در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این بار رفتن جو برام خیلی سخت بود!!

البته به قول جو، من هر بار همینو میگم!! اینکه این بار سخت‌تر از دفعه‌های قبل بود!

خب عادی هم هست... هر بار وابستگی عاطفی بیشتر میشه خب.

اما این بار علاوه بر وابستگی عاطفی، یهو خودمو وسط یه سری کار مربوط به عروسی تک و تنها دیدم!!

ذهنم یک ریز یه سری اطلاعاتو مرور میکرد:

قرارداد تالارو با کی برم امضا کنم؟؟ گفته فردا بیا... بابا فردا کلا کار داره، مامان پا درد داره، دفترش تو یه ساختمونه... نمیشه که تنها برم !!

آرایشگاهها رو با کی برم ببینم؟؟ نکنه دیر بشه! نکنه جا گیرم نیاد!!

آتلیه رو کی برم؟؟

کارت دعوتا!!

آرایشگاه دوماد و گل فروشی رو کی باید اقدام کنم؟؟ اصلا با کی برم؟؟

اوه!! لباسمم باید ببرم خیاطی زیپشو درست کنه...

وای مزونا!!

وای نوبتای تزریقم!!

جو چرا واسه وام اقدام نمیکنه؟؟ نکنه دیر بشه!!

وای نکنه قبل عروسیمون یکی از پیرمرد پیرزنای فامیل بمیره!! 😲

وبعد دوباره مغزم میرفت سراغ مورد اول!!

عصبی و بی حوصله بودم و با کوچیکترین اتفاقی قاط میزدم...

جو زنگ زد... گفت "خب تعریف کن"

گفتم ذهنم درگیر چیزاییه که میدونم الکیه، ولی دارن اذیتم میکنن!!

گفت خب بگو!

گفتم.

گفت اینا چیه بهش فک میکنی؟؟؟ بهش فک نکن!!

موندم تو بهت جمله‌ش!! خب چجوری فک نکنم؟؟ مگه دست خودمه خب؟؟ :(

یکی دو ساعت بعد دوباره زنگ زد.

گفت میدونم زنا اینجورین... تو حق داری!

آروم شدم.

گفت همه کاراتو بنویس تو کاغذ. و بنویس چه روزی و با کمک کی باید انجام بشن!

کاری که گفت رو انجام دادم.

انگار مغزم خیالش راحت شد که دیگه چیزی فراموش نمیشه!! دست از مرور کردن بی وقفه برداشت!

به نظر میاد خیلی آرومتر شدم!

روش خوبی بود.

۹۶/۱۰/۱۷

نظرات (۱۹)

۱۷ دی ۹۶ ، ۱۲:۳۰ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
دوست صمیمی من موقع عروسیش تنها بود.داماد؟قرار بود از یه کشور دیگه بیاد و تو هیچکدوم از مراحل آماده سازی جشن عروسی کنار دوستم نبود.
مادر پدرشم که انقدر بیخیال بودن که حد نداره.

من باهاش رفتم همه ی این جاها رو.
متر کردن مزون ها.آرایشگاه رفتن ها.انتخاب تالار و عکاس و فیلمبردار و ...
خلاصه یه پا خواهرِ عروس شدیم و عروسیشم بخیر گذشت :)

ان شاءالله برای شماهم بخیر و خوشی بگذره.با کلی خاطره ی خوب.
گندم بانو:
ممنون عزیزم
یکی از دوستای منم هی میگه میام باهات. ولی راه خونشون از من دوره،
دلم نمیاد بهش بگم بگم بیا!
۱۷ دی ۹۶ ، ۱۲:۵۳ آقاگل ‌‌
قراردادو با کی امضا کنم؟ آبجی کوچیکه
آرایشگاه رو با کی برم؟ آبجی کوچیکه
آتلیه رو کی برم؟ آبجی کوچیکه
کارت دعوت؟ آبجی کوچیکه
آرایشگاه دوماد و گل فروشی؟ آبجی کوچیکه
جواب هر سوال نگفته نام آبجی کوچیکه است
مدرسانی شریفی مگر عزیز دلش. :d

والا آخه دیگه اینا پرسیدن داره وقتی آبجی کوچیکه هست؟ :))
گندم بانو:
آخه زیادی کوچیکه! به درد همراهی تو این مسائل نمیخوره :)
۱۷ دی ۹۶ ، ۱۲:۵۷ بهارنارنج :)
:)


