در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

__________________________________

از اونجایی که من آدم بسیار فراموشکاری هستم...
لطفا فقط در صورت ضرورت کامنت خصوصی بذارید.
چون در غیر اینصورت فراموش میکنم جواب بدم و شرمنده میشم

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
  • ۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۲:۰۸ ۳۷۶.
  • ۰۱ تیر ۹۶ ، ۲۲:۰۷ ۳۷۳.

245 ... من همیشه از خلف وعده متنفر بودم!

يكشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۱۸ ب.ظ
یه دانشمندی که اسمش یادم نمیاد (!) گفته کسی که پدرش فقیره تقصیر خودش نیست... ولی کسی که خودش فقیره تقصیر خودشه!
به شدت باهاش موافقم!!!!

بابا و مامان من از زیر صفر زندگیشونو شروع کردن! بابای من تو شروع زندگی نه تنها سرمایه ای نداشت بلکه کلی هم بدهی عروسی داشت ؛چون بابابزرگم اصلا تو مرامش نبود خرج عروسی پسراشو بده، و حتی تو مرامش نبود که همون یه اتاقی که داده دست پسر و عروسش رو مجانی حساب کنه!
مامان من قناعت کارترین زنیه که به تمام عمرم دیدم... در حدی که هنوزم وقتی میخواد کیک بپزه لیوانی که توش روغن پیمونه میکنه رو برمیگردونه توی پیرکس که مبادا چند قطره روغن هدر بره!! من معتقدم خانواده ما به هر جا که رسیده مدیون قناعت مامانمه...
اما اون نمیفهمه!! همون که خرج عروسیشو پدرشوهرش داد... همون که یکی دو سال اول زندگیشو مجانی تو خونه پدرشوهرش زندگی کرد... همونی که پدرشوهرش یه خونه مستقل خرید و داد دستشون با اجاره ای کمتر از اجاره یه اتاق... همونی که ولخرجیای خودش و بعد از اون دختراش داره زندگیشو به باد میده!!!
وقتی میبینم چه خرجایی میکنه برق از سرم میپره!!! با این حال چند وقت پیش دلم سوخت و دار و ندارمو ریختم به حسابش... قرار شد دو ماه بعد، یعنی اول آبان پولمو پس بده. ده روز قبل از موعد قرار یه دفعه معلوم میشه رفتن ماشین خریدن!!! :/ اونم روز آخر حضور شوهرش.. (شوهرش بیست روز شیرازه و بیست روز یه شهر دیگه ماموریت) ... ماشینه تو خونه شون پارکه تا ده آّبان کسی نمیتونه جا به جاش کنه حتی. حالا هر روز زنگ میزنه به مامانم میگه پول نداریم!!! واسه این ماشینه یه مقداری هم از پدرشوهرم قرض کردم و... :/
این فکر که چرا الان ماشین خریدن مخمو میخوره... اینکه شوهرش داشت میرفت اما با خودش گفته اگه الان نخرم مجبورم پول گندمو پس بدم!!! اینکه .... اینکه یادتونه چقدر برام سخت بود این دو ماه بی پولی!
الان من باید چیکار کنم؟؟؟؟؟
در اینکه از این به بعد هر کسی که گفت پول لازم دارم من صد در صد لال میشم که هیچ شکی نیست...
در اینکه پولمو میخوام هم شکی نیست!
به مامانم گفتم دو ماه بود قرارمون .... من نمیتونم جور حماقت اینا رو بکشم!!!
حقیقتا پولشونو ریختن دور... فک و فامیلی ندارن که بخوان هر روز خدا اینور و اونور باشن ... شوهرشم که بیست روز هست و بیست روز نیست... ماشین خریده واسه پارکینگ خونه اجاره ایش که چی بشه؟!!! :/
اگه پس نده واقعا نمیبخشمش!!! به خاطر همه سختیای این دو ماه... به خاطر همه چیزایی که من از خودم دریغ کردم و اون و دختراش نکردن!!
و چقدر احمقه که فک میکنه اگه زندگی الان ما رو داشت هیچ غمی نداشت!!! این زندگی رو پس اندازای یه قرون دو زاری مامانم ساخته! ولی اگه همین الان بدنش دست اون مطمئنا با این اخلاقش سر یه سال همه رو فنا میکنه...
روم نمیشه بگم بهش ... لعنت به این خجالت مزخرف!!!! لعنت به این مراعات کردنا...
عصبانیم!!!!

