در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

__________________________________

از اونجایی که من آدم بسیار فراموشکاری هستم...
لطفا فقط در صورت ضرورت کامنت خصوصی بذارید.
چون در غیر اینصورت فراموش میکنم جواب بدم و شرمنده میشم

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

359. هر چی تنهاتر بشی دنیا تو رو کمتر میخواد...

چهارشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۱۵ ب.ظ
گاهی دنیا تصمیم میگیره که تو رو از بعضی چیزا محروم کنه...
مثلا شغلی در راستای مدرکت...
حالا تو هی برو بست بشین تو خونه... هی بگو من چهار سال تو دبیرستان جون کندم تا برم دانشگاه، چهار سال تو دانشگاه، تو اون شهر پوست انداختم، یه سال و چند ماه با جون و دل کار کردم... حالا چرا وضعم اینه...
حالا هی بشین بگو من همه آزمایشگاهها و کارگاهها رو خودم انجام دادم، نگفتم وای سیمان واسه پوست بده، وای خاکی میشم... ولم میکردن بیل هم میزدم! بعد الناز که همیشه یه گوشه وایساده بود و میگفت پسرا انجام بدن من نتیجه رو یادداشت کنم حالا سر کاره و من... :|
دنیا همینه دیگه... گوش نمیده به نق و نوق هات!!
وقتی هم پشت کنی بهش و قهر شی باهاش... خب اون بی ادب تر از اونیه که بخوام بهتون بگم برخوردش چیه!!!! :/
وقتی هم تلاش میکنی تغییر ایجاد کنی نمیدونی دقیقا باید چیکار کنی...
ولی باید یه کاری بکنی...
یه کاری کردم!!!
همین طوری بی هدف و بی علاقه کلاس معرق اسم نوشتم!
وقتی رفتم وسایلشو بخرم انگار تازه فهمیدم داره چی میشه!!
همین که کمون اره قرمز و گوشتی صورتی خریدم خودش شد انگیزه!!! ^__*
افتادم به جون حجم نت و تا تونستم عکس معرق سرچ کردم!!!
کم کم انگیزه و علاقه تو وجودم ریشه دووند!
اولین جلسه که رفتم تصمیم گرفتم گندم باشم!!!!
همین گندم تو بیان!
نه اون خود واقعی خجالتیم!!!
چهار پنج نفر بیشتر نیومده بودن...
هر کی میومد به مربی سلام میکرد... منم به اونا سلام میکردم!!! :))
برام یه جوری بود... عادت نداشتم به اینقدر زود آشنا شدن...
ولی خوب شد!
جو صمیمی شد!
دوست پیدا کردم...
علاقه پیدا کردم...
دل مشغولی پیدا کردم!
حالا فکرم همش درگیره...
که واسه طرح " تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی " حوضچه رو چجوری درست کنم...
که بعدش چیا یاد میگیرم...
که افرا سفیده گردو قهوه ای، نارنج زرد کمرنگ عناب قرمز...
که اون چوب زرده زرشک بود! یادم باشه بپرسم میشه از چوب زرشک استفاده کرد؟!
که توت و سنجد نخرم یه وقت!!
که حالم خوبه این روزا..
که شکر... :)
فردا جلسه دومه ^__^
۹۶/۰۲/۲۰

نظرات (۲۳)

۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۱۸ عای عم بــــهـــــار D:
چقدر خوبه که حالت خوبه گندم جانم :)))
گندم بانو:
ممنونم :*
خداروشکر :)
گندم بانو:
شکر واقعا :)
ممنون
خداروشکر
راضی ام ازت :-)
گندم بانو:
^__^
اصن هدف فقط رضایت رفقا بود ^__^
ایول! پس شروع کردی... خیلی موفق باشی و خوش بگذره! امیدوارم دنیا جبران کنه این کاراشو!
منم اگه خدا بخواد از تابستون میرم تذهیب.
گندم بانو:
آره دیگه! داشتم کپک میزدم کم‌کم!!! :)))
تو نمیای معرق؟؟ خیلی باحاله! ^__^
شاید هم دنیا می خواسته خود واقعیتُ پیدا کنی. به قول یه دوستی خودتم تا آخر عمر نمی تونی خودتُ بشناسی پس از هر چی هست و نیست لذت ببر:)
گندم بانو:
واقعا من نمیدونم خود واقعیم چیه؟!! :))
عمرانو ساختمونو درسو دوس دارم هنوز!!
هنر رو هم دوس دارم ...
همین علاقه‌های متعددم سر در گمم کرده! :)
این کلاسا برای ایجاد انگیزه و از بین رفتن خمودگی و به چشم نیومدن بیکاری و امید به زندگی خیلی خوبه
منم دقیقا الآن تو چنین موقعیتی هستم
گندم بانو:
آره واقعا... واسه من که خیلی خوب بوده تا حالا :)
این جمله رو که خوندم: "وقتی هم پشت کنی بهش و قهر شی باهاش... خب اون بی ادب تر از اونیه که بخوام بهتون بگم برخوردش چیه!!!! :|" به قدری خندیدم وخندیدم و خندیدم که اصلا رشته ی کلام از دستم در رفت! :))))
الحمدلله که خوبی و کار خوبی هم میکنی ان شالله یه روز یه معرق کار حرفه ای میشی. خوشه های معرق از باغچه ی زنگیت سبز بشن گندم بانو :)
گندم بانو:
^___^
خیلی دلم میخواد تا ته تهش برم و همه چیز معرقو یاد بگیرم!
خدا کنه بشه :)
یک جایی میخوندم که اینقدر خودتون رو با دیگران مقایسه نکنید. شما زندگی خودتون رو دارید و دیگران زندگی خودشون رو. شاید یکی تو سن 20سالگی بره سر کار و شما 23سالگی شاید یکی تو سن 22سالگی ماشین بخره شما تو سن 25سالگی شاید اون زودتر ازدواج کنه و شما یک سال بعدش. ولی آیا اینا معیار خوشبخت تر بودن اونه؟ یا معیار بهتر بودن زندگیش؟ مطمئنن نه! شکی هم نیست.
قول میدم زندگی روی خوشش رو هم بهت نشون میده. حتی حاضرم زیرش امضا کنم و تاریخ هم بزنم:))
.
یک زمانی جوون تر که بودم معرق کار میکردم گندوم :)
بعد برا اینکه چوب ارزونتر بخرم میرفتم مغازه های میوه فروشی ازشون صندوق چوبی هاشون رو میخریدم. چوب درختای مختلف و رنگای مختلف رو هم داشت. البته الان که بیشتر سبد پلاستیکی شده :))
یاد اون روزا افتادم. معرق کاری خیلی کیف میداد. ^_^
گندم بانو:
اینو یه بار قبلا یکی واسم کامنت کرده بود!!!
ولی یادم نیس کی!
فک کنم آقای لانتوری بود... یا خودت!!