^_^
گندم بانو:
:)
خدایی دست تنها بودن تو روزهای آمادگی برای عروسی خیلی سخته. خیلی.
ان شالله همه چیز برات خوب پیش بره و از هر چیزی بهترینش براتون رقم بخوره.
ولی مستر جو خیلی خوشبخته که خانمی به این صبوری داره ها :) خوشبه حالش :)
گندم بانو:
آره. دل آدم خالی میشه یهو!!
ان‌شاءالله.  ممنون ^__^
اتفاقا اصلا آدم صبوری نبودم!! ولی بالاجبار دارم صبرو تمرین میکنم!
۱۷ دی ۹۶ ، ۱۳:۲۸ خانومی ...
تهران نیستی ؟ اگه تهرانی من باهات میام . منم یه سری کارها رو تنهایی رفتم انجام دادم . اگه همه دنیا هم با آدم بیان برای انجام این کارها بازندگی آدم دلش میخواد همون گزینه مورد نظرش باشه . هیشکی نباشه فقط اون باشه ...
گندم بانو:
دستت درد نکنه 🌷🌷
شیرازیم من :)
آره واقعا
بالاجبار خیلی از کارها تنهایی انجام میشه. خانواده شوهرت پیشتون نیستن که با خواهرشوهرت بری؟
گندم بانو:
فقط خواهرشوهرم هست... که اونم کنکور ارشد برق داره!! اونو دیگه واقعا نمیتونم مزاحمش بشم! :))
۱۷ دی ۹۶ ، ۱۵:۰۳ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
مطمئن باش دوستت تعارف نمیکنه و از ته دلش میگه
تو یه مقصد قرار بذارید باهم به کاراتون برسید :)
من اگر شیراز بودم و اگر قابل میدونستی حتما و با کمال میل باهات همه جا میومدم!خیلی حس و حال خوبی داره این تکاپوی قبلِ عروسی دوستان ^__^
گندم بانو:
میدونم از ته دلش میگه... خودم برام آسون نیست بهش زحمت بدم
محبت داری 🌷🌷🌷 ممنون
۱۷ دی ۹۶ ، ۱۷:۵۱ کیان شریعتی
درست میشه همه چیز. نگران نباشید.
گندم بانو:
ممنون :)
وای علوووسی^_^ خیلی سریع میگذره مراسم
منم علوسی موخوام دعوت نیشتم؟
ایشالا خوشبخت بشی بااقای جو:)
تارخ عروسیتون کیه؟
گندم بانو:
کلی استرس داره ولی!!
:) قدمتون روی چشم
ممنون 🌷🌷
نیمه شعبان ان‌شاءالله
اوووووو ب سلامتی ولی استرس نداشته باش خیلی وقت داری
من حدودا یه 2 هفته قبل عروسی همه این کارارو کردیم
البته ارایشگاهو اتلیه رو زودترا گتدم جونم:)
گندم بانو:
آرایشگاه و تالارو رزرو کردم
میگن چون مناسبت خاصه باید از الان به فکر باشم
آتلیه هم اگه بشه فردا اوکی‌ش میکنم.
دو هفته قبل که خیلی دیره!! اگه به یکی از کارا هم نرسم وضعیت به هم میریزه :)
۱۷ دی ۹۶ ، ۲۰:۵۸ آوو کادو
قول میدم عین برق میگذره این روزا ...
یادت رفته استرس ها و دل مشغولی های کنکور و دانشگاه و ... رو؟
گندم بانو:
آره واقعا
دنیا بدجوری تند تند میگذره... با سرعت داریم به سمت پیر شدن حرکت میکنیم!!!!
۱۸ دی ۹۶ ، ۱۲:۳۸ حوا بانو
همه عروسا قبل عروسیشون این فکرارو دارن :) کاملا طبیعیه پیر شدم از بس به خواهر بزرگم قبل عروسیش گفتم" نگران نباش بسپر به خدا خوب برگزار میشه همه چی" :) بعد از عروسی بهش گفتم:"دیدی گفتم؟ فقط منو پیر کردی تو" یادش بخیر :)
گندم بانو شما هم نگران نباش و بسپرش به خدا, ان شاءالله همه چی به بهترین شکل ممکن برگزار میشه ؛)
گندم بانو:
میدونم :) ولی واقعا دست خود آدم نیست این نگرانیا!!
ممنون ^__^ 🌷🌷
۱۸ دی ۹۶ ، ۲۲:۴۰ ملکه بانو
کاملا حق داری، کارای عروسی همین جوریش استرس زاست، چه برسه تنها باشی و مسئولیتش با تو باشه
منم میخواستم پیشنهاد نوشتن بدم!
گندم بانو:
اوهوم
ممنون ^__^
۱۹ دی ۹۶ ، ۱۴:۳۷ بانو ف تک نقطه
اتفاقا منم دیشب داشتم به سعید میگفتم که دو هفتس من شبا نمیتونم یه دقیقه هم بخوابم .. مغزم همش بیداره .. ذهنم پر از حرف و تصویر و حدس و گمانه و دارم از پا درمیام .. که استرس این مسیر مونده تا عروسی داره دیوونم میکنه ..اونم گفت حق داری منم کلی اروم شدم و دیشب برای اولین شب بعد دو هفته خوابیدم :))
عروسی قرار نبود انقد دیوونه کننده و استرس زا باشه😭
گندم بانو:
عروسی شما کی‌ه به سلامتی؟؟
باز خوبه تو شوهرت کنارته.
نمیدونم چه سرّیه، که همه دنیا هم باشن و همسر آدم نباشه،
احساس تنهایی میکنه باز!!
مدتها بود پیجت رو نخونده بودم ا اینکه ازدواج کردی خیلی خوشحالم و خیلی بهت تبریک میگم .امیدوارم حالتون باهم خوب باشه و کنار هم باشید تا ابد
گندم بانو:
ممنون ^__^ 🌷🌷
۲۰ دی ۹۶ ، ۰۱:۳۵ بانو ف تک نقطه
ما هنوز تالار نگرفتیم ، تازه تصمیم گرفتیم تابستون بگیریم :)) نه بابا سعیدم نیست از یه ماه دیگه 😭
راس میگی همینطوره گندم☹️❤️
گندم بانو:
عه!! آقا سعید چرا؟!!
خب یه ماه وقت داری. با هم برید دنبال کارا.
واسه مناسبتای خاص و پنجشنبه جمعه‌های شهریورم ملت داشتن تالار رزرو میکردن.
تالار و آرایشگاه عروس و فیلم‌بردار و دی‌جی رو اوکی کنید با هم. بقیه‌ش آسونه فک کنم!!
یه پیشنهادم بهت بدم... احتمالا تهرانم داره "تشریفات مجالس"
اینا خیلی خوبن. مخصوصا اونایی که همه کارا رو میکنن!!
ما تشریفات گرفتیم. همه چی با خودشونه!
ما فقط لازمه از بین تالارا و آرایشگاه‌های عروس و مزونای عروس یکی انتخاب میکردیم.
بقیه چیزا با خودشونه!! فقط لازمه برم رزرو کنم یه چیزایی رو...
دیگه شام و میوه و شیرینی و کیک و دی‌جی و خلاصه همه کارا با خودشونه.
واسه من که دست تنها بودم خیلی خوب بود
البته باید بگردید یه تشریفات خوب پیدا کنید.
۲۰ دی ۹۶ ، ۱۲:۰۵ بانو ف تک نقطه
منم میخوام پنجشنبه جمعه شهریور باشه 🤦🏻‍♀️ حالا خوبه تهران تالار زیاده یه جا پیدا میکنم :|
به خاطر کارش 🤦🏻‍♀️


تشریفاتیا خودشون بهت یه سری ارایشگاه معرفی میکنن تو از بین خودت انتخاب میکنی یا نه،خودت میگی کدوم ارایشگاه؟
چون من تک تک همه جاهایی که درس دارمو انتخاب کردم..ارایشگاه و شیرینی فروشی و کارت و عکاس و فیلمبردارو اینا .. دی جی هم حتی🤣

وای من اخه الان امتحان دارم گندم ، این به ماهم که اون هست من امتحان دارم🤦🏻‍♀️ داستانیه :|

تازه من معضل "رفتن به شهر دیگر و زندگی در شهر غریب" رو هم خواهم داشت،اینو چه کنم؟😭😭😭😭😭😭😭😭
گندم بانو:
عه پس زودتر برو رزرو کن تالار یا باغ رو! جاهای خوب زود پر میشه.

اگه همه رو انتخاب کردی که حله دیگه :) گشتن نداری.
تشریفاتیا چند دسته‌ان. بعضیاشون فقط باغ و شام دارن.
بعضیاشون باغ و شام و دی‌جی و نورپردازی. بعضیام همه چی.
کلا یه سر به تشریفات بزن. بعضیاشون خیلی چیزای هیجان‌انگیزی دارن :)

میدونی که منم قراره برم از شیراز؟؟؟؟؟
نکنه قراره همسایه بشیم بانو؟؟؟ :)
آقا من یه پیشنهادی بهت بدم:دی
برای آرایشگاه، وقت گریم عروس رزرو نکن. وقت معمولی بگیر. بهش بگو فامیل خیلی نزدیک عروسم و میخوام حسابی چشم همه رو در بیارم. همونقدر خوشگلت می کنن، بدون هزینه اضافه :دی
گندم بانو:
واسه عقدم همین کارو کردم! :)))
واسه عروسی نشد. البته چون طرف قرارداد با تالاری بود که رزرو کردیم،
هزینه آرایشگاه اونقدرا زیاد نمیشه برامون.
خب دیگه هیچی پس :دی
با آرزوی کامیابی :دی
گندم بانو:
^__^
ممنون :**

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.