در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین مطالب
  • ۲۰ تیر ۹۷ ، ۲۲:۳۰ ۳۱۰.
  • ۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۹:۲۴ ۳۰۶.
  • ۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۰:۱۳ ۳۰۵.

۳۰۳. بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است...

دوشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۷، ۰۱:۵۹ ب.ظ

چند سال پیش با دوستای دبیرستانم دور هم جمع شده بودیم.

یکیشون که متاهل بود و خارج از کشور زندگی میکرد جمله‌ای گفت که خب اون موقع واسه من قابل درک نبود...

گفت " تا مجردین با دوستاتون برید سفر، برید بیرون، برید کلاس، فیلم ببینید، هر کاری که دوست دارید بکنید... چون بعد ازدواج هیچی بدون همسر دلچسب نیست!!"

یه خواستگار داشتم که شغلش اینجوری بود که بیست روز میرفت عسلویه و بیست روز خونه بود. یادمه اون موقع فک میکردم که عه چه خوب... بیست روز میتونم پیش خونواده خودم باشم!!!

یا وقتی دیدم جو ماموریتای چند هفته‌ای و دریاهای چند ماهه داره، فک میکردم این یه موقعیت خوبه که میتونم یه مدت خونه باشم...

امروز جو قراره دو سه ساعت دیرتر بیاد خونه؛ نشستم فیلم ببینم، ولی فقط فولدرا رو باز کردم و بستم. آخرشم لپ‌تاپمو خاموش کردم!

گفتم تا بیاد لباسا رو اتو میکنم، ولی تنها کاری که تا الان کردم زل زدن به اتو و میز اتو بوده!!

و ایضا زل زدن به لباسای نشسته‌ای که میخواستم امروز بشورم!!

و فک کردن به اینکه " چه خوبه اگه پاشم اون خربزه تو یخچالو قاچ کنم که پای فوتبال با هم بخوریم"

و هییییییی زل زدن به ساعت و عقربه‌های سفیدش!

اسمشو رد کردن واسه دریای شهریور... از همین الان، قلبم زیر فشار دلتنگیه!!! چجوری تاب بیارم؟!

۹۷/۰۴/۰۴

نظرات (۹)

وقتی که نیست آدم نه توی خونه خودش راحته نه توی خونه پدر و مادرش ...
.
پاشو دست بجنبون دختر ، شب شد ها ‌. حالا تو بگو یه ربع قراره دیر تر بیاد و یه کوه کار هم داری همه ش یه جوری انجام میشه که تهش حداقل ۳ ساعت وقت اضافه برآن می مونه که مجبوری زل بزنی به ساعت !
حالا من خودمم الان کلی کار دارم برای انجام دادن حال انجام دادن شونو ندارم 😐
گندم بانو:
اصلا دست و دلم به هیچی نمیره خانومی!!!
خوب شد ناهارو درست کردم بعد فهمیدم میخواد دیر بیاد! :)))
حتی دلم به غذا خوردن هم نمیره!! گشنمه! :/
مرسی از تجربه‌جاتت گندم :))
جدی...

ببین...برو حمام :)
گندم بانو:
رفتم!! فوری بعد تلفنش رفتم!! اثر نکرد :((
۰۴ تیر ۹۷ ، ۱۵:۱۹ آسـوکـآ آآ
فکر کنم ما مجردها نباید کامنت بذاریم واسه این پست:-D
اما واقعا سخته
ولی تو از اول میدونستی که باید قوی باشی،قوی بمون:-)
گندم بانو:
^__^
تا وقتی اتفاق نیوفتاده فک میکنی راحته!
عه پاشو حداقل غدا رو بخور !
من رفتم ۹۷ درصد کارامو انجام دادم فقط ۳ درصد شون موندن :))
گندم بانو:
از وقتی اومدم اینجا به ندرت صبحونه میخورم حتی!!
تنهایی از گلوم نمیره پایین.
تازه اینجا گاز کشی هم نیست... گاز هم تموم شده...
منم زورم نمیرسه کپسول گازو عوض کنم... و غذا هم سرد شده...
آب خورشت هم به اندازه کافی بخار نشده بود که گاز تموم شد!!
:(
وای . زندگی در شرایط سخت ! کپسول رو ورنداری بلند کنی بلا بیاری سر خودتا، من عاشق نون پنیرم، چیزی بهم نکن ناهار و شام هم نون پنیر میخورم !!
گندم بانو:
منم عاشق نون پنیرم! :))))
ولی جو دعوام میکنه! میگه خنگ میشی!!
وای خانومی، از گلوم پایین نمیره که!!
نیومده هنووووز :((((
سلام. امیدوارم زود بتونی با این حس و حال کنار بیای و مثل من این همه سال گریبان گیرت نمونه. هعی!
عشقتون روز افزون. :)
گندم بانو:
سلام
تو فکر اینم روابط دوستانه‌مونو زیاد کنیم.
البته چون تا حالا مهمون نداشتم یه ذره میترسم!! که غذا خراب شه و...
ولی یه ذره که اوضاعم مساعد بشه قصد دارم یکی دو تا از همکارای جو رو دعوت کنم...
چهارتا آدم ببینم دور و بر خودم!

ممنون :)
حداقل خوبه که مثل من مدام به مشکلات اقتصادی فکر نمیکنی!
گندم بانو:
مگه کسی هست که تو ایران بزی‌د!! و به مشکلات اقتصادی فک نکنه؟!!!!!!!!
کمر همه رو شکسته این مشکلات اقتصادی!!
۰۴ تیر ۹۷ ، ۲۱:۱۹ محسن رحمانی
کلا زندگی با نظامی سخته .
گندم بانو:
یه کم
۰۴ تیر ۹۷ ، ۲۱:۲۰ محسن رحمانی
یعنی یه سری شغلها هستند که واقعا زندگی کردن با شاغلین اون شغلها طاقت وصبر
و حوصله میخواد وسخته .
گندم بانو:
کلا زندگی سختیای خودشو داره :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.