در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

__________________________________

از اونجایی که من آدم بسیار فراموشکاری هستم...
لطفا فقط در صورت ضرورت کامنت خصوصی بذارید.
چون در غیر اینصورت فراموش میکنم جواب بدم و شرمنده میشم

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
  • ۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۲:۰۸ ۳۷۶.
  • ۰۱ تیر ۹۶ ، ۲۲:۰۷ ۳۷۳.

232 ... از اون روزای دیوونگی!

سه شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۲۸ ب.ظ

دیشب نزدیک یک ساعت با نجمه چت کردم...

سه ساعت تمام با الناز صحبت کردم....

امروز هم نزدیک نیم ساعت با مریم میحرفیدم!!

به رویا هم زنگ زدم گوشیش خاموش بود!!!

حالا هم هی دارم کانتکت هامو زیر و رو میکنم و غر میزنم که اه چرا من هیشکیو ندارم!!!! :/


گاهی آدم دلش میخواد با یه دوست حرف بزنه حرف بزنه و حرف بزنه !!!

حتی اگه این حرف زدن مصداق هم زدن لجن ته استخر باشه...

بازم دوست داره حرف بزنه و بشنوه!

از اون روزاست که بیشتر از چهل دفعه تلگراممو چک کردم به امید دیدن پیامی که بشه به بهانه ش چند ساعت فک زد!!!!!

نبود!!! فقط پیام تبریک عید بود... چی میشد بگم جز مرسی عید شمام مبارک؟!!! تهش چهار تا جمله دیگه چه خبر مربوط و نامربوط.... ته تهش ده دقیقه میشد...  من دلم یه عالمه حرف میخواست.... یه عالمه چرت و پرت گفتن!! که وا بشه این دل لعنتی...

۹۵/۰۶/۳۰

نظرات (۳۳)

چقدر اشتهاتون خوبه :)
امروز من فقط سی و هفت دقیقه از گوشی استفاده کردم
گندم بانو:
منم معمولا همینجوری هستم ...
قبض گوشیم بیشتر 4 - 5 تومن نمیاد ...
این روزا حالم خرابه
من یکی میخوام کنارم بشینه. حرف هم نزد، نزد.
گندم بانو:
هوممممم اینم خیلی خوبه ...
حالم که بد میشه رفیقی هست که زنگ بزنم و گریه کنم ...حداقل تو این روزهای سختی که کذشت رفیق هایم هوایم را داشتند ..خواستی حرف بزن ..وبلاگ هم جای خوبی است برای ارام شدن ...
گندم بانو:
آخه من دوست ندارم خانواده م بدونن ناراحتم!!!!
واسه همین نمیتونم پشت گوشی گریه کنم! :(

بعد چون نوشته های خودمو هر از گاهی میخونم دوباره
اگه از غصه هام بنویسم هر بار که یادم بیاد حالم گرفته میشه ...
واسه همین معمولا پستای غمگینو موقت میذارم! !!
خوب با آبجی کوچیکه فک بزن.:دی
گندم بانو:
دوای این روزا آبجی کوچیکه نیست!!!
آجی یه گذارش از آبجی کوچیکه بگیر که احساسش چیه مدرسه ها داره باز میشه .
اول مهر اومده .گزارش خوبی میشه یه گزارش صوتی پست خوبی میشه
هم دل خودتون وا میشه هم دل ما .سپاس.
گندم بانو:
همین قدر بگم که ناراحته! !!
آجی مگه چی شده؟
گندم بانو:
چیز قابل عرضی نیست ...
ممنون از پیگیریتون
بیا با هم حرف بزنیم :)))
گندم بانو:
عزیزمی ... :***
خواهش میکنم .
گندم بانو:
:)
یه سرگرمی ومسابقه وبلاگم گذاشتم دوست داریدشرکت کنید .
گندم بانو:
:) باشه
منم خیلی وفته این شکلیم...
گندم بانو:
دوای این حالت چیه؟!!!!
یه جورایی عادت کردم...ولی منم راهی پیدا نکردم...
البته تازگی ها سعی میکنم چنتا کتابو دم دستم بذارم و اینجور موقعها واقعا دلم قبول میکنه خوندنشون رو :) (البته همیشه جواب نمیده :دی )
(تازگی هاهم اپلیکیشن طاقچه چشممو گرفته برای اینکار)
گندم بانو:
تو این چند روز به شدت دلم میخواست استاد عشق رو بخونم (زندگینامه دکتر حسابی)
ولی متاسفانه امانت داده بودمش... :))
سلام
یک روز مکالمه رایگان همراه اولتون رو فعال کرده بودید؟! :)
یعنی چی شده که اینجوری شده گندم بانو؟! :-?
براتون پیش امام رضا (ع) دعا کنم که خوب بشه این حالتون؟! :)
گندم بانو:
:))
همه آدما به اندازه خودشون غصه دارن!! :))
نیکی و پرسش؟!! :) حتما دعا کن... واااقعا محتاج دعام... دعا کن خدا نگام کنه :(
۳۱ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۵ آقاگل ‌‌‌‌
اینجور مواقع که دلت حرف زدن میخواد برعکس هیشکی نیست که باهاش حرف بزنی :(
خیلی بده خییلی.
.
البته چهار ساعت و نیم با بقیه صحبت کردی همچین کمم نبوده ها :دی
گندم بانو:
هستن... ولی من مدلم اینه که خوشم نمیاد مثلا فقط وقت ناراحتی برم سراغ یکی...
همونایی هم که حرف زدم باهاشون درمورد ناراحتیم نبود...
حتی حرفاشون عذابم میداد ولی نمیدونستن!!!!
کلا موجود مزخرفی میشم این جور وقتا!!! :))
.
:)))
با خدا حرف بزنید تا سبک شید
خیلیا امتحان کردن اوکی شدن
گندم بانو:
با خدا که من خیلی حرف میزنم ...
ولی فک کنم اون باهام قهره که جواب نمیه :(
۳۱ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۲۷ بانو ف تک نقطه
من شیراز نیستم وگرنه از عبارت"کی؟کجا باشم؟"برات استفاده میکردم .. البته الانم خب هستم خواستی حرف بزنیم❤️💋
گندم بانو:
تو یه دونه ای به خدا :****
خیلی دلم میخواست همسایه دیوار به دیوار بودیم حتی...
که حتی اسمتم انرژی میده بهم :)
۳۱ شهریور ۹۵ ، ۰۶:۱۱ مهراد فروتن
بعضی وقت ها واقعا فکر می کنم اگر حرف زدن نبود چی می شد؟!
گندم بانو:
غمباد میگرفتیم و میترکیدیم!!!
این حالت برای فرار از فکر کردن و افکار ازار دهنده است:)
گندم بانو:
و من یه فراری ام همیشه!! :))
۳۱ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۳۰ امید می نویسد
من اینجور مواقع حرف زدن آرومم نمیکنه
فقط دلم میخاد یه جای تنهاو آروم پیدا کنم وبرم توی لاک خودم
ساعت ها با خودم حرف بزنم
برای همین معمولا نمیدونم چطوری باید یکی را آرومش کنم
سکوت میکنم و میگم شاید حرفی بزنم که حالش بدتر بشه
گندم بانو:
آقایون معمولا سکوت دوس دارن...
منم بلد نیستم از راه دور کسی رو آروم کنم...
ولی نزدیک باشم یه ذره بلدم!!
نگرد بابا هیشکی نیس :(
گندم بانو:
هعی!
خلاصه ما هم هستیم :)))
گندم بانو:
دم شما گرم :*
خودم هم نمی‌دونم چرا خصوصی فرستادمش :))
گندم بانو:
مثلا ترسیدی بگن ای بابا متر هم مث گندم شده!!!! :)))))
اصولا غیر این مواقع هم همه باهات کلی حرف میزنن اما به این روزا که میرسی یهو انگار غیب میشن آدما :/ دوا نداره گمونم. فقط حرف زدن و سبک شدن..
گندم بانو:
هومممم ... دوستای زمان شادی زیادن ولی زمان غم ....
_(((: همیشه هانیه هست که ساعت ساعت باهاش حرف بزنم داشتن همچین دوستایی نیازه یکی پیداکن واسه خودت
گندم بانو:
یکی پیدا کردم :)
تو بلاگستان! ^___^
۳۱ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۳۷ میرزا قلمدون
با خدا حرف بزنید. خیلی خوبه. 24 ساعته آنلاینه و روی تک تک کلمات و جملاتش هم می شه ساعتها فکر کرد
شب و روزتون نورانی
گندم بانو:
یه مدته حس میکنم خدا دوسم نداره آخه!! :((
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد ...
گندم بانو:
:)
شعر دوس داشتنی ای بود :)
منم قبلا اینطوری شدم :/
گندم بانو:
کیه که نشده باشه!!! :(
۰۱ مهر ۹۵ ، ۰۵:۱۱ ر. کازیمودو
شوهر کن!
گندم بانو:
شوهرا حوصله حرف زدن دارن یعنی؟!!!
من اینطوری فک نمیکنم! :))
عزیزم چقدر خوب توصیف کرده بودی این حس رو..
منم گاهی اینطورم..
روزگار دلت آروم :)
گندم بانو:
:)
ممنونم ... :*
نمی دونم چرا من هیچوقت نمی تونم زیاد صحبت کنم...حتی اگه بخوام و بیفتم رو دنده ی حرف زدن بازم از یه جایی به بعد خسته و ساکت میشم :))
گندم بانو:
بد هم نیست :)
البته اگه دوستای پر حرف داشته باشی به سکوت نمیگذره :)
۰۲ مهر ۹۵ ، ۱۲:۳۷ خمار مستی
دوست خوب نعمته...
دوستی که بشه ساعتها باش حرف زد! بی دغدغه
گندم بانو:
اوهوم :)
۰۲ مهر ۹۵ ، ۱۴:۵۹ ܜܔܢܜ پسر خط خطی ܜܔܢܜ
:)
گندم بانو:
:)
۰۲ مهر ۹۵ ، ۱۹:۰۴ ام اسی خوشبخت
ان شالله دلتون شاد باشه گندم بانو :)
گندم بانو:
فدای تو دوست خوبم :*
ههههههههه
بیا با من حرف بزن
وب جالبی دارین خوشم اومد:)
من شما رو دنبال میکنم
آیا شما هم منو دنبال میکنید؟هههههههههههه
خوشحال میشیم:))
گندم بانو:
ممنون :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی