در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیام های کوتاه

286 ... شما هم دعوت!

يكشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۱۴ ق.ظ
وقتی کارمو گذاشتم کنار، انگار تو یه خلاء رها شدم!
روزا تو اتاقم مینشستم و به عمری که تباه شد فک میکردم...
کم کم دیدم قرار نیست چیزی عوض بشه.
حداقل فعلا
کم کم در اتاقمو باز کردم
کم کم رفتم بیرون
کم کم با خودم گفتم برم کمک مامانی!
اگه داره ظرف میشوره خب من آب بکشم...
اگه داره غذا میپزه خب من بادمجونا رو سرخ میکنم!!
کم کم گفتم مامانی بیا غذاهای جدیدو هم امتحان کنیم!
مامانی بیا شیرینی هم بپزیم!
کم کم مامانم هم گفت گندم بیا این کانالای نمدسازی رو ببین!
گندم برم نمد بخرم واسم الگوی اینا رو میکشی؟!
کم کم حرف زدیم با هم
کم کم درد دل کردیم با هم
کم کم تازه فهمیدم مادر داشتن یعنی چی!!
منی که درد دل نکن ترین دختر دنیا بودم!
کم کم دیدم میشه با مامانی یه دنیا بار دل سبک کنم!
مامانی هم بیشتر همیشه منو شناخت...
فهمید یه روزایی هم هست که من حرف نمیزنم!
به جاش میزنه به سرم!
به جاش عصبی میشم!
بداخلاق میشم!
میدونست وقتی نگفتم، یعنی قرار نیست بگم!
میدونست وقتی اینجور موقع ها با آّجی کوچیکه دعوام میشه نباید بازخواستم کنه!!!
میدونست باید بره به آبجی کوچیکه بگه آجی گندم حالش بده!
جولینگ جانم گفته یک روز کاملتان را بگذارید برای مادرتان...
من همه روزامو گذاشتم واسه مامانم...
نه به خاطر مامان...
به خاطر خودم!
۹۵/۱۰/۱۲

نظرات (۲۵)

۱۲ دی ۹۵ ، ۰۹:۲۷ دچــ ــــار
احسنت خیلی خیلی عالی بود هم متن هم کاری که شما کردید :)
سلام درد دل نکن ترین دختر دنیا:)

گندم بانو:
:)
سلام :)
خیلی هم عالی:)
گندم بانو:
:)
۱۲ دی ۹۵ ، ۰۹:۴۳ لا نتوری
خب یکی از محاسن دختر بودن همینه
که درد دل میکنه وسبک میشه
ما مردها یه چیزی داریم به نام غرور " خیلی وقتا اشتباه ِ اما ..هست "

باعث میشه توی خودمون بریزیم و " سکته " کنیم :))
گندم بانو:
شما منو کشتی با سکته!! :))))
خب یه کاری کنین که سکته نکنین خب!!! :)

من هنوطم زیاد درد دل نمیکنم!
بیشتر گوش میدم!
۱۲ دی ۹۵ ، ۰۹:۵۱ لا نتوری
این " هنوطم " یه کلمه ی شیرازی است ؟؟

*ـــــــــ^
گندم بانو:
نه!!! :))))
یه لحظه زبونم گرفت ^__^
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۰:۰۶ سِناتور تِد
خدا حفظ کنه همه مادر ها رو و بیامرزه همه رفته ها رو.
گندم بانو:
ان‌شاءالله  :)
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۰:۵۰ من مُبهم
+اینقدر این روزا جنایت میشه ترسیدم حرف بزنم اون آقاهه بنو بکشه.😓😓😓



+من که از مامانم دورم چکار کنم ؟؟؟هفته یه بار میبینمش اونم ازغروب 😔
گندم بانو:
یه لحظه هنگ کردم!!! گفتم خدایا جنایت؟!!!!! :))
دیگه یعنی اینقدر اوضاع بی‌ریخته؟!!!! پس همون بهتر که نگفتی :)

یه شب شاعرانه با مامانت بگذرون :)
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۰:۵۱ پرتقالِ دیوانه
خیلی خوبه آدم با مامانش دوس باشه :)
گندم بانو:
اوهوم ^__^
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۰:۵۵ آقاگل ‌‌
خانم درد و دل نکن ترین دختر دنیا جواب کامنت امید لانتوری غلط املایی داره :))
گندم بانو:
نه‌خیرم!!! زبونم یه لحظه نچرخیده فقط!!!! ^__^
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۱:۰۹ شیکسون (^_^)
چه خوب :)
این درک متقابل پدر و مادرها و بچه ها خیلی خوبه، بعضیا در این مورد مشکل دارن حسابیی... :دی
گندم بانو:
خیلی خوبه... ولی رسیدن به این درک سخته! :)
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۱:۳۳ علیـ‌ تَرین :)
بی نهایت خوب بود... یا بهتره بگم شما بی نهایت خوبید! :))

خدا واسه همدیگه حفظتون کنه :))

:)))
گندم بانو:
نه عاموووووو ^__^
بی‌نهایت مجبور بودم فقط :)))

ممنونم :)
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۲:۰۶ ببر بنگال
کجا دعوتیم؟
کدوم کار ؟
چه خوب
موفق باشید؟
گندم بانو:
دعوت به چالش مادرانه :)
کاری که یه سال و خورده‌ای پیش ولش کردم
:)
باشم ^__^
چقدر جالب که منم همینطور بودم!
یه روزایی از خودم و دنیام که هیچ از خونواده هم فراری بودم و بعد دیدم که درد دل با مامان غذاپختن با مامان کلا هرچیزی با مامان و خونواده انقدر میچسبه که حاضر نیستم یه لحظه ازشون دل بکنم:))
این پستتون محشـــــــــــر بود:)
گندم بانو:
کاش خیلی زودتر این اتفاقا افتاده بود!!
ممنونم :)
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۲:۳۶ اسپریچو ツ
چه خوووب((((((:

من هنوز تو فکرم که باید چکارکنم:|
گندم بانو:
دندونای مامانتو درست کن ^__^
سلام
ای جان برای این متن :*****
برای این مادر و دختر ♡♡♡♡
خدا سایه مادرتون رو سرتون نگه داره و همیشه نبض زندگیتون (صدای خوش مادرتون )مستدام باشه ایشالا. ..


+
من یه خواهش از شما دارم میشه بگم ؟:)
ممنونم
گندم بانو:
ممنونم بانو جان ^__^

+
نگران شدم!! :))
بفرمایید بگید :)
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۴:۱۷ פـریـر ...
درد دل نکن ترین دختر دنیا...منو گفتیا :( راز موفقیتت چی بود گندم؟ من هنوزم درد دل نکنم...سخته...

خوشحالم بابت اینکه اینطور با مامان جان حالت بهتره...خدا جفتتونو حفظ کنه و سایه ی مامانی رو از سرتون کم نکنه ^_^ :* :*
گندم بانو:
الان بهترین موقعیته که عوض بشی...
روزایی که پیش روته روزاییه که خیلی نیاز داری به درد دل!!

ممنونم عزیزم :*
خب من ک ازدواج کردم نمیتونم ی روز تمام برم پیش مامانم. اما وقت هایی ک میرم قدرشو میدونم
گندم بانو:
تو بگو پرستش یه روز کاملشو بذاره واست ^__^
عزیزمممممممم چقدر عالی بود.
خدا برای هم حفظتون کنه.
گندم بانو:
فدای تو ^__^
ممنون
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۷:۲۶ جولـ ـیک
بح بح:)
گندم بانو:
^__^
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۹:۳۷ آوو کادو
:-)
گندم بانو:
:)
۱۲ دی ۹۵ ، ۲۰:۰۶ ܜܔܢܜ پسر خط خطی ܜܔܢܜ
:)
گندم بانو:
(:
اصولاً نظری ندارم در مورد مادر.
غریبه هستیم واسه هم.
تو کوچه تو خیابون یا خونه فرقی نداره. دقیقاً عین یه غریبه از کنارش رد میشم. حتی بهش نگاه هم نمیکنم.
چند سالی هست باهاش حرف نمیزنم و اینطور راحت ترم. هم از دست حرفهاش در امان هستم و هم گوشه کنایه هاش. درواقع میشه گفت فقط منو به دنیا آورده. همین و بس. حتی منو بزرگ هم نکرده. با سِرِلاک و شیرِ زنِ همسایه بزرگ شدم و خواهرم منو بزرگ کرده. بزرگ ترین و بدترین توهین ها رو از ایشون شنیدم. دیگه نفرین و اینا بماند. شاید گفتن این جمله بد باشه: حتی اگر جلوی چشمم هم بمیره، یک قطره اشک از چشمم پایین نمیاد. مادری که هیچ جای زندگیم هیچ حضوری نداشته و درعوض همیشه در خدمت برادر و برادرزاده هاش بوده به چه دردی میخوره؟ چند سال تمام خواهرم سر درد داشت هرگز اونو نبرد دکتر تا سکته زد مرد. دیگه جنگ و دعواهایِ همیشگی با پدر که مسبب اصلی اونها مادر بود بماند.
گندم بانو:
:'(
چقد ناراحت کننده بود این جمله‌ها :(
۱۲ دی ۹۵ ، ۲۲:۰۹ ببر بنگال
:)
گندم بانو:
:)
۱۳ دی ۹۵ ، ۰۴:۰۱ گیره 📎📎
دست جولیک خانم درد نکنه:)

حالت واقعا بهتر میشه وقتی با جان دلت به حرفاش گوش میدی^_^
گندم بانو:
اوهوم :)
۱۳ دی ۹۵ ، ۲۳:۴۷ یادگار ...
:)
خدا حفظشون کنه
گندم بانو:
ممنون :)
۱۴ دی ۹۵ ، ۰۲:۲۷ آرش مهاجر
کسی از دنیا لذت میبره که حرف پدر و مادرش رو گوش میده.
گندم بانو:
خب بستگی داره! :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.