در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین مطالب
  • ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۵۹ 345.
  • ۲۱ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۱۰ ۳۴۴.

۶ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

اینکه معنی بعضی واژه‌ها واسه بعضیا چیزای عجیب غریبه ناراحت کننده‌س!!

"نیومد خونه‌مون پس بی احترامی کرد"!!

خب چرا نباید فک کنیم که شاید کار داشت؟

" فلانی چون تو رو دوس داره خودشو زورکی عروسیت دعوت کرده"!!!

خب چرا فلانی چون دوسم داره درک نمیکنه که ممکنه به هر دلیلی من برای تعداد مهمونام محدودیت داشته باشم؟!!!!

کی میشه فرهنگ ما درست شه؟!!

کی میشه درک مردم ما درست شه؟ 

مغز من کم درگیره که این فکرا رو هم با میخ میکوبین توی کله‌م؟!!!


+ جو فردا میرسه و من هر چی سعی میکنم بخوابم که زودتر بگذره خوابم نمیبره :/


++ لعنت به مرگای وبلاگی!!

  • ۲۰۵ نمایش
  • خاطره ها
۳۰ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۵۸ ۱۳ نظر

آبجی کوچیکه میگه " نگا داره تگرگ میادا... ولی تعطیل نمیکنن :/ "

  • ۱۴۶ نمایش
  • طنز
  • ماجراهای آبجی کوچیکه
۲۸ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۵۱ ۸ نظر

اوضاع به طرز عجیب غریبی خر تو خره!

  • ۲۰۲ نمایش
  • شاید سیاسی
۲۱ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۰۱ ۱۸ نظر

جو یه خواهرزاده دو ساله و یه برادرزاده سه ساله داره که هر دو اسمشون علی‌ه...

هر دوشون اون یکی رو علی کوچولو صدا میکنن و هر دوشونم اصرار دارن که کوچولو نیستن!! :))

سوژه جدیدن :دی

هر بار یکیشون داره به اون یکی میگه که من علی کوچولو نیستم!!

علی کوچولو دو ساله‌هه با دختر یکی از اقوامشون که اونم دو ساله بوده دعواش شده، بهش گفته دیگه بوست نمیکنم ^__^

با علی کوچولو سه ساله‌هه تو ماشین بودیم. جو منو اذیت میکرد. علی حرص میخورد. ( این علی کوچولوعه خیلی منو دوس داره )

جو بهش گفت یا منو بوس کن یا گندمو اذیت میکنم. بوسش کرد، گفت حالا که بوست کردم تو هم گندمو بوس کن ^__^

حرصی شده بود از دست جو، بهم میگفت دیگه زنعموش نشو!! :))


  • ۱۵۲ نمایش
  • خاطره ها
  • طنز
  • علی کوچولو
۱۶ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۲۳ ۹ نظر
اینکه تلگرامو فیلتر کردن و ما مجبور شدیم n تا فیلترشکن نصب کنیم ....
اینکه بعدش که فیلترو برداشتن ما همچنان یکی از فیلترشکنا رو نگه داشتیم و گفتیم به این رفع فیلتر اعتباری نیس...
اینکه دوست من پیشنهاد میکنه برای ایده گرفتن واسه کلیپ و رقص عروسی dansul mirilor رو توی یوتیوب سرچ کنم...
اینا همش در راستای این جمله‌س که جو همیشه تکرار میکنه:
"هیچ بیهوده‌ای بیهوده نیست!"

+ خودم ترجیح میدادم به جای عروسی فقط بریم ماه عسل... اما خونواده‌ها با من موافق نبودن :/
نمیدونم بعدا حسم به جشن عروسی چجوری باشه... این روزا که خیلی استرس دارم
  • ۲۱۱ نمایش
  • خاطره ها
۱۵ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۴۸ ۱۸ نظر

کمتر از یه ماه به روز عروسی مونده...

جو رفته سر کار...

حس میکنم یه عالمه کار مونده که نکردم! ( با اینکه نمونده )

حس میکنم یه عالمه تصمیم هست که باید دو تایی بگیریم، ولی نمیخوام ذهن جو رو مث ذهن خودم درگیر چیزای الکی کنم.

اینکه نمیدونم باید چجوری رفتار کنم این روزا، آزاردهنده‌س... زودرنج و بی‌حوصله شدم. حس میکنم کسی درکم نمیکنه.

همه چیز پخش و پلا و قاطی پاتیه... احساس آرامش ندارم...

اصلا نمیدونم چرا دارم اینا رو مینویسم!!!!

  • ۸۶ نمایش
  • خاطره ها
۱۴ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۰۴