+ عنوان
۹۵/۰۷/۲۵

نظرات (۳۱)

دقیقا منم همین عقیده رو دارم وهمینو راجع به مامانم...مامانم خیلی تو زندگیش سالای اول سختی کشید ازتوی یه خونه باغ بزرگ اومد توی اتاق که فرش۳*۴براش بزرگ شد..بابام اوضلعش منفی صفر بود..خرج عروسیش قرضی کار نداشت..اما تصمیم گرفت درس بخونه..شبا تا صبح ازین شهربه اون شهر خیلی سختی کشیدن..والانم زندگی خوبی دارن تحصیلات بالا شغل خوب موفق..
من به مامان بابامم گفتم نمیخوام زندگیمو با پل پدرم وپدرشوهرم شروع کنم..بابامم اینا هیچکدوم براش مهم نیست اونقدا به قول خودش ادم اگه عرضه (ارزه ارظه ؟!:/)داشته باشه و با خدا و بااخلاق میتونی زندگیشو به بهترین شکل بسازه هم برای من هم خودش
گندم بانو:
اتفاقا بابای منم بعد ازدواج رفت دانشگاه!!!
همون عرضه فک کنم درسته...
عصبیم سمیرا !!! خیلی!!!  از اینجور آدما که فک میکنن زرنگن ولی در واقع احمقن متنفرم!
برو بگو:/من بودم میدیم باپولی که من زحمتشو کشیدم اولا ودوم دریغ کردم از خودم ماشین خریده یکی خودشو ماشینشو پول میکردم:/حق داری منم بودم اتیش میگرفتم زنگ بزن بگو من پولمو لازم دارم روت نمیشه پیام بده...گفت ندارم بگو نداشتی بیخود کردیبا پول من ماشین گرفتی برو ازهمون پدرشوهرت بگیر بده پولمو
گندم بانو:
از اینکه به نظر میرسه خواسته زرنگی کنه حرصم میگیره!!!! :/
باید فعلا تا آبان صبر کنم ببینم چی میشه...
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۲:۵۴ مترسک ‌‌
من کلاً دو بار از دوستم پول قرض گرفتم، یه بار 100 تومان و یه بار هم 30 تومان (بله سی تومان، ببین دیگه چقدر کف‌گیرم ته دیگ خورده بوده که محتاج این قدر پول بودم) موقع گرفتن هم گفتم یه ماهه پس بدم اما هر دو بار رو سر سه هفته پس دادم، به هفته چهارم نکشید چون استرسش داشت من رو می‌کشت هر طوری که شده بود قرضش رو پس دادم اون وقت همین اواخر پولی رو به یه دوست دیگه‌ام قرض دادم (بماند که صبح زنگ می‌زدم جواب نمی‌داد و نصف شب اس‌ام‌اس می‌زد تا مطمئناً خواب باشم) طبق قول خودش ده روزه می‌خواست پس بده اما ده روز شد 21 روز! اگه از اول می‌گفت این قدر طول می‌کشه حرفی نداشتم ولی وقتی قول میده و بعداً با اون کیفیت جواب تماسام رو داد و با کلی تأخیر بهم برگردوند بدجوری از چشمم افتاد؛ چون خودم این مدل نیستم طبیعتاً توقع دارم بقیه هم همین باشن اما خب...
گندم بانو:
من تا حالا خیلی پیش اومده بود به دوستام پول قرض بدم...
البته خب نه در این حد... همون بیست سی تومن... نهایت 100 تومن و 200 تومن ... بیشتر نه...
اما همه شون سر موعد پس میدادن، اصلا لازم نبود یادآوری کنم...
چی بگم والا... ببینیم تا آبان چی میشه.
از این هر روز زنگ زدنش و نالیدنش حرص میخورم! :/
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۲:۵۷ دچــ ــــار
دلسوزی زیادی
و جوگیری الکی
خاصیت زنانگی است :)
گندم بانو:
امان از این زنانگی واقعا!!! :)))
یه خاصیت به درد بخور نداره!!!
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۲:۵۷ امید می نویسد
سلام
نوشتی قرارتون اینه که اول آبان پولت را پس بده
هنوز که اول آبان نشده :))
....
اول با خودت فکر کن و ببین بای چی بهش پول قرض دادی ؟
برای اینکه قرض داده باشی یا برای رضای خدا ؟؟؟
اگر بخاطر خدا باشه پس مطمئن باش حتی اگر اون پس نده بهت خدا برات جبران میکنه
....
روایت داریم کسی که بخاطر خدا به کسی پول قرض میده اول به دست خدا میرسه بعدش به دست اون شخص
.....
فکر نکنی فقط حرفش را زدم
خودمم از این چیزا برام پیش آمده
....
ضامن یکی شدم که محتاج بود و همه گفتن بد حسابه و ضامنش نشو
اما من شدم چون نیاز داشت
آخر هم یک و نیم میلیون از وامش را من دادم
اما ناراحت نیستم چون یاد نمیدم خدا جایی کارم را لنگ گذاشته باشه
یا اینکه ماشینم را فروختم که یکی دیگه بخرم
یه آشنایی نیاز داشت و گفت دو هفته ای میده
بهش دادم و بعد از دو سال و نیم و اونم خرد خرد بهم داد
منم وام گرفتم و ماشین خریدم
........
اما ناراحت نیستم
و هنوز میگم خدایا لطفا آنقدر دوستم داشته باش که بهم اجازه بده
به دیگران کمک کنم حتی اگر اونا قدر نمیدونن
....
خب این تفکر منه و شما مجبور نیستی گوش بدی
و حق داری که پولت را طلب کنی
اما بنظرم کاش میذاشتی و اول آبان این پست را مینوشتی
....
در ضمن شما هم خلف وعده کردی و هنوز برای وبلاگ من طرحی نقاشی نکردی بانو
گندم بانو:
راستش جناب امید...
من اون لحظه به هیچی فک نکردم... بخونید پست جریان اون روزو متوجه میشید... (لینکش کردم)
واقعا هیچی تو ذهنم نبود... شاید اگه بت پرست هم بودم این پولو میدادم!!!
منظورم اینه که دلم سوخت... مغزم خالی بود!

