در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

همانا بدترین دوست تو کسی ست که یه جوری پست بذاره که تو حسودیت بشه!!!! :/

دِ آخه برادر من!!! ظلمه اینقدر خوب نوشتن!!! باور کن!!! :)))


+ اگه پست دایناسورهایِ نمیدونم چی چیِ لافکادیو رو نخوندین اینجا رو یه نگاه بندازین! :)

+ من هنوز سر این حرفم که گفتم کسی نباید مزاحم آرامش دیگران بشه هستماا! پست لافکادیو هم مغایرتی با این حرف من نداره البته :))

۹۵/۱۰/۰۶

نظرات (۳۱)

۰۶ دی ۹۵ ، ۱۶:۰۶ آقاگل ‌‌‌‌
:))
گندم بانو:
:)
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۶:۱۲ لا نتوری
اینایی که پست طولانی میذارن واقعا دمشون گرم
من موندم چطوری اینقدر مینویسن ؟
تا نصفه تونستم بخونم فقط
اصلا نمیتونم پست طولانی بخونم
حتی اگر وصیت نامه باشه
گندم بانو:
ای بابا!!!! بخونید!!
به جای اینکه چندین پست بخوانید، این پست لافکادیو را بخوانید! ^___^

۰۶ دی ۹۵ ، ۱۶:۲۶ اسپریچو ツ
اتفاقا منم تشویق شدم یه پست دپ طور بذارم:دی
گندم بانو:
منم تشویق شدم بخونم پستتو ^__^
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۶:۳۳ بانو ف تک نقطه
براش کامنت گذاشتم .. کاش اگه اینجارو میخونه کامنتمو کپی کنه برای تو هم بذاره .. از طرف من ..
گندم بانو:
بانو جانم ❤❤
باشه عزیزم، بهش میگم برام بفرسته
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۶:۳۶ مهرناز .ج
تو این مورد هم نظریم...
انگار این پست لافکادیو طوفان به پا کرد ...
گندم بانو:
عه واقعا؟؟؟ در جریان طوفانش نیستم!!

۰۶ دی ۹۵ ، ۱۶:۵۵ شیکسون (^_^)
خیلی خوبه به نظرم، مثل نصیحتهای دستوری و مهربان طور مادربزرگها بود :))
هم نصیحت میکنه، هم میگه بمونین دیگه :)
گندم بانو:
دیدی چجوری همه‌چی رو ربط داده بود به دایناسورا؟!!! ^__^
خیلی بامزه بود! :))
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۶:۵۶ علیـ‌ تَرین :)
هر از گاهی لافکادیو را میخونم؛ خیلی خوب می نویسه! این پست را هم حتما باید بخونم...! :)

:))
گندم بانو:
لافکادیو از اوناست که تو هر شرایطی باید بخونیش! :)
همیناس که آدمو حسود میکنه اصن!! :))
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۷:۲۵ عاشق بارون ...
نچ نچ آیا حسودی کار خوبیست؟‌ :))))

آره بسی پست خوبی بود!
گندم بانو:
نه اصلا!!!
حتی میگن حسد خانمان براندازه!!! :/

^__^
خیلی خوب حرفشون رو گفت :) البته حسودیم نشد! از لافکادیو همچین نوشته‌ای هم انتظار میره ... :))
گندم بانو:
آبانی‌ها حسودن آخه!!! ^__^

