در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
  • ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۴۸ 321 .

۴ مطلب با موضوع «بانوانه های گندم!» ثبت شده است

یادمه اولین باری که چک اولین حقوقمو گرفتم یه جوری خوشحال و ذوق زده بودم که هر کی منو میدید فک میکرد گنج پیدا کردم!! :))))

چکه رو حتی تا نکردم!! با نهایت دقت صاف گذاشتم توی کیفم یه جوری که خش نیافته!!! :)))

بعد که دادم آقای پدر ببره نقد کنه شونصدتا تا زد چپوند تو جیبش :))))


بیشتر از یه ساله که کارمو ول کردم!

به نظر خودم شخصیت و سلامت جسمیم مهم تر بود خب!

حالا یه تصمیمات عجیب غریبی گرفتم!

البته درآمد چندانی نداره... ولی خب بهتر از بی کاریه!!


یعنی تبلیغاتم قبل همه خودمو کشته!!! :)))

تو اینستا که همه فک میکردن در راه خداست!!! :))))

خب البته در راه غیر خدا هم نیست!! :)))

ولی در کل این لینک بیزینس منه!!!! ^____^

اینم نمونه کارا!

  • ۳۲۶ نمایش
  • خاطره ها
  • طنز
  • بانوانه های گندم!
۲۶ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۵۰ ۳۷ نظر
اون دو هفته ای که خونه دایی جان بودیم، از بی کاری رو آوردم به کاری که همیشه دلم میخواست انجام بدم، یعنی نقاشی!
مخصوصا که تازه با "ماندالا"* هم آشنا شده بودم و کلی بهش علاقمند شدم ^___^
اینو همین امروز تموم کردم:


ماندالا



* ماندالا: یه سبک نقاشی



  • ۳۰۲ نمایش
  • خاطره ها
  • بانوانه های گندم!
۲۲ مرداد ۹۵ ، ۱۴:۲۶ ۲۱ نظر
یادتونه گفته بودم دارم واسه عید شیرینی میپزم؟ {کلیک}
حالا حاصل این تلاش شبانه روزی(!) منو ببینید:


سری اول شیرینی نخودچی ها رو نشد قالب بزنم هر کار کردم!!!! دیگه همینطوری گردالی درستشون کردم و یکم با قالب روشو شکل دادم ^____^

و البته سفره هفت سین حاصل تلاش من و مامان گندمی :)




+ سر قضیه این وبلاگای برتر، با توجه به کامنتای اعتراضی که بعضیا نوشتن، حس بدی دارم موقع هر پست!!!!! هی یادم میاد که یه نفر گفته بود چه اهمیتی داره که یه نفر چه حسی داره؟! مهم اینه که من فلان تعداد مقاله ترجمه کردم و...!!!!
عه خوب وبلاگ من خاطره نویسیه خوب!!! اصن مگه من گفتم انتخاب کنن وب منو؟!!! اصن مگه من روحمم خبر داشت وبلاگ برتر انتخاب مبکنن؟!!!!!!!
خلاصه که ادامه ماجرا رو توی دیار صبح مینویسم!
  • ۴۲۴ نمایش
  • بانوانه های گندم!
۱۷ فروردين ۹۵ ، ۱۶:۱۳ ۴۲ نظر

آقا من چند وقت پیشا یه پست ثابت گذاشتم و بعد حذفش کردم، شماره مطلبم با شماره پستام به هم نمیخونه حالا!!!!!!

در نتیجه الان دو تا پست میذارم که این مشکل حل بشه :)


109 ... وقتی گندم، بانو میشود :)




اینجوری نیگاشون نکنید!!!!! قیافه ندارن ولی خیلی خوشمزه شده بودن!!!!! اینا قرار بود گرد و قلقلی باشن! آخه اسمشون توپ موزیه :)
+ باید سعی کنم خوشکل آشپزی کردنو هم به آپشنام اضافه کنم :))))
+ اینم آبنبات پولکی:

زمان پختش کل خونه رو بوی سرکه برداشته بود! آبجی کوچیکه میگفت بوی جوراب میاد!!! :/
آقای پدر میگفت توش جوراب ریختی؟!!!!! O_o


+ آموزش


110 .... طرح همسان گزینی

یه سایتی تاسیس شده به نام سایت همسان گزینی تبیان. یه جورایی سایت همسریابی زیر نظر وزارت نمیدونم چی چی!!!! ( وزارت خوبی بود!!!:دی ) کلا منظورم اینه از این سایتای غیر مجاز نیست!
حالا سوال من اینه، آیا ما واقعا به این حد از فرهنگ رسیدیم که اینطوری ازدواج کنیم؟
بعدها دعواهای زن و شوهرا چجوری میشه؟
شخصیت دخترایی که با این روش ازدواج میکنن حفظ میشه؟ یا دائما باید سرکوفت بشنون که توی همچین سایتی ثبت نام کردن؟؟!!!

+ ایشالا که همه جوونا خوشبخت شن....
  • ۲۶۴ نمایش
  • خاطره ها
  • حرفای دلم
  • طنز
  • بانوانه های گندم!
۲۲ دی ۹۴ ، ۱۴:۳۶ ۳۵ نظر