و اینکه من یه اخلاقی دارم که اگه قرار باشه خودم تصمیم بگیرم، مث همون دو ماه پیش یهو کل پولمو میدم دست یکی...
ولی اگه بدونم دارن مجبورم میکنن حاضر نیستم از یه هزار تومنی بگذرم!!!!!
خیلی خیلی بدم میاد!
اصلا قبل همین قضیه، یه همچین حالتی پیش اومد..
یکی از بابام پول خواست، بابام گفت ممکنه تا آخر ماه کم بیاریم گندم تو برو کارتتو بیار...
همینکه حس میکردم مجبور شدم داشتم میمردم با اینکه دویست تومن بیشتر نبود!!!!
وگرنه آدم دست بسته ای نیستم... و همونطور که گفتم از بدقولی متنفرم.
اینم الان انتظارم این بود که قبل خرید ماشین زنگ بزنه بگه اشکال نداره پولت دو ماه دیگه دستم باشه؟
شایدم میگفتم چرا اشکال داره،
به هر حال این دو ماه من واقعا از خیلی خواسته هام گذشتم...
ولی به هر حال الان انگار اونا اول پولو خرج کردن حالا میخوان از راه دلسوز بودن من دوباره زمان بگیرن!!!

اینکه الان نوشتم و تا آبان صبر نکردم...
خب به خودش که نگفتم، اینجا رو هم نمیخونه :)
بعدم به خاطر تماساشه...
آدمی که ماهی یه بار زنگ نمیزد، 5 روزه داره هر روز زنگ میزنه!!!
و یه ریز از نداری گله میکنه!!! :/


+جوابم به کامنت خانم لبخند رو هم بخونید... بعد از کامنت شماست.
.......