یعنی عالی بود نوشته لافکادیو، قبل این نوشته تو خوندمش، ولی خیلی بهم چسبید :)
گندم بانو:
خیلی خوب نوشته بود واااقعا!! :)
:)))گندم حسوت:)) مورد جالبی میشه!!
گندم بانو:
^__^ حسوووت :))
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۹:۲۸ جولـ ـیک
من تا ندونم دایناسور های دقیقا چی چی لب به اون پست نمیزنم!:))
گندم بانو:
آقاااا تا از دهن نیافتاده بدو :))
حرف دل خودتو زده اصن :)
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۹:۳۰ لافکا دیو
بیا یه بازی کنیم لافکادیو ..
چشماتو میبندی و میشی ما
منم به نیابت از همه ،میشم اون بقیه ای که رنده بودن واسه اعصابمون .. رنده بودن واسه نابودی وبلاگامون و خونه هامون ..
خب
حالا فرض کن تو روزانه هاتو مینویسی ، جریان زندگیتو مینویسی ، نصفه شب با چشم بسته و گریون ، صبحا با پلکای نیمه باز و قلب پر امید و غصه های به کلیه چپ گرفته شده میای و مینویسی .. از دلتنگی ، تنهایی ، شادی ، عشق مینویسی .. سمت سیاستو نمیگیری ، سمت دیانتو نمیگیری ، سمت قیمت ارز و دلار و فلان نمیری و میشینی وسط وبلاگت و درارو باز میکنی و میگی آی نید عه هاگ چون تنهام و دلتنگم ، یا میری شیرینای روزتو میریزی کف وبلاگت شاید این وسط دهن یکی هم شیرین شه
بعد یهو میای میبینی یه عده هر روز و هر روز میان و برات فحش مینویسن .. که میان و میگن تو یه فاحشه ی مغزی ای ، تو یه مریضی ، تو یه غرب زده ای ، تو معلوم نیس تو وبلاگت چه گندی زدی و فلان .. مث من و بیست و دو و فلانی و جادوگر و .. دلت نمیشکنه ؟ میشکنه .. ولی تو همون حالت چالش مانکنانه که جلوی لپتاپت نشستی و این خزعبلاتو میخونی ، دست میذاری رو زانوت و هشتگ میزنی زیر خودت که ما پوست کلفتا و دوباره میای و مینویسی .. دویاره مینویسی و نظرارو اکثرشو میبندی و یه گوشه موشه هایی رو وا میذاری واسه وقت مبادای رفقات .. بعد باز همون حرفارو میشنوی .. کلا میبندی نظرارو .. میری اینور اونور میبینی فحشت دادن .. برات اعلامیه زدن و زدن وانتد و در به در دنبال اینن یه جا پیدات کنن فحشت بدن و اشکتو بیارن .. که رندت کنن ..
اینجا ؟

میری
صفحتو سفید میکنی
بعد یه سخن بزرگانم روش میذاری ..
و میری که با تموم شدن این درد خوشحالی کنی !

بعدش؟
دوستات میان مینویسن "لیست نارفیقان " ، "دایناسورهای مردنی و رفتنی" و فلان ..
این درد قرار نیس تموم شه انگار ..
انگار
انگار ..
----------------------------------------------------------------------------------------------
سلام و ارادت
تو لئون حرفه ای یه جایی ماتیلدا از لئون می‌پرسه: زندگی همیشه انقدر سخته یا فقط وقتی بچه ای اینطوریه؟
لئون جواب میده: همیشه همینطوریه.
گندم بانو:
این کامنت رو بانو ف جان برای لافکادیو فرستاده
و لافکادیو جان لطف کرده و برای من کپیشو فرستاده.
من فک میکنم لازمه همگی کامنت بانو جان رو بخونیم.
و همگی با هم برای منقرض شدن بعضی آدمای... دعا کنیم!!
تو وبلاگی دیگه به پست لافکادیو لینک داده بودن. خوندمش.
حرف درستی گفتن.
گندم بانو:
عه پس چشم خیلیا رو گرفته! ^__^
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۹:۳۷ ام اسی خوشبخت
حتما میخونم :)
شما هم تو نوشتن سبک خاص خودتونو دارید، اگه همه مثل هم بنویسیم که جذابیتی نداره :)
گندم بانو:
آخه مرغ همسایه غازه دوست جانم ^__^
۰۶ دی ۹۵ ، ۲۰:۰۹ منِ ناشناس
خیلی کنجکاوشدم پست دایناسورهارو بخونم ولی طولانی بودحوصلم نشد.
گندم بانو:
به جون خودم اسم شیرازیا بد در رفته!!! :)))
۰۶ دی ۹۵ ، ۲۰:۴۹ روشنک دختر لر
میگم دارم به جمله اولتون فک می کنم....
چقدر شبیه حرف دل منه....
بیستـــــ
راستی اول از طرف شما به خودم خوش آمد می گم....
اخه تازه و خیلی یهویی از اینجا سر در آوردم....
شما هم میتونین خیلی یهویی از http://dokhtarelor.kowsarblog.ir/ سر دربیارین....
گندم بانو:
خیلی خیلی خیلی خوش اومدین دوست جان :)
من از همون بچگی از دایی ناصر :دی خوشم نمی اومد :||:دی چه برسه به الان :)))
راستشو بخواین اون دو سه خط اولش که در مورد دایی ناصر (دایناسور) بود فاکتور گرفتم و نخوندم ولی بقیه شو خوندم برای کارمندان رادیو فرستادم باشد که مقبول آنها بیافتدد :)


+
همیشه خاموش میخونمش این جناب اقای لافکادیو و واقعا بیانشون خیلی خوبه :)
ممنونیم ازشون ...
گندم بانو:
عه!!! تو هم تو رادیو بلاگی‌ها کار میکنی؟!! :)

+
منم اولا خاموش میخوندمش... دیگه از یه موقعی نتونستم به سکوتم ادامه بدم! ^__^
۰۶ دی ۹۵ ، ۲۳:۱۷ פـریـر ...
والا! با این قلم حسادت برانگیزشون :)) آدم کیف میکنه همچین متنایی رو میخونه :)

کامنت بانو و جوابش رو هم خوندم...هعی...
گندم بانو:
تو خودت از اونایی هستی که آدمو تا حد خفه شدن از حسادت میبری!!!
با اون قلم خفنت!!! :/

تحمل بیان بی بانو سخته: '(
به مهنازم گفتم پستشون متحول کننده بود

و کامنت خانم ف حقیقتو گفته
خودت ک دیدی برای مشی چی زده بودن
برای بقیه هم اینا اتفاق افتاده که زده شدن از وب نویسی
گندم بانو:
هومممم :)

وای اون کامنتی که واسه مهشید رفته بود فاجعه بود!! :/
کاش میشد یه راهی پیدا کرد جلوی این بی‌فرهنگی رو گرفت!!! :(

+ لازم به توضیحه که اون کامنتایی که برای مهشید جان رفته از طرف
یه آدم مشکل اخلاقی‌ دار بوده!!! و ربطی به اون جریانات دعوا و... نداره.
من تا حالا در مورد اون کامنتا ننوشته بودم که یه وقت درمورد کسی تصور اشتباهی نشه...

۰۷ دی ۹۵ ، ۰۸:۳۰ لا نتوری
من الان یه چیزی بگم شما نمیخندی ؟

من الان دیدم نوشته لافکادیو ...
تا به امروز لایفکو میخوندمش :))
گندم بانو:
من نمیخندم ولی خود لافکادیو فک کنم سکته کنه!! :)))))
چون منم عمو شلبی‌شو، عمو شبلی میخوندم ^__^
۰۷ دی ۹۵ ، ۱۰:۰۴ مهرناز .ج
خطاب به بانو ف:
واقعا حرف بقیه برات مهمه؟ مهمه که بهت میگن فاحشه ی مغزی؟ چرا اهمیت میدی؟ بذار بگن. خودت که می دونی این طور نیستی. اصلا فاحشه مغزی چیه؟ ما هممون فاحشه ایم. فقط قسمت های مختلفی از خودمونو می فروشیم. یکی خودشو، یکی معرفتشو، یکی وجدانشو، یکی هم مغزشو...
تو همه مراحل زندگی که وبلاگ تنها یکی شونه از این دست ادما و حرفا هست. یعنی می خوای در مواجهه با همشون وایسی و واکنش نشون بدی؟
نمی دونم واقعا... ولی تو بدون که هرگز به مقصد نخواهی رسید اگر بایستی و برای هر سگی که پارس می کند، سنگ بیندازی....
گندم بانو:
مهرناز جانم!!  ❤❤
بانو ف خدایی خیلی تحمل کرد...
کاش یه راهی بود جلوی مزاحما رو میگرفتیم!!
سلام
نه بابا کجا کار میکنم ؟o_O
گفتم میدم کارمنداشون :))
من پشته پشت پشت صحنه رادیو هم نیستم :)
درضمن از بعد صندلیشون ، دیگه میلی به شنیدن رادیو ندارم بعله :)
ولی آرزوی موفقیت براشون میکنم:)


+
من اکثر وب ها رو خاموشم :)
حسش نمیاد روشن بشم عامو خو :دی
راستی من موافقم اسم شیرازی ها بد در رفته :))
ما یه عروس شیرازی داریم عامو همیشه اینو بهش میگیم و آرامش میکنیم :)))
گندم بانو:
چرااااا ؟!!!! من صندلیشونو گوش نکردم راستش!!!
چی شد که دیگه گوش نمیدی؟!!!

+
من بعضی جاها نمیتونم جلوی خودمو بگیرم!!!
حرفام میمونه سر گلوم!! ^__^
آها یعنی فقط به درد آروم کردن ماها میخوره این جمله؟!! :)))
بابا این لافکادیو خیلی کارش درسته :))
بریم یخونیم مام حسودی کنیم خخخخ
گندم بانو:
شما خودت کم حسادت ما رو برنیانگیختونیدی!!!!!! O_o
حال کردی چه فعلی ساختم؟!!!! :)))))
فکر کنم من از تیره تیرکس سخت جون باشم خخخخخخ
گندم بانو:
من از تیره موش‌کورم!!!!! :|
مردنی‌ام ولی چون زیر زمین بودم شهاب بهم نخورده ^__^
۰۷ دی ۹۵ ، ۱۶:۱۵ لا نتوری
یه پیشنهادی براتون دارم
یه وبلاگ درست کنید
و از همه نویسندگانی که فکر میکنی ارزشش را دارن
بدون تعارف و بدون اغراق
هر کسی که میبینی ارزش اینو داره توی وبلاگ شما باشه
از ش بخای بیاد اونجا و نویسنده وبلاگ بشه

هر کسی با اسم خودش
مثلا
نویسندگان
گندم بانو
بانو ف
لافکادیو
.
.
.

و هر کسی با اسم و مشخصات خودش بنویسه
بنظرم اینجوری دیگه کمتر مورد بی ادبی قرار بگیرن
گندم بانو:
دقیقا همه نویسنده‌ها ارزششو دارن ^__^

وبلاگا اکثرا خاطره نویسی یا دل‌نویسیه...
هر کسی واسه آینده خودش مینویسه...
و هر کس یه سلیقه‌ای داره...
اون وبلاگی که بخواد بشه خونه آدم، نمیشه گروهیش کرد.
وگرنه میشه مث خوابگاه دانشجویی...
یا همش دعوا و گیس و گیس کشی!
یا هر چقدرم خوب باشه آخر یه روز باید تموم بشه...
۰۷ دی ۹۵ ، ۲۰:۴۳ جولـ ـیک
خوندمش گندم؛ تحقیر آمیز تر از اون بود که حرف دل من باشه.
من خودم وقتی وبلاگ نویسی رو شروع کردم دوازده سالم بود و قطعا تعداد زیادی وبلاگ بستم/جابجا کردم/پاک کردم و اینکه با دید از بالا به بچه های بلاگری که وبلاگشونو بستن نگاه بشه و لفظ "اولیاشونو آوردن" و "خوشی زده زیر دلش" و "بیکار شده وبلاگشو تعطیل کرده" در مورد کسی به کار بره که خودم یه روز جاش بودم، هرگز مورد تاییدم نیست.
فاز آره من خیلی مرشد و خفنم دیگه برنداریم خدایی.
گندم بانو:
قبول دارم خیلی لحنش تند بود... شاید از سر عصبانیت بوده مثلا...

منم خیلی ساله وب مینویسم... ولی هیچ وقت دست به حذف نزدم!!
به جز اون وبلاگی که بلاگفا ترکوندش، و اون وبلاگی که یه هکر برام حذفش کرد!
۱۰ دی ۹۵ ، ۰۵:۵۱ جولـ ـیک
آدم خشم رو نسبت به قاتل میگیره نه مقتول! یکی دیگه اومده مزاحم شده باید به بلاگران نوجوان بد و بیراه گفت و ژست "آره بابا من خیلی ساله بلاگرم" گرفت؟ :))

حالا من خودم خیلی این قیافه رو میام که آره من خیلی وقته بلاگرم ها! ولی هیچوقت تو سر کسی نزدم که برو بابا تو هنو بچه ای یا تو بلاگر اصیل نیستی یا چه می دونم داری وقت میگذرونی و برات جدی نیست. چون من خر کی باشم که نظر بدم. میدونی این خیلی مهمه آدم به این نتیجه برسه که من خر کی باشم نظر بدم:))
گندم بانو:
همه‌شونم نوجوان نیستنا!!

این قسمت پایانی کامنتت انتقام پست لافکادیوئه ؟!! ^__^
۱۰ دی ۹۵ ، ۱۱:۵۲ علی اسفندیاری
باید بیخیال بعضی چیزا شد حالا یکی یه چیزی گفته
گندم بانو:
بعضی چیزا آخه خیلی چیزه!! :))
شدیدا موافقم با حرفاشون!
گندم بانو:
^__^

۱۱ دی ۹۵ ، ۰۳:۱۳ جولـ ـیک
حتما باید نوجوان باشن که از گزند زبون لافکادیو در امان بمونن؟:))
خط آخر جوابت رونفهمیدم. انتقام چی چی عه؟
گندم بانو:
چی بگم! :)
انتقام لحن تند لافکادیو! ^__^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.