در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

__________________________________

از اونجایی که من آدم بسیار فراموشکاری هستم...
لطفا فقط در صورت ضرورت کامنت خصوصی بذارید.
چون در غیر اینصورت فراموش میکنم جواب بدم و شرمنده میشم

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
  • ۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۲:۰۸ ۳۷۶.

وقتی حتی نمیدونی واژه هایی که به کار میبری درست هستن یا نه...

وقتی میترسی از اینکه واکنش اشتباه داشته باشی...

وقتی رو هوایی...

چیکار باید بکنی؟؟؟

۹۵/۰۸/۰۶

نظرات (۳۹)

برای من خیلی مبهم تر از این بود که بتونم نظری بدم! :|
شرایط رو درک نکردم راستش!
گندم بانو:
خودمم راستش این شرایطی که توشم رو درک نمیکنم!!!
برید یه لیوان عرق نعنا بخورید اوکی شه!
+ترس نداره ک!وقتی همه چیز عاقلانه باشه!
گندم بانو:
وااای عرق نعنا خیلی تلخه!! دوس نمیدارم!!!
مساله اینه که عاقلانه چیه الان؟!!
نترسی :) خودتو بندازی درونش و بعد میبینی به اون سختی هام که فکر میکردی نیست. چند وقت پیش به شدت گرفتارش بودم. و حتی الان گرفتارشم ولی الان بهتر شدم با همین راه حل + انجام کاری که به نظرم درست تر میاد تا وقتی خلافش ثابت شه. کم کم بهتر میشی هر چند شک همیشه هست ولی به مرور به جا تر میشه شک هات... به هر حال باید شجاعت زندگی کردنو داشته باشی وگرنه همش میشه پا پس کشیدن و رو اعصاب خودت بودن...
گندم بانو:
مشکل اینجاست که هر جا فکر کردم عاقلانه اینه، اون بوده!!!
بعد زندگیم شت و پت شده رفته پی کارش!! :))))
نمیدونم :(
گندم بانو:
الان انتقام پستای مبهمت گرفته شد یا بازم مبهم بنویسم؟!! ^__*
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۷:۲۹ ام اسی خوشبخت
جالبه چرا دوستان وبلاگی بین دو راهی گیر کردن امروز؟
صبر و تامل بیشتر, بهترین راهکاره, بخصوص صبر .
گندم بانو:
عه!! کی دیگه گیر کرده؟!! :)
امان از صبر!! :)
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۷:۳۱ باب اسنفنجی بلاگفانی
پیشنهاد میکنم یک کم ارتفاعتون رو کم کنید.
گندم بانو:
خم بشم یعنی؟!! :))))
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۶ آقاگل ‌‌‌‌
به قول ترنس هیل توی فیلم مردی به نام هیچکس: گاهی باید هرچیزی داری رو ول کنی و بری!
گندم بانو:
این خیلی راه حل خوبیه...
البته واسه یه قسمت دیگه زندگیم ^___^
فقط باید اعتماد به نفس داشته باشی
فقط باید خودت رو باور داشته باشی گندم جان دوست من
گندم بانو:
و تو میدونی اوضاع اعتماد به نفس من چه نابوده!!! :)
خیلی وقت ها آدم مجبوره سکوت کنه ..نه اینکه حرف نداشته باشه ..مجبوره ...
گندم بانو:
آره... هیچی مث سکوت گویا نیست!!!
شی شده:/

شاید تصور آینده بتونه کمکت کنه:)
گندم بانو:
به آینده مربوط نیست راستش...
شایدم باشه...
نمیدونم :)
۰۶ آبان ۹۵ ، ۲۰:۳۸ مجتبی مطوری
باید به خدا امیدوار بود
گندم بانو:
همه امیدم به خداست....
ممنون :)
۰۶ آبان ۹۵ ، ۲۱:۰۶ خانم لبخند
یکم زیاد مبهمه پست، نمیدونم چی بگم!
گندم بانو:
میدونم!! :)
شرایط خودمم مبهمه!
این سوال منم هست...
گندم بانو:
الکی نگو!!
این سوال خودمه فقط!! :/
من باشم اینطور مواقع هیچ کاری نمیکنم. یا بهترین چیزی که به ذهنم برسه رو انجام میدم.
هرچند مبهمه و نمیشه قاطعانه نظر داد.
گندم بانو:
به همون نتیجه هیچ کاری نکردن رسیدم منم :)
میتونی حرف نزنی
میتونی نترسی
میتونی بیای رو زمین
میتونی هیشکار نکنی