راستش یه سری اتفاق افتاد
تو پستای 231 و 232 یه اشاراتی به حال اون روزام کردم...
البته تو همون حالم هم خیلی فک کردم به طراحی برای شما ...
ولی حالم خرابتر از این حرفا بود...
بعدشم تو ذوقم خورد و خلاقیتم خشکید!!!! :)))))
ولی چشم ... حتما فکر میکنم باز...
یه ذره اگه بیشتر در مورد چیزی که میخواین توضیح میدادین بهتر بود...
مغزم خیلی خالی از فکر شده حقیقتش....
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۳:۰۲ امید می نویسد
راستی در مورد بابا و مامانت
بهت تبریک میگم بخاطر چنین خانواده ای
و از نوع صحبت های شما معلوم بود که خانوادت متفکر و با درک هستن
اما اینکه قناعت پیشه هم هستن
یه آفرین ِ خاص کنار آفرین های دیگه ام
گندم بانو:
نظر لطف شماست :)
خوب کم روئی رو بذارید کنار ورک و راست بهش بگید پولتونو میخوایید. اینجور آدما کاری
میکنن که اگه یه آدم نیازمند به کمک نیاز داشته باشه کسی کمکش نکنه.
گندم بانو:
خب این فقط اینجا گفتنش آسونه...
وگرنه عملش سخته!!!!
واااقعا همینطوره.. دفعه های بعد شاید همچین کاری نکنم!!!
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۳:۲۵ خانوم لبخند :)
گندم آدم تا خودش سختی نکشه قدر جایی که هست و نعمتایی که داره رو نمیدونه. پدر مادر منم مثل پدر مادر تو بودن. از صفر صفر شروع کردن. از زندگی تو یه تک اتاق. بابام کار میکرد اما ذره ای از پولی که درمیاورد به خودش نمیرسید و میرفت تو جیب پدرش. چند سال طول کشید تا شغل جدیدی نصیبش شه اونم با حقوق خیلی کم. چندین سال گذشت تا مادر منم مثل مادرت با قناعت زندگی رو رسوند به اینی که الان هست. امثال من و تو که زندگی پدر و مادرمون رو دیدیم و مادر هامون از همون ابتدا ما رو با قناعتی که داشتن بزرگ کردن حرف همو خوب میفهمیم و قدر زندگی الانمون رو میدونیم. اما اونی که سختی نکشیده نگرانی هم نداره و بی پولی ندیده که قناعت یاد بگیره. نمیدونم تقصیر کیه که اینطور میشه! مادر و تربیت غلط؟ خود اون مادرم بی پولی ندیده که یاد بگیره خب!
به نظرم آدم باید بسته به طرف مقابل عمل کنه. شاید کس دیگه ای بود که میدونستی واقعا دستش تنگه بیشتر صبر میکردی، اما به همچین آدمی من بودم به احتمال زیاد یه طوری میگفتم.
گندم بانو:
هعی چی بگم واقعا!!!!
میتونستن الان خونه داشته باشن اگه یکم مراعات میکرد!!!
میدونی زهرا... دستش تنگه، ولی به خاطر ولخرجی هاشه.
اینه که باعث میشه بگم به من چه!
واقعا به من چه که حاضر نیست یه لباسو دو بار بپوشه تو عروسیا!!!
من همین الانم هر لباسو شونصد بار میپوشم!!! بعد این با همه بی پولی رفته خدا تومن داده لباس واسه خودش و دو تا دخترا...
من یه مانتو بالای 70 تومن باشه نمیخرم میگم گرونه!!! بعد دخترای اون ... :|
من دبیرستانی بودم یه دونه کلاس خصوصی نرفتم واسه کنکور با اینکه خونه مال خودمون بود و اوضاع مالی بابا هم اوکی بود...
ولی گفتم گناه داره بابام... خودم تلاش میکنم...
این میگه نه من همه توانمو خرج میکنم!!!! (کاش دخترش درس میخوند حالا!!!:/)
من با اینکه عاشق موسیقی بودم و هستم هیچ وقت نرفتم کلاس... گفتم گرونه میخوام چیکار!!!
این دخترشو یه ماه فرستاد گیتار!!! حالا گیتاره داره خاک میخوره!!!!
خلاصه هر جور نگاه میکنم میبینم خیلی لارج تر از ما دارن زندگی میکنن!!!
پس چرا من باید بهشون پول میدادم؟!!! :/
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۳:۲۸ خانوم لبخند :)
البته گندم، قناعت خیلی هم به بی پولی یا مرفه بودن بستگی نداره. داره اما همه ش وابسته به این نیست. خودم جواب خودم رو دادم :| نمیدونم در کل :/
گندم بانو:
نه واقعا نداره...
الان اگه بگم دارایی ما چندین برابر بیشتر از اوناست غلو نکردم...
ولی بیا زندگی و خرج ما رو ببین و مال اونا رو ببین!!!!
:/
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۳:۳۵ آقاگل ‌‌‌‌
اول که بهت حق میدم عصبانی باشی. و توصیه میکنم مرگ یبار شیون یبار. برو و بهش بگو. نگی حس میکنه خیلی زرنگه. اصلا هم رودربایستی نکن. حتی شده غیرمستقیم. مثلا بهش بگو فلانی میخوام برم دندون پزشکی پولم رو لازم دارم. الوعده وفا. اول آبان شد.
.
در کنار این پست یک گریزی هم بزنم به اخلاق مادرتون. دم مادرتون گرم واقعا. خدا حفظش کنه. یکی از ملاک های ازدواج خودم به شخصه همینه. اینکه اگه روزی قصد ازدواج داشتم کسی که انتخاب میکنم با الان من سازگار باشه. چیزی که الان هستم. روزی که برم خواستگاری مطمئنن رو میکنم بهش و میگم ببینین من هیچی ندارم! فقط و فقط دار و ندارم یک اخلاق خوبه و یک صداقت. (تازه به قول مادرم تو اینم شبهه هست:دی)
وقتی قراره با کسی بری و زیر یک سقف زندگی کنی باید باهم اون زندگی رو بسازی.
همین.
گندم بانو:
حالا به مامانم گفتم آخر ماه بهش بگه...
گفتم بگو کاری ندارم چی خریدی و چیکار کردی...
قرارمون اول آبان بوده!

راس میگه مامانت :)))
البته در کنار صداقت و اخلاق نیاز به جنم کار هم داری...
بعدش بیا تا خودم دومادت کنم :)
اینایی که شعور و شخصیتِ احترام رو ندارن، نباید احترام ببینن... الان که ماشین کمتر از بیست تومن نیست! دیگه وانت نوزده تومنه! حالا ده تومنش هم پدرشوهرش داده باشه، پس خودش ده تومن داشته! همچین آدمی که مشخصه برای فرار از قرض (بر وزن فرار از خمس:/) رفته ماشین خریده، هیچ احترام و آبرویی برای خودش نذاشته! نهایتش اینه که پولتونو نده! اگه اینطوره ، من بودم نمیذاشتم با خوشی بتونه اون پولو بخوره :|
گندم بانو:
اصلا همون روزی که از من پول گرفت گفت تو حسابم ده تومن دارم،
ولی اگه دست بزنم به اون خرج میشه و جاش نمیذارم دیگه!
(خیلیا رو دیدم این کارو میکنن و دست خورده نمیکنن پس اندازشونو)
من میگم ماشینو خریده که بگه دیگه اون پولم نیست فعلا!!!
آخه یکی نیست بهش بگه خب همون پول ماهی 100 تومن سود میومد از بانک براش...
الان ماشینو میخوای چیکار؟!!!! :/
اونم یه ماشین مدل 80 که صد در صد کلی خرج میاره و کلی باید بیمه ش کنه!

نمیتونم!!! شانس که ندارم یه آه میکشه من به خاک سیاه میشینم!!!! :/
حالا مامانم گفت خودم میگم بهش یه جوری!
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۳:۳۹ آقاگل ‌‌‌‌
در ادامه این حرفا بگم اینا شعار نبود:دی
بگرد یک مورد خوب پیدا کن برام. چه مادری شدی.
(آیکن خجالت و سرخ شدن)
گندم بانو:
:)
خب البته سخت پیدا میشه این روزا...
اینقدر اوضاع مملکت و گرونیا خرابه که آدم جرات نمیکنه یکی رو صرف صداقت داشتن قبول کنه...
شغلی که بتونه دو نفرو سیر کنه وااقعا مهمه...
منی که دختر اون مادرم دارم اینو میگم! :))
بعد اینکه تو حالا فعلا برو سربازی.... بعد پیدا میکنم برات :)
گندم جان آدم ها احمق میشن ، نه این که احمق به دنیا بیان نه ، نادان به دنیا می آن ولی بعدش احمق میشن ، این افرادی که این دست کارا رو میکنن ، دقیقا خودشون رو در ذهن افراد خراب میکنن ، به شخصه تا وقتی بدهی داشته باشم ، به هیچ وجه خرید های عیر ضرروری و تجملاتی و... انجام نمی دم ، چون وقتی با طرفم چشم تو چشم می شم تو ذهنش نخواد از خودش بپرسه تو که پول داشتی چرا فلان کار رو کردی و پول من رو ندادی ، حتی اگر خیلی صمیمی باشم و بخوام همچین کاری رو انجام بدم ، قبلش مدت رو تمدید میکنم که مشکلی پیش نیاد.
گندم بانو:
دقیقا خودشو تو ذهنم خراب کرد...
این بار که پول دادم بهش با خودم گفتم حالا درسته ولخرجی کرده ولی حالا دستش تنگه و...
دفعه بعد میگم بابا این پول نگه نمیداره... همون نداشته باشه بهتره :/
اصلا خجالت نکش ، نمیدونم چه نسبتی داره باهات ، ولی خیلی رک پیامک بده اگر نمی تونی صحبت کنی ، تو که میتونی پول از پدر شوهرت بگیری برای ماشین ، خوب پس میتونی باز پول بگیری و بدهیت رو بدی :|
وقتی به یه سری آدم لطف میکنی و اونا فکر میکنن که وظیفه ات هست ، خیلی به آدم فشار می اره
گندم بانو:
آی گفتی...
متنفرم از آدمایی که فک میکنن همه دنیا آفریده شدن که در خدمت اینا باشن!!!

وای سخته آشنا!!!!! حالا صبر میکنم مامانم بگه ببینم چی میشه...
ولی باید یه دوره کلاس برم!!!
این مدلی بودن خیلی بده!!! :/
چی.بگه آدم.. چی میتونه بگه تو این شرایط و به این آدما اصن -__-
بعد جالبه همینا همیشه حسرت خونه زندگی ماهایی رو میخورن که به قول تو ذره ذره خودمونو رسوندیم به اینجا -___-
عصبی نباش گندمی :(
گندم بانو:
همین الانشم این خرجایی که اینا میکنن ما نمیکنیم!!
همین الان زندگی ما رو بدن دست اینا میریم زیر صفر مطلق!!!
جوابم به کامنت خانم لبخندو بخونی میبینی اوضاعشونو!!!
ماشین دسته دو خریده؟ :||| عاغا اینا رو خدا زده جداً :))) عقلشون کجا رفته آخه :| اون همه پولو ریختن دور، این همه ولخرجی، این همه خرجِ واقعا بیهوده! این مورد واقعا جای هیچ توجیه‌ای نداره :/

شما پول قرض دادینا :) شما باید آه بکشین اون به خاک سیاه بشینه! اون باید به این فکر کنه نه شما :)
گندم بانو:
آرهههه اونم چه دسته دوییی... 15 سال کار کرده! :/

