در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منوبشناس ای غریبه!

سه شنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۷:۵۳ ب.ظ

چند سالیه که آقای پدر همکلاسی های زمان دانشگاهشو پیدا کرده...

معمولا بیشتر از ماهی یه بار میرن همدیگه رو میبینن...

و معمولا ما هم همراه آقای پدر میریم!

یکی از خانوما مجرده هنوز،

یکی دیگه از خانومایه داداش مجرد داره که یکی دو سال از خانوم اولیه کوچیکتره، ولی خانوم اولیه هر بار بیرون میریم به خانوم دومیه میگه نکنه کسی جز منو برای داداشت بگیری!!!!

یکشنبه رفته بودیم حافظیه...

خانوم دومیه همراه خواهرش اومده بود،

خانوم اولیه به خواهر خانوم دومیه گفت منو میشناسی؟!

- نه!

- من عروستونم!!!!! :)))



+ اونقدر اولی دومی کردم خودمم نفهمیدم چی نوشتم!!!!!

+ با دیدن روحیه شاد خانوم اولی که سنش از چهل گذشته و لحظه ای لبخند از لباش دور نمیشه به آینده امیدوار میشم واقعا! کاش همه اینایی که هی میگن چرا ازدواج نمیکنی بیان با خانوم اولی آشنا بشن :)

+ مرسی از دعاهای خوبتون :)

+ عنوان برگرفته از قطعه ای از فریدون بیگدلی!


۹۵/۰۱/۱۷

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.