عهههههه واقعا؟؟ ^__^
تو هم معلمی هم مهندسی هم معرق‌کاری هم مترجمی!!!
آچار فرانسه‌ای هستی واسه خودتااااا :))
واقعا با چون صندوق کار میکردی؟!!! ایول دمت گرم :)
عکس کاراتو بذار خب! تا کی فروتنی؟؟ تا کی خشوع؟؟ ^__^
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۱۸ ام اسی خوشبخت
خداروشکر, خداروشکر خودت دست به کار شدی برای تغییر گندم بانو:)
گندم بانو:
خدا رو شکر واقعا :)
ممنونم ازت مهربون بانو ^__^
مرحبا گندم بانوی هنرمند ^_^
گندم بانو:
^__^
ممنان
موفق باشی بانو وهمیشه خندون:)
گندم بانو:
ممنون عزیزم :)
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۵۶ امید (لانتوری)
این اسی و گندم از روی دست هم تقلب کردن :)))
...

همین ادم بتونه خوب بشه خودش خیلی خوبه
گندم بانو:
:)))

آره واقعا... خیلی وقت بود همچین حسی نداشتم! :)
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۱۱ پری الزمان مهرزاد
چه خوبه...
ایکاش این روزها منم یک دلخوشی پیدا میکردم که فقط از این افکار عبث خلاص شم.

شاد و پیروز باشی
گندم بانو:
امیدوارم واقعا زودتر پیدا کنید.
بدون دلخوشی زندگی خیلی سخته ...

ممنونم :)
خوشحالم برات گندم
دلمشغولی های جدید، انگیزه های جدید
گندم بانو:
ممنون مهردخت جان :)
کارت رو دیدم تو اینستا گندمی، یعنی برای جلسه اول می تونم بگم که در حد غیر قابل تصور بودی :)))))))))) خیلی خیلی خیلی خوب بود، آفرین
گندم بانو:
وای ممنون از این همه محبت 😍😍😍😍
خیلی خوشحال شدم ^__^
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۵۹ پری ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
اصن از درس خوندن و بدبختی کشیدن و بیکاری حرف نزن که حالم بد میشه:(((
گندم بانو:
تو چرا؟؟؟ تو که شغل داری خدا رو شکر :)
۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۱۹ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
جانم بهت:*
ولی خییییلی بی عدالتی اون الناز:/
یه حقیقت تلخن النازای جامعخ
گندم بانو:
♡♡
اون شانسش زیاد بود...
یهو یه موقعیت شغلی خوب با همکارای خوب به تورش خورد.
منم خوردم به یه جمعیت خسیس‌زاده و بیگاری‌کش!!! :/
سلام
خوشحالم که خوشحالی:)
منم معرق کارکردم ولی معرق ساقه گندم.چندتاهم تابلوبزرگ درست کردم واسه خونمون.کلاکارای هنری واسه روحیه خیلی خوبه.
گندم بانو:
معرق ساقه گندم؟ چجوریه؟
یعنی تن منو میبریدی؟؟؟؟ (آیکن درد!!) :))
آره واقعا عالیه...
فقط اگه عصبی باشی و بری سراغش همه رو خراب میکنی! :))
آره دیگه سر لج بیوفته کاری نمیتونی بکنی
ولی این در به روت بسته شد در هنر باز شده اونم با علاقه :))

موفق باشی عکس کاراتو بذار کیف کنیم^_^
گندم بانو:
واقعا دست آدم به جایی بند نیست!!

چشم ^__^
دیگه نگم که هم بنام هم رنگ کارم هم برق کارم هم تعمیرکارم :d
اگه بگم ریا میشه. :))
گندم بانو:
پسر منم هستی!! ^__^
اصن خودم همه این آپلیکیشنا رو روت نصب کردم! :/
:)))
۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۴۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
آفرین گندم:))
خودمون باید برای خودمون کاری کنیم!
گندم بانو:
آره واقعا...
به قول معروف... کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
واااااااای عالیه... تو هنرمندی گندم... کارهات عالیه :*
گندم بانو:
ممنونم از محبتت بانوچه جانم ^__^
:*
????
گندم بانو:
؟؟؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی