در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
  • ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۴۸ 321 .

۸ مطلب با موضوع «شاید سیاسی» ثبت شده است

گاو


دبیرمون وقتی میخواست درس گاو رو برامون توضیح بده،

گفت "یه ظرف تا وقتی پر باشه جایی برای چیز دیگه نداره، باید اول خالیش کرد تا بشه توش یه ماده جدید بریزیم..."

گفت " مشدی حسن هم اول خالی شد...یواش یواش خودشو فراموش کرد ... وقتی حسابی از خودش خالی شده بود، گاوش مرد!"

این روزا احساس میکنم داریم خالی میشیم!

دارن خالی مون میکنن!

درسته که خیلی وقته متناسب با پیشرفت و تکنولوژیای جدید فرهنگسازی نشده،

درسته که ظرف فرهنگمون پر نیست...

درسته که خیلی جاها بدوی تر از اجداد دو هزار سال پیشمون عمل میکنیم!

اما این همه اصرار برای اینکه ما باور کنیم خالی هستیم عجیب نیست؟؟

این حجم از جوک ها و پستا و هشتگ ها برای نشون دادن بیشعوری ایرانیا سوال برانگیز نیست؟!!

نمیپرسم کی داره سعی میکنه ما رو از باورها و فرهنگمون خالی کنه...

چون سوال مهمتر اینه که میخوان از چی پرمون کنن؟!!!

قراره چی بشیم؟!

گاو؟

گوسفند؟!

چی؟؟؟

  • ۲۵۳ نمایش
  • حرفای دلم
  • شاید سیاسی
۰۳ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۳۰ ۲۳ نظر

تو خونه ما قانون اینه که مودم شبا خاموش باشه! یعنی دستور آقای پدره! و آقای پدر برای اینکه ثابت کنه که هر چی میگه به صلاح ماست و خیر ما رو میخواد روزی شونصدتا پیام تو تلگرام واسه همه‌مون میفرستاد که ببینید... فرکانس‌های مودم سرطان‌زاست! و اگه شبا روشن باشه سرطان میگیرین میمیرین! و این دانلود رایگان شبانه همش نقشه دشمنه و... که دیگه ما گفتیم اوکی دَد! خاموش میکنیم!

بعد آقای پدر گوشی‌های موبایل رو نشونه گرفت! گوشیا مث مودم دم دستش نبود که اول قانونو اجرا کنه بعد ما رو راضی کنه! :) خلاصه که دیدیم فیلم پشت فیلم، کلیپ پشت کلیپ، پی‌ام پشت پی‌ام... که چی؟! امواج گوشی سرطان‌زاست! و این نقشه دشمنه که اینو نمیگن تا ما سرطان بگیریم بمیریم!!! و ما بالاخره گفتیم چشم! موقع خواب آنتنو قطع میکنیم!

اما قبل از اینکه آقای پدر بتونه یه نفس راحت بکشه با پارازیت‌هایی مواجه شد که تشعشعات سرطان‌زا داشتن!!!! که هر دوشنبه مردم شیرازو جمع میکنه جلو استانداری!!!! که....

که انگار قسمت همینه که ما سرطان بگیریم و بمیریم!!!! :)))

  • ۲۰۵ نمایش
  • حرفای دلم
  • شاید سیاسی
۲۷ دی ۹۵ ، ۲۲:۱۱ ۲۸ نظر

آبجی کوچیکه داره جدول ضرب حفظ میکنه!!!!!

داستانی شده تو خونه ما!!!!!

گفتم : زمان ما هم این همه مصیبت داشتین؟؟!!!!

آقای پدر : تو رو نمیدونم... ولی من خیلی زجر کشیدم!!!! اون موقع ها کسی نبود بهم بگه بخون! منم نمیخوندم میرفتم مدرسه کتک میخوردم!!!!! :/

+ فهمیدم آبجی کوچیکه به کی رفته!!!!


++ فلسطین هم باهامون قطع رابطه کرده!!!! دیگه جدی جدی باید سرمو بکوبم به دیوار!!! این یکی از جیبوتی هم بدتره!!!!

++ مگه نمیگن وقتی کسی میمیره باید سریع دفن بشه وگرنه عذاب میکشه؟؟؟ مگه نمیگن نبش قبر گناهه چون روح بهش فشار میاد و عذاب میکشه؟؟؟؟ داستان این شهیدایی که چند روزه دارن تو استان فارس میچرخوننشون چیه؟؟!!!! این احترامه که جسدشونو واسه تماشا همه جا میبرن؟؟؟؟؟ :(


+++ اون آدرسی که چندبار من باهاش کامنت گذاشتم و برای بعضیا سوال شده بود، اون یکی وب منه که تو سربرگ همین وب با اسم دیار صبح میبینین.

این وب کامنتاش کامل بسته ست، و فقط برای لینک کردن بعضی مطالب استفاده میشه :)

قبلا آدرسش از لحاظ الفبایی قبل این وب قرار میگرفت و شده بود آدرس پیشفرض من... حالا آدرسشو عوض کردم که اون مشکل حل بشه :)

  • ۳۰۲ نمایش
  • خاطره ها
  • حرفای دلم
  • ماجراهای آبجی کوچیکه!
  • شاید سیاسی
  • طنز
۲۵ دی ۹۴ ، ۱۳:۰۳ ۳۷ نظر

یکی یه دیوار بتنی سفت بیاره که من سرمو بکوبم توش!!!!!!

قبر یه میلیارد؟؟؟!!!!

قبــــــــــــــــــــــــــــــر؟؟؟؟؟؟

ای خدا!!!!

یه عمری تو دنیا هر چیزی رو با پول خریدن، حالا میخوان بهشتو هم بخرن؟؟؟؟

خدا رو هم میخوان بخرن؟؟؟!!!!!!

با خاک شدن تو امام زاده ها؟؟

اینطوری میشه رفت بهشت؟؟؟؟

تو رو خدا یه دیوار بیارین من سرمو بکوبم توش!!!!!! :/


+ عنوان مصراعی از شعر احسان افتخاری

+ فقط همین یه مصراعش خوب بود البته!!!

  • ۲۶۱ نمایش
  • حرفای دلم
  • شاید سیاسی
۲۴ دی ۹۴ ، ۱۹:۴۶ ۳۰ نظر

روایت اول:

در زمان آغا محمد خان قاجار روغن فروشی بود که روغن نا مرغوب میداد به مردم. آغا محمد خان توی تابه ای از روغن سرخش کرد!! تا دیگه کسی جرات نکنه جنس بد دست مردم بده.


روایت دوم:

در دوره شاه نمیدونم چی چی (ممنون میشم اگه کسی یادشه این کدوم شاه بوده بهم بگه! من یادم رفته متاسفانه ) شاه متوجه میشه که ماست فروشی توی ماستش آب میریزه، از پا آویزونش کرد و ماست ریخت توی لباسش و دستور داد که تا زمانی که کل آب از ماست خارج نشده همونطور نگهش دارن!

( از همون دوره ماست چکیده باب شد )

+ جناب امید میگن این روایت از شاه عباس صفوی بوده.


روایت سوم:

در یک دوران بسیار تاریخی(!) جناب تامین قطعات تضمین خدمات برای سود بیشتر با یه کارخونه چینی قرارداد بست و به خاطر قطعات نامرغوب یه عالمه ماشین ترکید!

درست همون روزی که تو اخبار اعلام کردن تو لبنیات روغن پالم بوده که باعث سرطان میشه قیمت لبنیات میره بالا!

گوشی های چینی مونتاژ ایرانی رو باب میکنن که تنها مزیتش اینه که راحت از جیب درمیاد!

و هزاران اتفاق دیگه...

و برنامه پشت برنامه میسازن که چرا جنس ایرانی نمیخرید؟!!

خوب بهتر نیست سر این پیکان اتهامو به جای مصرف کننده به سمت تولید کننده بگیرید؟؟؟

بهتر نیست یه ذره نظارت و سخت گیری بیشتر بشه؟؟؟؟

که همون تعداد افرادی هم که دلشون میخواد اجناس ایرانی بخرن پشت دستشونو داغ نکنن؟؟؟

بهتر نیست اون ماشینی رو که به کشورهای عربی 6 میلیون میفروشین به خودی ها 26 میلیون نفروشین؟؟؟

تا یکم اعتماد کنیم بهتون؟؟؟!!!!

  • ۲۶۱ نمایش
  • شاید سیاسی
۲۰ دی ۹۴ ، ۱۳:۲۷ ۲۴ نظر

خیــــــــــــلی دلم میخواد از کنار مسائل سیاسی با چشمای بسته عبورکنم ... ولی نمیشه گاهی!!!!

بعضی از این مسائل کفشای میخ دار میپوشن و رو مغز آدم پیاده روی میکنن متاسفانه!!!!!

مث قضیه قرارداد کرسنت... ( آیکون اخم عمیــــــق )


+ خلاصه ش اینه که ده سال پیش یه قرارداد گازی بسته شده با امارات که قراره ایران تا 25 سال گازو به قیمت همون زمان به امارات بفروشه. یعنی در حال حاضر 17 دلار در حالی که قیمتش بیشتر از 100 دلاره!!!

+ خیانت که شاخ و دم نداره!!!!


+ با نهایت سپاس از آقای Mr. Moradi که کمک کردن دیسلایکا رو حذف کنم!!! :)))))))

  • ۳۶۱ نمایش
  • حرفای دلم
  • شاید سیاسی
  • طنز
۲۸ آذر ۹۴ ، ۱۹:۴۲ ۳۳ نظر

میگه ب ز ( همون بابک زنجانی خودمون :/ ) این همه تف از کجا آورده 22 میلیارد یورو رو شمرده؟!!!!

سواله خوب... پیش اومده براش!!!


+ بعد یوروها هر کدوم چندی بودن؟ چک پول و اینام دارن؟؟!!!

++ سخته ها ... بنده خدا!!!!

+++ اینقد بدم میاد از پستای سیاسی!!!! :/


  • ۲۵۳ نمایش
  • حرفای دلم
  • شاید سیاسی
  • طنز
۰۵ آذر ۹۴ ، ۱۹:۰۶ ۲۵ نظر

نمی دونم چند مدت بود که یه عده به شدت تلاش میکردن تا به قول خودشون پراید 6 میلیونی رو 20 میلیون نخریم...

بعد خیلی شیک و مجلسی با یه وام 25 میلیونی حالا باید همون پرایدو 36 میلیون بخریم!!!

یه همچین مردم بی اراده ای هستیم ما!!!!

  • ۱۴۰ نمایش
  • حرفای دلم
  • شاید سیاسی
۲۲ آبان ۹۴ ، ۰۹:۵۳ ۲ نظر