در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین مطالب
  • ۲۲ آبان ۹۷ ، ۲۲:۴۴ ۳۶۲.
  • ۱۷ آبان ۹۷ ، ۲۲:۵۰ ۳۶۱.
  • ۲۲ مهر ۹۷ ، ۰۷:۵۵ ۳۵۸.
  • ۲۱ مهر ۹۷ ، ۰۹:۲۸ ۳۵۷.
  • ۱۷ مهر ۹۷ ، ۱۰:۴۷ ۳۵۶.
  • ۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۲:۴۰ ۳۵۴.

۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

چند سال پیش وقتی برای اولین بار قرار شد با یکی از خواستگارام خصوصی حرف بزنم،

مامانم خواهر کوچیکمو به عنوان محافظ فرستاد تو اتاق!!!!

خوب سختش بود مامانیم !!! چندتا دختر داشت مگه؟!! 

خلاصه ...

آبجی کوچیکه خسته شد رفت بیرون ...

مامانم بهش گفت چرا آبجی رو تنها گذاشتی اومدی بیرون؟!!

گفت : آبجی تنها نبود، آقایی پیشش بود !!!



  • ۶۳ نمایش
  • خاطره ها
  • طنز
  • ماجراهای آبجی کوچیکه
۳۱ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۴۳ ۰ نظر