هر دلی بشکنه آهش میگیره!!! اینو مامانم همیشه میگه...
به علاوه، چشم تو چشمیم... نمیشه! :)
خدمت مادر پسر بگم که ماهم جزو دعوت شدگان خواهیم بود دیگه :|
پیشنهاد نبود.. یادآوری بود :|
:)))
+ هوم.. خوندم -_-
گندم بانو:
بذار اول پسرمو بفرستم سربازی مرد بشه...
بعد بگردم یه دختر قانع که صداقت و اخلاق بس باشه براش، پیدا کنم!!!!
بعد شومام تشریف بیارین ^____^
امیدوارم سرماه خودش بیاد پول را بده ...نداد هم تو بگو ...ولی گفتنش فایده نداره ..آدم مجبوره الکی صبر کنه ..هی خدا ...دنیا همش نامردی است ...همه زیر قول هاشون می زنند ..هیچ کس آدم ماندن پای حرف نیست
گندم بانو:
میدونی... همین خلف وعده کردنه باعث میشه مثلا من دلم صاف نباشه...
بعد برکت از پول اونا بره...
بعد حتی باعث میشه دفعه های بعد من بترسم به کسی پول بدم...
بعد یه عده هم از سرنوشت من عبرت بگیرن اونام سمت خیر نرن...
و همینطوری یهو یه جامعه نامهربون ساخته میشه!!! :/

+ منه نوعی منظورمه البته.
چشم :))))
گندم بانو:
^____^

این همه منو تو وب تو اذیت کرده تازه زنم میخواد!!!! :/
حالا فعلا به دل نگیر.. شاید بره سربازی پسر خوبی بشه -__-
گندم بانو:
یعنی امیدی هست؟!!!! :))
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۵:۴۲ دچــ ــــار
چرا ... دارن...
گندم بانو:
ببخشید متوجه نشدم!!! چی دارن؟ !!
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۵:۴۴ امید می نویسد
خب منم مثل خیلی های دیگه از بچگی رفتم سر کار
یادمه از راهنمایی دیگه تابستان ها بیکار نبودم و میرفتم شاگردی
حتی زمانی که دانشجو بودم دوست نداشتم از بابام پول شهریه بگیرم
خودم میدادم اما هرجا کم می اوردم از بابام میگرفتم
منم سختی زیاد کشیدم ... فکر نکنی مرفه بودم و اینجوری گفتم
.....
شاید بشه گفت من با خیلی از مخاطبان وبلاگ شما فرق دارم
اکثر اونا نظری میدن که با نظر شما همخوانی داره
اما من نه
بهرحال هر باغچه ی پر از گل ..علف هرز هم داره
........
من نظرم اینه که شما از قبل اونا را میشناختی
و با توجه به همه چیز بهش پول قرض دادی پس باید فکر اینجا را هم میکردی
یا لااقل نباید کل موجودیت را میگفتی که اونم بگه همه اش را
.....

گندم بانو:
اختیار دارید این چه حرفیه...
نظرات شما همیشه برام محترم بوده و هست.
اتفاقا خوشحالم میکنید که نطراتتونو میگین ... واقعی و بدون سانسور

نه راستش... فقط میدونستم ولخرجه.. نمیدونستم ممکنه پولو به موقع پس نده.
اینکه همه موجودیمو گفتم واقعا اشتباه بود...
میخواستم مثلا خیالش راحت باشه که با پولی که میخواد حساب من صفر نمیشه!!
ولی دقیقا پولی خواست که حساب من صفر بشه!!! :/
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۶:۰۰ دچــ ــــار
همونکه شما فرمودین ندارن
زنانگی

خاصیت به درد بخور
زیاد دارد

حرومه ها!!! مگه اینکه آخرش بنویسی: برگرفته از وبلاگ gandomru.blog.ir
گندم بانو:
خاصیت به درد بخور رو کپی کردین؟!! ^____^

چمیدونم ... من اگه دست خودم بود مونث بودنو انتخاب نمیکردم!!!! :)
خیلی بده..این آدما با کاراشون بدبین میکنن آدمو و بدبین شدن اصلا خوب نیست...
گندم بانو:
آره واقعا ... بدبینی خیلی بده.
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۶:۲۵ خانوم لبخند :)
واقعا نمیدونم مقابل این آدما باید چکار کرد!!
گندم بانو:
چی بگم والا...
وقتی یه زن بعد بیست سال زندگی هنوز یاد نگرفته باید دخل و خرجش با هم بخونه...
یعنی کلا نمیشه با اینا کاری کرد... باید بذاری همینجوری فابریک رو اعصاب بمونن! ! :/
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۷:۱۷ بانو ف تک نقطه
نده .. پولتو نده دست هر کسی .. مث من باش :|

اونم کسی که میدونی عقل اقتصادی نداره
گندم بانو:
دیوانه ام!!!! چیکار کنم؟!! :/
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۷:۲۰ آقاگل ‌‌‌‌
مگه من گفتم همین الان زن میخوام! خخخ.
الان دارم میرم دفاع از موازین پیایان نامه. بعد عید هم سربازی. بعد هم کار ان شالله.
ولی چه الان چه موقعی که کار داشته باشم این شرط رو لحاظ میکنم :دی
.
وقتی پول رو دادی خودتم باید بهش بگی. نه مادرت. خودت برو بگو تاثیرش بیشتره.
گندم بانو:
یعنی من همین الان یه دختر قناعت پیشه همیشه راضی بهت معرفی کنم میگی نه ؟!! :))
ان شاءالله. ... شرط مهمیه واقعا...

وای به خودم باشه تا سال دیگه هم نمیگم!!! :(
۲۵ مهر ۹۵ ، ۲۱:۵۸ گیره 📎📎
میفرمایند پاتونو به اندازع گلیمتون دراز بفرمایید.

ببین گندم جان مسلمون عاقل و بالغ باید شرایط رو بسنجه.چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. شما خودت پول لازمی نباید پول بدی به کسی نباید خودتو در دشواری قرار بدی مگه اینکه طرفت آدم واقعا محتاج تری از تو باشه. خب اینجا عقل به کمکت میاد باید بسنجی که محتاج هست یا نه. دلسوزی برای اینجور آدما سمه. خودکشی ه.
حالا کاریه که شده. اخلاقتو عوض کن. اصلا مهم نیست این خانم روزی شونصد بار زنگ میزنه. شما عصر روز یکم آبان اگه پولتو نریخته بود به حسابت شماره کارتت رو بفرست و بگو پولو تا فردا واریز کنه.
رودروایسی نکن. برای آدم ندار کوتاه بیا ولی برای آدمی که قدر خوبی رو نمیدونه کوتاه نیا.
اینجوری هم به خودت ظلم میکنی هم به آدمایی خوش قول و نجیبی که ممکنه بعدا ازت کمک بخان.

موفق باشی ^__^
گندم بانو:
همین همین رو کاش اینا بفهمن! !!!

عقلم کجا بود اون موقع!!! خنگ خنگ شده بودم اون لحظه :'(

عوض کردن اخلاق خیلی کار سختیه!!
ببینم چی میشه تا آبان ....

ممنون ^___^
۲۵ مهر ۹۵ ، ۲۲:۰۲ گیره 📎📎
الان کامنتا رو خوندم
بیست ملیون تومن داده یک ماشین 15 سال کار کرده خریده
یا خدااااااااااااااااااااااااااااااا
روانین ملت
مغزم سوووووووووت کشید.

میکشیش گندم بانو یا خودم بیام بکشمش://///////////
گندم بانو:
نه بابا... ده میلیون داده!!!
دوستان قیمت ماشین صفرو گفتن!! ^___^

:))))
۲۵ مهر ۹۵ ، ۲۲:۴۰ پسر خط خطی
لعنت به بد قولی های عمدی ...

این کار ها باعث میشود آدم به آنهایی هم که واقعن محتاج اند کمک نکند .


این ها همزمان دو خطا مرتکب میشوند .

گندم بانو:
واقعا مینطوره... آدم به همه شک میکنه دیگه...
۲۵ مهر ۹۵ ، ۲۳:۰۲ گیره 📎📎
پول مفت و راحت دستش میاد همینه دیگه:/
گندم بانو:
همین واقعا :/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی