در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

__________________________________

از اونجایی که من آدم بسیار فراموشکاری هستم...
لطفا فقط در صورت ضرورت کامنت خصوصی بذارید.
چون در غیر اینصورت فراموش میکنم جواب بدم و شرمنده میشم

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

۳۵۰. شیراز کلاب

يكشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۱۴ ب.ظ

امروز دو تا از بهترین دوستای دانشگاهمو دیدم....

یکیو بعد شیش ماه، یکیو بعد چهار سال!!

دیدنشون خیلی حالمو خوب کرد...

ولی از حرفاشون دلم گرفت!!

اینکه یه ریز از رفتن میگفتن...

از کشورا و دانشگاههایی که اپلای کرده بودن...

اینکه ...

یکی یکی دارن میرن...

و منِ تنها، روز به روز تنهاتر میشم :(

آره چهار سال بود ندیده بودمش، ولی بود... تو همین کشور، همین شهر،

میگفت کارش واسه آمریکا اوکی شده بوده،

ولی ترامپ اومده و همه‌چی به هم ریخته!!

اگه ترامپ نیومده بود این چهار سال میشد چند سال؟!!!

مرسی ترامپ!!!!!! (یه همچین دوست نامردی هستم!!!)

دلم تنگ شد واسه دانشگاه!!!! با همه بدیاش!!! دلم تنگ شد براش!!!


+ عنوان اسم جاییه که رفتیم!! چون یکی از صاحباش از دوستانم به حساب میاد خواستم تبلیغ شه براش!!!!

آدرسشم ستارخان، روبه‌روی خیابون ولیعصر یه چند تا مغازه میای پایین به سمت عفیف‌آباد!!! (به دوستم گفته بودم روبه‌رو ولیعصر، رفته بود روبه‌رو ولیعصر وایساده بود میگفت نیست!!!! یه ذره اینورترم نگا کن خب!!! :/ )


+ @پرتقال : کو جای کامنت گذاشتن؟!!!!!!

۹۶/۰۲/۰۳

نظرات (۱۴)

آخ از این رفتن ها!
درد میکنم انقدر که دوستام رفتن
اینجا جای موندن نیست اما نمیشه کند و رفت...
گندم بانو:
دوستای منم خیلیا رفتن
خیلیام در تلاشن
من نمیدونم اونایی که رفتن چجوری تنهایی دووم میارن!!
ولی جای خالی‌شون بدجوری خالیه!!! :(
شمام زدی تو کار تبلیغ مثل متر؟ :d
گندم بانو:
متر واسه غریبه‌ها تبلیغ میکنه!!!
تازه معلوم نیست پول میگیره یا مفتکیه که!! :)))
من ولی خراب رفاقتم! ^__^
تازه اینکه هیچی منم اپلای کرده بودما برا ترامپ امریکا نذاشت!
گندم بانو:
منم که ترامپ هر چی تمنا کرد گفت آمریکا اصن
بی خودت صفا نداره، من گفتم شرمنده من بی فرزندخونده‌م
هیچ‌جا نمیرم!!!!!! یه همچین مادری هستم! ^__^
عجب! منم از رفقام خیلی ها رفتن و من در کپ به سر می برم همیشه! :|
گندم بانو:
دلم براشون تنگ میشه!!!!
از همکلاسیای دانشگاه آقای پدر فقط یه نفر رفته خارج!!
ولی از همکلاسیای من‌.... :(

۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۵۱ ام اسی خوشبخت
وقتی وطنت نخواد راهی برای پیشرفت جلوی پات بزاره گاهی رفتن یه راه نجاته برای بعضی ها, کسی راضی نیست اما چاره ای هم نیست.
گندم بانو:
از این لحاظ حق میدم بهشون...
همه اونایی که رفتن الان شاغلن...
اونایی که موندن اکثرا بی کار!!!
غم‌انگیزه :(
۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۲۵ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
اکثر دوستای منم رفتن
گندم بانو:
خیلی غم‌انگیزه :(
کافه اس؟ چیه؟!!!!!
گندم بانو:
بالاش کافیشاپه.
پایینش از این بازیای مدل ایکس‌باکس داره...
یه اتاقم داره از اونا که آواز میخونن و اینا...
یک بنده خدایی میگفت شما یک هفته مرزا رو باز بذار ببین چند نفر تو این کشور میمونن!
گندم بانو:
چرا باید آدما فک کنن جایی دورتر از مملکتشون خوشبخت‌تر هستن؟؟!!!
http://dardiyarenilgoon.blog.ir/

اسمش خیلی قشنگ بود گفتم لابد دومین وبلاگ‌رو زدین ؟:))



+@
آقاگل اگر خدای نکرده جنگی اتفاق بیافته من احتمالا برم :((

+
من دوستام نرفتن ولی ۸سال پیش داداشم برای کار به اونجا رفت واقعا دلم گرفت ...
تازه قراردادش دو ساله بودو برگشت...
ولی الان دختر عمه ام اونور آبه واقعا دلم براش یه ذره شده :((

گندم بانو:
نه عزیزم! این وبلاگ من نیست! :))

کلا وقتی یه عزیزی آدم داشته باشه که خیلی ازش دور باشه،
خیلی دلش میگیره! :(
گفتی رفتن و کردی کبابم...
گندم بانو:
آخ متر!!! :'(((
۰۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۵۰ امید (لانتوری)
منم گاهی به دانشگاه فکر میکنم و خندم میگیره از کارهام :)
...

چقدر بده ادم دلش برای جایی تنگ بشه که ازش ضربه خورده
گندم بانو:
شما حق دارین خنده‌تون بگیره!! :)))


خیلی بده واقعا ...
شما که سن تون کمه، رفقای من تو 33 سالگی، 37 سالگی و 40 سالگی هنوز دارن میرن :-(
گندم بانو:
یکی از همکلاسیای بابام هم چند وقت پیش اقدام کرد!!!!
سنش بالا بود نتونست اقامت بگیره!
خانم بوده؟ دید خانوما محدوده خب خخخ

خب بریم.توام ببند چمدونتو.اینجا چی داره ؟:/
گندم بانو:
آره دختر بود
خو یه ذره اینورتر رو نباید نگا کنه؟!! :))

چجوری بریم خب؟!!! اگه میشد که رفته بودم
من الان اینقدررر ذوق زده ام که یه بلاگر شیرازی پیدا کردم بعد راستش بدون توجه به اینکه عنوان اصلا "شیراز کلاب" بود چندباااار هی آدرسو خوندم تا مطمئن بشم همین ستارخان خودمونو نوشته دیگه!!!!
ای ام وری ذوق زده!وری!
گندم بانو:
^__^
بلاگرای شیرازی که زیادن! :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی