در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین مطالب
  • ۲۳ مهر ۹۶ ، ۱۳:۵۲ 248

دلتنگی دلتنگی دلتنگی...

سه شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۲ ب.ظ

جو گفت دوستم گفته عقد کنین جدایی واسه تون خیلی سخت تر میشه!

پیش خودم گفتم چه فرقی داره؟!!

ما که همون موقع هم محرم بودیم...

من که همون موقع هم خیلی دوسش داشتم...

فک میکردم اون موقع تو اوج دلتنگیم!

البته کلا من تو همه مراحل فک میکردم تو سخت ترین بخش زندگیمم!!

قصه زندگی من و جو از اولش با سختی شروع شد!

جو میگفت من عادت دارم به سختیا... ولی من عادت نداشتم!

این روزا خیلی بی تابم... خیلی دلتنگم...

دلتنگ تر از روزای نامزدی که دلم تنگ شده بود واسه گرمای دستاش...

دلتنگتر از روزای ماموریتش که دلم تنگ شده بود واسه خماری صداش...

دلم تنگه

دلم تنگه و هیشکی درکم نمیکنه! اینه که عذابم میده...

اینکه میگن ما که اینجوری نبودیم تو چرا اینجوری ای!!!! خب من اینجوریم حالا چیکار کنم؟؟

اینکه میگن ما هم عقد شدیم از این کارا نمیکردیم! خب آدما با هم فرق دارن! ندارن؟؟؟

دلم میگیره از درک نشدنا

دلم میگیره از این ...

همون بهتر سکوت کنم و از حس و حال این روزام با کسی حرف نزنم...

به هر حال که میگذره... هر چند دیر...


+ میشه یه دعای کوچولو برامون بکنید. که اسممون در بیاد واسه خونه سازمانی؟؟

۹۶/۰۸/۱۶

نظرات (۱۷)

اول سلام!
دوم تبریک خیلی ویژه! من تبریک نگفتم ببخشید!
سوم که منم واقعا درکت نمیکنم متاسفانه... نمیتونم چیزی راجع به اون قضیه بگم فقط امیدوارم زودتر دلتنگیا رفع بشه! (یکی از آشناهام وضعیتش از نظر دلتنگی شبیه تو بود. اون وقت اقوام جوری تو سرش میکوبیدن که تو چرا اصلا پهلو شوهرت میشینی تو دوران عقد و اینا. گفتم بابا اینا عقد کردن! دیگه به شماها هییییچ ربطی نداره! کلا ملت ...)
چهارم هم این که ان اشالله زود در بیاد! گرچه که خود خونه سازمانیا خوب نیستن ولی واقعا کمک خوبین برای جوونا. ایشالا یه خونه ویلایی خوبش براتون در بیاد!
+از اقواممون ارتشی و ... زیاد داریم. توی بوشهر فک کنم شهرک نیروهوایی بهش میگن، خلاصه اونجا خونه ویلایی داشتن. حالا ویلایی یعنی چی؟ یه کمی بزرگتره و حیاط داره!
گندم بانو:
سلااام همشهری گلم
ممنونم عزیزم
امیدوارم .. ممنون

آخه اون شهری که باید بریم خونه سازمانیاش از خود شهرش خیییلی بهتره :)
امنیتش بالاتره. :)
یه سوالی ذهنمو درگیر کرده
چون تو گندمی، ایشون جو هستن، یا ایرانی نیستن و واقعا اسمشون جو هست؟
گندم بانو:
جو هست چون من گندمم :)
وگرنه ایرانیه ^__^
۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۳:۴۵ بهارنارنج :)
عزیز دلم:)

میدونم سخته..واقعاهم سخته..اما با اینحال شیرینه نه؟
ان شاالله زودتر ببینیش:)
گندم بانو:
خاطرات دلتنگی روزای قبلو که یادمون میاد برامون شیرینه...
اما الان بیشتر سخته تا شیرین! :)

ممنون عزیز دلم :*
منم مثل تو بودم . متاسفانه کاریش نمیشه کرد ، فقط تحمل تحمل تحمل ...
گندم بانو:
مشکل اینجاست که آدم صبوری نیستم!!!!
۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۴:۲۳ جنابــــــــ دچار
شما که بلدی یه کاردستی درست کن
که یه دسته داشته باشه و بشه چرخوندش
بعد یه تقویم 120 ساله بهش وصل کن با اون دسته هی بچرخون تا برسی یه جای خوب !

+ این چیزی بود که الان به ذهنم میرسه برای شما :)
گندم بانو:
خیلی واقعا ایده‌تون منو تحت تاثیر قرار داد!!!!!! :/
۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۵:۳۹ ماهی کوچولو
من اگه میدونستم بعد عقد از هم دورین مخالفت شدیدم رو اعلام میکردم
واقعا سخت تره بعد عقد
گندم بانو:
منم قبلنا همینو میگفتم...
ولی الان هیچی باعث نمیشه که نخوامش! :)
۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۷:۴۸ جنابــــــــ دچار
فعلا در همین حد حالم خوبه :)
گندم بانو:
:)
((':امان از دوری و دلتنگی..
گندم بانو:
واقعا امان ...
عزیزم :(
گندم بانو:
:(
ان شاالله میدن خونه سازمانی رو :-)
گندم بانو:
ان‌شاءالله
ممنونم :)
میتونم درکت کتن عزیزم،امیدوارم زودتر این روزهای دوری به سر بیاد و برین زیر یه سقف و کنار هم خوشبخت شین...اما بدون این دلتنگی زیاد باعث نشه هی نق بزنی و جو رو هم خسته کنی و اختلاف پیش بیاد...ما هم این روزها رو گذروندیم دوران عقد سخته چون دیگه واسه همین و از هم دور...اما بدون اینروزها میگذره سعی کن با جو خاطرات خوب بسازی از این روزها...فرصتها رو غنیمت بشمار که خیلی زود میگذرن و میشن گذشته...به امروزت و حال خوبت فکر کن نه اینکه غصه فردا و افسوس گذشته رو بخوری...امیدوارم هر چه زودتر خانه سازمانی جور شه و وام ازدواجم بتونین بگیرین...برای وام چون سایتها شلوغن ثبت نام رو تکرار کن پشت سر هم که بتونی انجامش بدی و بعد با یه آشنا تو بانک حل میشه...
گندم بانو:
سعی میکنم غر نزنم. فقط بی طاقتم متاسفانه!! :))

من هر بار میرم لیست بانکا رو نمیاره!! اوضاعی شده!

التماس دعا واقعا ❤❤
سلام
اولا یه تبریک ویژه بهتون میگم
مبارکه ایشالا و ایشالا در کنار هم خوشبخت بشین‌⚘
بعدش هم براتون حتما دعا میکنم .

+
ایشالا این دلتنگی ها هم زودی تموم میشه و در کنار هم یه زندگی رو شروع میکنید ⚘
گندم بانو:
ممنونم واران جان 🌷🌷🌷
ممنون که محبت میکنی و دعا میکنی عزیزم ❤
۱۸ آبان ۹۶ ، ۱۱:۴۶ ام اسی خوشبخت
سلام
خوب هستید گندم بانو؟
تقریبا در 99 درصد مواقع آدم ها همدیگه رو درک نمیکنن, شرایط عجیبی نیست.
ان شالله بهترین مسکن براتون فراهم بشه :)
گندم بانو:
سلااام عزیزم :**
خوبم خدا رو شکر
درک نکردن یه بحثه، اینکه هی احساساتتو زیر سوال ببرن یه بحث!
ممنونم دوست خوبم ❤❤
۱۸ آبان ۹۶ ، ۲۰:۴۰ ام اسی خوشبخت
میفهمم گندم بانو, آدم ها برای اثبات اینکه رفتار خودشون درسته, بقیه رو زیر سوال میبرن, شما به دل نگیر :)
گندم بانو:
:**
سلام غزیزم
من ی سال دلتنگی اینطوری کشیدم خیلی سخته درکت میکنم....عقدم میکتین سخت تر میشه....
ایشالا خونتون درست بشه...منو اقامون دو تا شهر جدا دری میخوندیم و ماهی دو سه روز همو میدیدیم ولی خدا کمک میکنه اینو مطمئن باش ی سختیی ک تحمل کنین لذت با هم بودنتون و دیدنشم بیشتر میشه....
من الان ک تو ی شهریم کاملا دلم واسه ی شوق و اشتیاقی ک بعد ی ماه داشتم تا ببینمش تنگ شده...الان دیگ هیچ وقت اون حس رو نمیتونم داشته باشم
گندم بانو:
سلام
چجوری با این دلتنگی درس خوندین؟؟؟ ما که دست و دلمون به هیچ کاری نمیره!
به نظرم باید به خودت تلقین کنی یه مدت تا دوباره شور و شوق پیدا کنی
سلام علیکم
ان‌شاالله به وصال برسید
ان‌شاالله که خانه سازمانی هماهنگ شود برایتان
عاقبتتون بخیر بحق حضرت ابوتراب
گندم بانو:
سلام
ممنونم از دعاهاتون 🙏🙏
۲۶ آبان ۹۶ ، ۰۰:۲۲ نیمه سیب سقراطی
دوری راه
به نزذیکی دل چاره شود ...

+ دلت آروم رفیق ، به این فکر کن که یه روزی دلت واسه ی همه ی این دلتنگی ها تنگ میشه :)
+ دعا :*
گندم بانو:
^__^

ممنونم یکتا جان 🌷🌷

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی