در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین مطالب
  • ۲۳ مهر ۹۶ ، ۱۳:۵۲ 248

۹ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

فردا چهارشنبه سوزیه،

( و من هنوز نفهمیدم چرا چهارشنبه سوری روز سه شنبه برگزار میشه؟! :/ )

داشتم به این فک میکردم که اگه مثلا یکی دستش بسوزه خوب میگن فلانی دستش سوخته....

اگه پاش بسوزه میگن پاش سوخته...

اگه صورتش بسوزه میگن صورتش سوخته...

امااااا

اگه دماغش بسوزه میگن طرف دماغ سوخته س!!!!!!!

خدایی خیلی ضایع ست!!!  :/



  • ۲۷ نمایش
  • طنز
۲۴ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۴۸

آدم یه مدت که پست نمیذاره، بخش پست گذار مغزش غیر فعال میشه!!!! :/ 


  • ۳۵ نمایش
  • حرفای همینجوری
۲۳ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۴۷

میگن اسراییل اول چند تا خونه و زمین خرید تو فلسطین،

بعد کم کم تعدادش زیاد شد،

به یه جایی که رسید جنگو شروع کرد و ...

حالا شده داستان من و آبجی کوچیکه!!!!

اولش کل اتاقم مال خودم بود...

بعد قرار شد آبجی کوچیکه تو اتاق من بخوابه اما وسایلشو نیاره...

بعد کم کم به جایی رسیده که،

خونه تکونی وسایل خودم دو ساعت هم  زمان نبرد، اما خونه تکونی وسایل آبجی کوچیکه کل دیروز طول کشید و هنوز تموم نشده!!!!!!! :/

پدرم در اومده!!!! :(

هر بار هم یه بخشی از وسایل خودمو بردم تو انباری و جا واسه وسایل آبجی کوچیکه باز کردم!!!!!

فک کنم کم کم دیگه جنگ نزدیکه!!!!!!


+ لطفا بخوانید!!!


+ بیست و دوی عزیزم یه پست گذاشته درباره اتفاقاتی که بین اسرائیل و فلسطین افتاد... اگر علاقمندید بدونید جریان چی بوده پیشنهاد میکنم بخونید :)



  • ۳۵ نمایش
  • طنز
  • ماجراهای آبجی کوچیکه
۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۱۵

✔️ یه حدیث قدسی هست که آدمو از خجالت آب میکنه.��

❤️خداوند می فرمایند :
"یا مطلقا فی وصالنا، ارجع. و یا محلفا علی هجرنا، کفر. انما ابعدنا ابلیس لانه لم یسجد لک، فواعجبا، کیف صالحته و هجرتنا"

میدونی یعنی چی؟
فرض کن یه رفیقی داری که عاشقشی و خیلی دوستش داری.براش همه کار میکنی.
مثلا یه روز تو خیابون راه میری و میبینی یه نفر داره با رفیقت دعوا میکنه، و شما میری جلو و برای دفاع از دوستت ،با اون طرف دعوا میکنی کتک کاری میکنی و دیگه باهاش قهر میکنی.چون دوستت رو زده.
اما بعد از چند روز میبینی دوست و رفیقت داره با اون آدم راه میره و میگه و میخنده.چه حالی پیدا میکنی؟به دوستت میگی بابا من بخاطر تو با اون دعوا کردم و حالا تو رفتی با اون رفیق شدی و خوش میگذرونی؟!!!
آره.قضیه ما و خدا هم همینطوره.معنی حدیث بالا همینه. خدا میگه من شیطان رو بخاطر اینکه بر تو سجده نکرد از خودم روندم. اما تو حالا رفتی با اون دوست شدی و منو ترک کردی؟؟؟!
ترجمه حدیث؛
"ای کسی که وصال ما را ترک کرده ای، برگرد. و ای کسی که بر جدایی از ما سوگند خورده ای، سوگند خود را بشکن.ما ابلیس را برای این از خود راندیم که بر تو سجده نکرد "



  • ۴۷ نمایش
  • حرف من نیست
  • پستای ثواب دار!
۱۴ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۳۳

از فواید خانه تکانی این است که گاهی چیزهایی پیدا میشود به شدت خفن!!!!! :)

این اثر بچگیای آبجی کوچیکه ست...

نمیدونم چند ساله بوده،

مهم اینه که به شدت هنرمندانه کپی شده!

اصن مو نمیزنه! ^__^


نقاشی


 
  • ۳۱ نمایش
  • طنز
  • ماجراهای آبجی کوچیکه
۰۸ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۳۲

یه فامیل داریم همه نمازاشو تو مسجد میخونه...

یه ساعت قبل اذون میره مسجد و دو سه ساعت بعدش برمیگرده خونه!

و حتی درصورتی که مهمون داشته باشه هم این عملو ترک نمیکنه!

حتی اگه هیشکی جز خودش خونه نباشه و اون مهمون فقط به خاطر اون اومده باشه!!!!

و معتقده که چون ما نمازامونو تو مسجد نمیخونیم خدا دوسمون نداره!!!

نمیدونم اون به چه جور خدایی اعتقاد داره...

اما خدایی که من بهش معتقدم بخشنده و مهربونه...

ستّاره...

غفّاره...

خدایی که من میپرستم خداییه که میگه

"ذرهٌ مثقال خیرٌ یره"

و البته

" ذرهٌ مثقال شرٌ یره"

خدایی که نابخشودنی ترین گناهو، حق الناس قرار داده،

بدون شک بهترین عمل پیشش کمک به مردمه...

خدایی که بنده هاشو دوست داره، مطمئنا کسی رو که کاری واسه این مردم بکنه رو هم خیلی دوس داره...

دعا خوبه، نماز خوبه، اما اگه در کنارش اخلاق و عمل خوب نباشه ...

به هم خوبی کنیم...

محبت کنیم...

قضاوت نکنیم...

قضاوت نکنیم...

قضاوت نکنیم...

مواظب تفریحاتمون تو فضاهای مجازی باشیم...

به فکر آبروی همدیگه باشیم...

اون خدایی که ذره ای نیکی کنیم میبینه،

اونی که منتظره بریم به سمتش تا آغوششو باز کنه،

اونی که از مادر مهربونتره و از رگ گردن نزدیکتر،

منتظرمونه...



  • ۴۲ نمایش
  • حرفای دلم
۰۶ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۳۰

لیزرای بچیگیمون یادتونه؟!!

همونا که کوچولو بودن...

یه نور قرمز داشتن...

نورشونو مینداختیم رو دیوارو ذوق میکردیم...

فک کردین اونا لیزر واقعی بودن؟؟!!!!

باید بگم اشتباه کردین!!!

معنی لیزرو فقط کسی میفهمه که رفته باشه زیر اون دستگاه غول پیکر خوابیده باشه،

رو چشمش از اون چشم بندا زده باشن،

بعد نور لیزر پوستشو سوزونده باشه،

کلی درد کشیده باشه،

بوی پوست سوخته شو استشمام کرده باشه،

الان صورتش نقطه به نقطه زخم و زیلی باشه،

فردا هم مهمون داشته باشن! :/


+ دلیل اینکه اول پول میگیرن بعد لیزر میکنن به نظر من اینه که میدونن طرف به غلط کردن میوفته!! و اگه ادامه میده فقط به خاطر پولیه که داده!!



  • ۱۷ نمایش
  • خاطره ها
  • طنز
۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۲۹

امروز یه روز خوبه...

یه روزی این روز واسم کلی معنی داشت...

کیف میکردم وقتی بهش فک میکردم...

امروز اما...


به همه اونایی که هنوز امروز واسشون معنی داره تبریک میگم...

روز مهندس مبارک ^__^

  • ۱۹ نمایش
  • خاطره ها
۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۲۷

شرکت کننده شب کوک با کل ایل و تبارش اومده بود...
من: فامیل ما بخار ندارن!!! یکیشون نرفته شب کوک ما ذوق کنیم!!!!!
آقای برادر: تو بخار داری؟!!!! این همه من رفتم مسابقه اومدی؟!!!
من :  :|
آقای برادر: اگه اومده بودی الان من مسابقات جهانی هم رفته بودم!!!!!
من :  :|||



  • ۳۰ نمایش
  • خاطره ها
  • طنز
۰۱ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۰۰