:دی
گندم بانو:
اوهوم... بهتره هیچ کاری نکنم.... :)
خب از این به بعد برعکس کار کن پس :)) ببین چی میشه
گندم بانو:
باشه! :))))
۰۷ آبان ۹۵ ، ۰۰:۰۹ بانو ف تک نقطه
من باشم تنها کاری که میکنم اینه که هیچ کاری نکنم ، عیچ حرفی نزنم و هیچ ری اکشنی نداشته باشم ..
گندم بانو:
منم باید همین کارو کنم... :)
رو هوا بودن خطرناکه احتمال سقوط آزاد وجود داره :دی
گندم بانو:
آره؟! :))))
:))) با یکی دوتا پست مبهم که انتقامشون گرفته نمیشه :دی
البته من نمی‌فهمم دوستان چی رو میگن مبهم! الان خلاصه پستتون واضح بود! بین دوراهی موندن که موضوعِ مبهمی نیست... این هم که نمیدونید در همچین وضعیت مبهمی چه حرکتی کنین و چه حرفی بزنین و چه حرفی رو نزنین هم مبهم نیست! والا :| دیگه قرار نیست که شما شرح ماجرای زندگیتون رو بنویسین تا یه پست واضح باشه که :))
گندم بانو:
عه یعنی بازم مبهم بنویسم!!؟؟! :)
اونقدر خودت مبهم نوشتی که اینا به چشمت مبهم نیست!! :)))))
برای همین میگم ، خودت رو باور داشته باشی
همه چی درست میشه :))
گندم بانو:
یعنی دست گذاشتی رو اصل ماجرا!! :))))
باشه :)
یکی از بدترین شرایط ممکن رو.گفتی واقعا -___-
معمولا یا کاری نمیکنم یا اولین چیزی که تو ذهنم میاد رو.انجام میدم.. بستگی به موقعیتم داره :دی
گندم بانو:
به این نتیجه رسیدم که کاری نکنم.... :)
آدم وقتی رو هواس باید هرکاری بکنه جز اینکه تصمیم بگیره!
یعنی تصمیمایی که من تو این وضعیت گرفتم احمقانه ترین تصمیمای زندگیم بودن!!!
یه کم استراحت بده به خودت، حالت که طبیعی شد به واکنش نشون دادن ها و حرفات فک کن :)
گندم بانو:
ممنونم از کامنت :)
راس میگین... تو این شرایط بهتره آدم تصمیم نگیره :)
تمرکز کن اگه کسیم میشناسی مشورت بگیر:)
گندم بانو:
باشه :)

۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۹:۴۸ مجتبی خزاعی
اول تفکر
بعدش توکل
آخرشم صبر
شاید ...
گندم بانو:
امان از صبر!!
ممنونم :)
با صبر و حوصله و تفکر و راهنمایی بهترین راه رو انتخاب کنید .
گندم بانو:
باشه :)
شاید باید دلو زد به دریا

ولی اگه اشتباه شد، دیگه انوقت رو نمیدونم باید چه کار کرد:(
گندم بانو:
چه بده که آدم نمیتونه آینده رو ببینه!! :(
من یه بار بین یه دو راهی گیر کردم
از راه اینوری رفتم :)))
....


میگن یه نفر توی جزیره آدمخوارها گیر افتاد
گفت خدایا بدبخت شدم
ندایی رسید که نه بدبخت نشدی
یه سنگ بردار و بزن توئی سر رئیسشون
سنگی زد به سر رئیسشون و رئیسه در جا افتاد و مرد
..
ندا آمد الان دیگه بدبخت شدی

""" الان فکر کن ببین چه ربطی به پست شما داره """
........

