۰۶ ب.ظ

جناب خان : دیگه وقت ازدواج پسرت شده!

مادر داریوش فرضیایی : نه!!!

جناب خان: چرا؟!!!

مادرش: این ازدواج کنه کی از من نگه داری کنه؟!!!!

:/

۹۵/۰۶/۱۷

نظرات (۱۹)

چه حرفی:)شاید قضاوت خوب نباشه اما بنظرم علاقه خودخواهانه مادر پسریه
گندم بانو:
دلم واسه عمو پورنگ سوخت واقعا!!!!
42 سالشه!!!
گناه داشت!!!
این بخش رو دیدم :)))
البته مادرش هم ناراحته از این بابت که بچه اش ازدواج نکرده ، قشنگ در چهره و حرف زدنش درباره این موضوع پیدا بود ؛ شوخی طور این رو گفت :) ... ولی دیگه کار هم از کار گذشته! درسته عموپورنگ هنوز هم همونقدر برای ما دوست داشتنیه ولی الان 43 سالشه!! [متولد 52] :|
گندم بانو:
من که برداشتم فرق داشت!!!
ولی خیلی خوب مونده :))
خودخواه.
شاید هم حق داره و پسر خودش رو بهتر میشناسه.
گندم بانو:
چی بگم!
حتماً از ته دل نگفته...:)
هر مادری آرزوشه پسرش رو توی لباس دامادی ببینه...
شاید آقای فرضیایی خودشون دست دست میکنن یا کیس مورد نظرشون رو هنوز پیدا نکردن...:)
گندم بانو:
چمیدونم!! مدل گفتنش یه جوری بود آخه!!!

خودخواهی نبود
خود داریوش فرضیایی چندین بار گفته بود که ازدواج نمیکنم چون مادرم هست
منکه بنظرم خیلی گوگولیو ناز بود مامانش خدا حفظش کنه
اینو هم ک گفت اشک تو چشام جمع شد
گندم بانو:
نمیدونم والا... یکم دلم سوخت واسش!!

آره خیلی بامزه بود ^____^
البته بازم نمیدونم
ولی بنظرم از ته دل نگفت یک جور شاید شوخی یا نمیدونم بهم حس بدی منتقل نکرد آخه!!!!
بازم نمیدونم!!!
گندم بانو:
:)
منم نمیدونم! :)
کاری به پورنگ ندارم ولی الان میگم پسری که پسر خوبی برای مادرش هست نباید ازدواج کنه ..پسری که نخواهد اولویت همسرش باشه نباید ازدواج کنه ..حرفم حسادت زنانه نیست ..پشت این حرف یه عالم درد و اشک است ..
گندم بانو:
:(
چی بگم والا!!! هر آدمی همدم میخواد ... همسر میخواد ...
اما من که دلیل تو رو نمیدونم... حتما یه چیزی هست که اینو میگی!
بارها خود داریوش فرضیایی هم گفته که نمیخواد ازدواج کنه! دلیل هم نیاورده! نگهداری از مادرش و اینا که بهونه ست :)) ضمنا مادرش توی همین برنامه این جمله رو گفتش :
من ده بار صدبار هزار بار بهش گفتم ؛ چیکار کنم ؛ میگه نمیخوام!

مادرش یه ذره تند و بریده بریده حرف میزد و شاید بعضی حرفاش جا افتاده باشه :))

آره خیلی خوب مونده :))
گندم بانو:
اون جمله رو نشنیدم من...
آره تند میگفت لهجه هم داشت یکم سخت بود فهمیدن. ..

آرههههه اصلا بهش نمیاد بیشتر از سی - سی و پنج!!!! :))
صداقت داشت:)
گندم بانو:
زنده باد صداقت :))
ای خدا-_-
گندم بانو:
:(
کی عمو پورنگ اومد خندوانه؟؟؟
گندم بانو:
دیشب همون روزی که من این پستو نوشتم !!
برنامه دیشب عالی بود :))))
گندم بانو:
آره خیلی :))))
۱۸ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۲۱ امید می نویسد
سخت ترین کار قضاوت کردنه
نمیشه گفت حرف دل مادر با حرف زبونش یکی هست یا نه
گندم بانو:
درست میگی... حواسم نبود دارم قضاوت میکنم :(
البته من فقط جمله ها رو نوشتم... چیزی اضافه نکردم !
عرضی ندارم :|
گندم بیا جفتی با هم بریم تو افق محو شیم :|
:|
گندم بانو:
میشه دکتر خوبه رو هم ببریم؟!!!!!!! 😶
😅😅
ببریم :))
گندم بانو:
یهو ^____^
اتفاقا منم وقتی داشتم اون برنامه رو میدیدم به این قضیه فکر میکردم. حالا نه صرفا ایشون، کلا کسایی که بخاطر نگهداری والدین موقعیت های ازدواج و شغلی و هر موقعیت دیگه ای رو رد می کنن... البته برای آقایون اونقدرا مهم نیست اما خانمهایی که توی این موقعیت هستن واقعا از زندگی خودشون چشم پوشیدن. مثلا یه خانمی که تو 40، 50 سالگی ازدواج می کنه دیگه میدونه که آرزوی ماادر شدنش برواورده نمیشه یا برای شروع کردن خیلی از کارا یکم دیر شده...

بهرحال همونطور که والدین برای آدم زحمت کشیدن اون هم باید براشون وقت بذاره و زحمت بکشه، اما بنظرم با وجود اینهمه امکانات و پرستار و اینحرفا، کل زندگی رو صرف مراقبت کردن (مخصوصا اگر مثل اون پدر تو جدایی نادر از سیمین شرایطش خاص باشه) یکم زیادی سختگیرانه س
گندم بانو:
اصلا دیگه توی اون سن شانس ازدواج دارن؟!!!!
دختر دایی های بابای منم پاسوز خانواده شدن...
از مامان من بزرگترن... ولی دیگه خواستگار ندارن که بخوان ازدواج کنن...
پدر و مادرشون که بمیرن اینا دیگه هیشکی رو ندارن!!!!
مخصوصا که برادر هم ندارن!
۱۸ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۱۲ عاشق بارون ...
گندم جان!! :))) با یه جمله قضاوت نکن. :)) برنامه رو دیدی کامل؟؟ بعد از همین حرف مادرش گفت که 100 بار بهش گفتم و من وظیفه خودمو انجام دادم و خودش وقتی نمیخواد دیگه چی بگم! و در کل انگار که بسکه گفته دیگه خسته شده و عقب کشیده. :)
گندم بانو:
آره کامل دیدم
مستر مرادی هم اینو گفت، من نشنیدم ولی!!

اینو نمیدونم، ولی مادر و پدرای اینطوری دیدم که بچه هاشونو پاسوز خودشون میکنن!
۱۸ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۱۴ چنگیز سیبیل
راس میگه دیگه :/
گندم بانو:
چرا؟!!!!
منم همین شکلی شدم :|
گندم بانو:
هوممم!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی