در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین مطالب
  • ۲۲ آبان ۹۷ ، ۲۲:۴۴ ۳۶۲.
  • ۱۷ آبان ۹۷ ، ۲۲:۵۰ ۳۶۱.
  • ۲۲ مهر ۹۷ ، ۰۷:۵۵ ۳۵۸.
  • ۲۱ مهر ۹۷ ، ۰۹:۲۸ ۳۵۷.
  • ۱۷ مهر ۹۷ ، ۱۰:۴۷ ۳۵۶.
  • ۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۲:۴۰ ۳۵۴.

۳۱۱. #سوتی

جمعه, ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۰ ق.ظ

اینو واقعا روم نشد توی پست روز عروسی بنویسم!!

نمیدونم چقد برای شما خنده‌داره... ولی موقعیت خیلی ضایعی بود!! الان یادم میوفته هم خنده‌م میگیره، هم واقعا خجالت میکشم!! :)))


من واقعا دلم میخواست ماشین خودمون ماشین عروس بشه... ولی خب نظر همه این بود که ماشین عمومو گل بزنن... یکی دو بار هم رفتیم با ماشین عمو جان دور زدیم تا مثلا قلق‌ش بیاد دست جو.

اما روز عروسی...

خب مث همه عروس و دومادا... جو اومد جلوی آرایشگاه منو سوار کرد و رفتیم باغ واسه فیلم و عکس. وقتی خواستم از ماشین پیاده شم در باز نشد. جو ریموتو زد و درو باز کرد و خلاصه پیاده شدم.

بعدشم که باز مث همه عروس دومادا چند ساعتی تو شهر ول چرخیدیم تا فیلم‌بردار اجازه بده بریم تو سالن.

وارد حیاط تالار شدیم.

دوربین فیلم‌بردار روشن

همه مهمونا تو حیاط

جو از ماشین پیاده شد

مث همه دومادا اومد که درو واسه عروس باز کنه

در باز نشد!!!!

هی اشاره میکرد درو باز کن!!

هی من نمیدونستم قفلش چجوری باز میشه.

هی میگفت اون دکمه سیاهه کنار دستگیره رو بزن!!

من دکمه سیاه کنار دستگیره راننده رو میدیدم، ولی اینوریه رو نمیدیدم!! 🙈🙈

وای خیلی طول کشید تا پیاده شدم!! :))))

همه هم فهمیدن بلد نبودم درو وا کنم!! 😅😅


هر وقت یاد اون لحظه میوفتیم جو باز حرص میخوره! :)))) هر بار هر کاری رو نمیتونم انجام بدم میگه "تو همون عروسه نیستی که نمیتونست در ماشینو باز کنه؟!!" :)))

حالا جالبه داداش کوچیکه جو همیشه بهش میگفته زن خنگ نگیر!! بعد که میان خواستگاری من، بهش میگه این دختره مهندس عمرانه، پس خنگ نیس!  آخ آخ!! وقتی یادم میاد برادرشوهرمم اون شب تو حیاط بود... 🙈🙈🙈🙈🙈 :)))

۹۷/۰۴/۲۲

نظرات (۱۳)

۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۰:۱۰ محسن رحمانی
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
گندم بانو:
:))
۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۰:۲۵ بهارنارنج :)
وای:)))))
گندم بانو:
^__^
چقدر خندیدم :-))))
گندم بانو:
:)))
عجب :)
خاطره شد رفت :)
گندم بانو:
آره!! فیلم‌شم هست 🤒🤒🤒
۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۲:۴۷ بانوچـ ـه
خب طبیعی هم هست... اون همه آدم زل زدن بهت هول میشی دیگه (کمپین حمایت از عروس ها) :دی
گندم بانو:
ممنون ممنون :**
البته هیشکیم زل نمیزد باز من بلد نبودم دره رو وا کنم :)))
:)))
از دست تو . ولی ما ماشین خودمونو گل زدیم :)
گندم بانو:
وای خیلی ضایع شدم. 😅😅
اصن درستشم همینه به نظر من.
۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۷:۰۵ جولیک ‌‌‌‌‌
این جزییات هستن که همواره فراموش می کنیم براشون تست و مانور بریم و همونا هم هستن که بر فنامون میدن.
:دی
گندم بانو:
هیشکی فک نمیکرد ممکنه کسی وجود داشته باشه که نتونه در ماشین باز کنه!!
حتی خودم! :)))))))
ضایع شدم رفت خلاصه
۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۹:۲۹ ام اسی خوشبخت
خیلی موقعیت سختی بوده. اما خب اشکال نداره از شیرینای عروسیه!
گندم بانو:
آره واقعا... حالا خدا کنه همه زود یادشون بره! :))
گندم :))))) نمیری :)))))))
گندم بانو:
خیلی ضایع بود؟! :))))))
۲۳ تیر ۹۷ ، ۱۶:۲۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
:-)))))))))))))
عروسی واسه همین خاطره هاش قشنگه دیگه.
گندم بانو:
حالا باز خدا رو شکر نخوردم زمین! همش از این می‌ترسیدم :))))
بیشتر شیرین به نظر می‌رسه :)
گندم بانو:
^__^
۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۷:۳۳ ترنم بهار
آیکون غش غش خندیدن و از حال رفتن :)))))))
گندم بانو:
خلاصه که درس عبرت بشه برا شما :))
به نظر من نباید اصلا به رو خودت میاوردی و اگر کسی هم اشاره ای کرد با هماهنگی با جو باید میگفتی: پا انداز میخواستم به همی خاطر نیومدم بیرون تا جو یه چیزی بهم داد!
سر سرانداز میخواد عروس پای انداز میخواد دیگه خلاصه!
گندم بانو:
وای خیییلی ضایع بود یلدا!! اصلا نمیشد انکارش کرد! :)))
قشنگ معلوم بود دارم به هر دری میزنم تا اون در لعنتی رو باز کنم! 😂😂

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.