معمولا دو رارهی ها ...دو راه نیستن
یکی راه هست و یکی بیراه
ممکنه برای شما اولی راه باشه و دومی بیراه
و برای یه نفر دیگه عکس قضیه صدق کنه
.
مهم اینه کدوم یکی برات آرامش به ارمغان میاره

گندم بانو:
راس میگین... هر کس باید شرایط خودشو ببینه!!
۰۸ آبان ۹۵ ، ۰۹:۵۱ فیشـ ـنویس
مشکلتون حل شد؟
دوراهی رو رد کردین ؟ :)
گندم بانو:
تقریبا آره  :)
۰۸ آبان ۹۵ ، ۱۱:۰۸ ابو اسفنج بلاگفانی
خم بشین اونقدر نمیاین پایین.
مثلا میشه اون ترمز دستی رو کشید و ارتفاع رو کم کرد.
مگه رانندگی هواپیما بلد نیستین؟! پس زمینه وبلاگ که اینو میگه.
:دی
گندم بانو:
فک کن من با این دندونای خفنم خلبان بشم!! :)))
میخوابم*_*
گندم بانو:
آفرین ^___^
در پی پاسخ ـتون به کامنت [فیشـ ـنویس] ،
خب الحمد لله :) انشالله که کاملا رد کنید :)

من که کلا از اولش هم سر در نمیاوردم باید چی گفت :دیی
گندم بانو:
:))))))
ممنون
الان بگم «از دست تو» یا در جریانی؟ :))
گندم بانو:
چرا خب؟!!!! :)))
مرا ببوس :)
^___^
همشهری رو اذیت نکن مشت می خوریا:)))
گندم بانو:
💋
همشهری کیه؟!!!
۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۷:۴۲ مهراد فروتن
باید فکر کنی گندم بانو
روی یه کاغذ بنویس چته؟ بعد خودت شروع کن به جواب دادن.
بعد بنویس می شه حلشون کرد؟ بعد براشون سعی کن راه حل پیدا کنی
بعد دوباره کاغذ رو بخون
:)
دکتر فروتن هستم، مشاور و روانشناس :))
گندم بانو:
:)))))
چقد خارجی! ^___^
ممنون
من تو این مواقع سعی می کنم با متمرکز ترین حالت ممکن نماز بخونم و بعدش تسبیح و توکل به خدا...آرامش میده...باعث میشه تشویش و اضطرب بره! البته هرکسی یه جوری آروم میشه...یکی اینجوری...یکی با مسافرت...پیاده روی...قهوه...موزیک بی کلام...اینایی که گفتی یعنی نداشتن آرامش و وجود استرس...که برای رسیدن به جواب به نظرم باید اول خودتو آروم کنی :)
گندم بانو:
چه راه حل خوبی ^___^
ممنونم ازت ❤
۱۰ آبان ۹۵ ، ۱۴:۲۸ فیشـ ـنویس
خب پس ادامه بدین تا چراغ بعدی
گندم بانو:
ممنونم ^___^
چند روز همه چی رو تعطیل کن. کارایی که می کردی رو نکن، بذار کنار
به خودت و ذهنت استراحت بده
با کسایی حرف بزن که دوسشون داری. میتونه دوست باشه میتونن خانواده
تضمین می کنم کم کم این حالتت از بین میره
گندم بانو:
الهی من فدای تو دوست مهربونم بشم ^___^
مرسی گل دختر 💋💋
خدا نکنه عزیزم ❤❤💋💋💋💋💋
گندم بانو:
❤❤❤❤💋💋💋💋
۱۲ آبان ۹۵ ، ۱۲:۳۱ لبخنــــツ ـــد
کاری رو که فکر میکنی درسته انجام بده آرامشت رو حفظ کن و خودتو بسپار به دستای خدا
گندم بانو:
ممنونم :) چشم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی