در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین مطالب

دلخوشی‌های کوچک

سه شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۴۱ ب.ظ

یه موج خوبی تو بلاگستان راه افتاده که بیاین همه با هم سوارش بشیم!

بیاین از شادیای کوچولومون بگیم.

از چیزایی که زنده نگه‌مون داشتن...

قرار نیست دل کسی رو بسوزونیم... قرار نیست چیزی رو به رخ بکشیم. قرار نیست زندگیمونو تو چشم کسی فرو کنیم.

قراره از دلخوشیای کوچولومون بگیم.

از رنگی رنگیای کوچولوی تو خونه.

از چیزای کوچولویی که یادمون میره هستن... به خودمون یادآوری کنیم، به مخاطبامون یادآوری کنیم.

که یادمون نره هنوز خیلی دلیلا دارم واسه زنده بودن...

البته اگه بوی قیمه همسایه بذاره! :/

این چیکار میکنه که هر روز بوی غذاش کل ساختمونو برمیداره خب؟!!!! :/

گشنه‌م شد!

۹۷/۰۶/۱۳

نظرات (۱۵)

ببین اگر بخوای غذایی بوی خوش ازش بیاد باید حوصله به خرج بدی و با عشق و علاقه غذا رو بپزی !!
وقتی با عشق و علاقه غذا پخته بشه اون غذا بهترین و خوش بو ترین غذا میشه !!
مطمئن باش تا حوصله و صبر آدم به خرج نده و عشق و علاقه ای توش دخیل نباشه به هیچ عنوان اون بوی خوب و خوش ازش نمیاد و اون غذا خوشمزه نمیشه ...
اول باید عاشق بود بعد آشپز :)



سلام
گندم بانو:
سلام
اتفاقا من خیلی با عشق غذا میپزم. و حتی خیلی هم درمورد هر غذا سرچ میکنم
که بهترین شکل پخته بشه و اینا.
خیلی هم با حوصله کار میکنم و اصلا اهل عجله نیستم تو آشپزی.
ولی بوی غذام اینطوری نمیپیچه! 🤔
یعنی عاشق آشپزی هم هستی ؟:))
الان قیمه دارن درسته ؟
قورمه سبزی شون هم بوی خوش میداد درسته ؟:))

من میدونم چرا این بوی غذا تو کل ساختمان پیچیده شده :)
البته فقط برای همین دو غذا :)
گندم بانو:
آره. حال میده غذا پختن :)

خب چرا؟
کو موج؟
گندم بانو:
ما دریانشینا زود موجا رو تشخیص میدیم! :)
سلام :)
یه دوستی دعوتم کرد به چالش دلخوشی های کوچیک، منم قبول کردم.
چندبار اومدم بنویسم، موردهاشو تو ذهنم ردیف کردم اما آخر ننوشتم چون حس میکردم مث یه تیغ دولبه ست، از یه طرف میتونه حس خوبی به بقیه بده از طرفی برای کسی که حال دلش گرفته ست، حس منفی میده.. :)
گندم بانو:
دلخوشی کوچیک میتونه بارون باشه. عروسک بچگیا باشه و...
قرار هم نیست هزار تا دلخوشی رو ردیف کنی. هر از گاهی یه دونه بنویس.
بعدم این تفکر که خودمو غمگین و بدبخت نشون بدم تا کسی ناراحت نشه
فضا رو به سمت نا امیدی و غم میبره
بابا دریا نشین :))
بجا ما هم پارو بزن


+این تو رو میگه!؟

http://fiish.blog.ir/post/652#comment-e-sOvPdVujg
گندم بانو:
:)


+ ما از نامزدی تا عروسی‌مون ۹ ماه طول کشید.
که با احتساب فاصله سه ماهه خواستگاری تا نامزدی،
تقریبا یک سال شد.
اصلا اصلا! اگه‌وبلاگمو بخونین متوجه میشین، من به ندرت پست با حال ناخوش میذارم! چه برسه پست از بدبختی ها
میدونین، منظورم اینه که وقتی دوستت از ناراحتی هاش مینویسه، از این که زندگیش داره به فنا میره بعد من همون موقع از دلخوشی هام بنویسم، حس بدتری بهش دست نمیده؟
نمیدونم شاید چیزای خوشی که به ذهن من میرسید، این پتانسیل رو داشت...

اما کلا با قضیه موافقم... خصوصا با دونه دونه نوشتن از دلخوشی ها :)

گندم بانو:
والا یکی از دوستای بلاگر من همیشه میگفت میام وبلاگت انرژی میگیرم!
من خودمم از کسایی که یه جوری مینویسن که بگن بیاین ببینین من چقد
خوش به حالمه و اینقد خفن دارم زندگی میکنم و... خوشم نمیاد، ولی حس
خوب دادن کسی رو ناراحت نمیکنه :)
۱۳ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۴۸ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
خانوم همسایه؛ بی شک به شیوه ی من آشپزی میکنه.عهم😎😏
گندم بانو:
بلاشک ^__^
منم دوس دارم بوی غذام بپیچه خب!
همسایه روبرویی ما هم بوی غذاهاش پدر ما رو در میاره. آشپزخونش روبروی اتاق خواب ماست، بعد فکر کن حامله بودم دراز می کشیدم، هر روز یه بویی راه می نداخت.
گندم بانو:
الهی!
من اگه حامله بشم میرم دم خونه‌ش میگم یه بشقابم به من بده :))))
۱۳ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۳۷ عینکی عینکی
گندم بوی غذا اونا تو خونه تو میپیچه از تو تو خونه اونا. همیشه همینطوره
مطمئن باش خانم همسایه هم میگه این چیکار میکنه انقدر غذاش بو خوب میده
گندم بانو:
واقعنی؟!!!! آخ جون پس ^__^

البته یه چیزیم هستا... جو از سر کار اومد بوی قورمه‌سبزی منو حس نکرده بود
ولی بوی قورمه‌سبزی همسایه تو راهرو هم پیچیده بود! :(
منم گشنه‌ام شد الان :))))
گندم بانو:
والا یکی از دلخوشیا میتونه این باشه که بوی غذات بپیچه تو راهرو!
نه اینکه بوی غذای دیگران بپیچه تو خونه‌ت! :/
گندمی بابا تو اینجا بوی غذا راه انداختی من الان گشنمه نهار هم نخوردم 😯😐😥
گندم بانو:
عزیزمممم  ❤❤❤
۱۳ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۰۲ بهارنارنج :)
این موج از منو روزنوشت هام منشأ گرفته:دی
گندم بانو:
عه! کی؟ من که اکثر پستاتو خوندم! ندیدم که!!
۱۳ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۳۰ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
شوخی کردم بابا :)))
من آشپزی رو دوست دارم اما هنوز خیلیییی راه دارم تا کامل یاد بگیرم.نشون به اون نشون که چند وقت پیش واویشکا درست کردم و یکم دارچین توش ریختم که مثلا یه تغییر مثبتی در رویه درست کردنش داده باشم،آقا داداشم فهمید،گفت تابحال کی رو دیدی تو این غذا دارچین بریزه و فلان!(خب دیده بودم!شبیه قیمه بود تا حد زیادی موادش!) اصن این چه غذائیه.من تو چایی و کله پاچه هم دارچین ببینم نمیخورم :| (نمیدونستم تا این حد بدش میاد از دارچین)
خلاصه نه تنها نخوردش،گفت میبرمش برا گربه های توی حیاط تا دیگه تو غذا دارچین نریزی :||
مامان بابا هم سفر بودنو خداروشکر شاهد این همه تحقیر من نبودن .البته خیلیم خوب شده بودااااا،برادر جان ایراد الکی گرفته بود 😒🙄

یا مثلا چند وقت پیش موقع سرخ کردن مرغ روغن پرید روی دستم،دست و پرم سوخت 😐
اما تا حد توانم سعی میکنم چیزایی که درست میکنم شبیه دستپخت مامانم که بینظیر و اصولی و شمالیه،باشه :)

گندم بانو:
واویشکا چیه اصن؟!!
اصن داداشا کلا ضد حالن! منم قورمه‌سبزی درست کردم داداشم گفت
لیمو عمانی دوس ندارم نخورد :/


آخ که این شمالیا همشون ادعای دستپخت دارن ^__^
قسمت بشه بیایم مهمونتون شیم ببینیم این دستپختتون چجوریه آخه! :*
۱۳ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۴۰ بهارنارنج :)
اینو که از خودم گفتم:دی
ولی منظورم اینه از همون اول نوشتن روز نوشت و درباره منه وبم گفتم هدفم پیدا کردن دلخوشی های ساده زندگیه تا بخندیم بهشون و بخندونیم:دی
گندم بانو:
آها! :)
آخ آخ یهو دلم واسه همکلاسیای ترم اولت تنگ شد :)))
۱۴ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۰۰ عینکی عینکی
اخه من هر وقت هر چی درست میکردم مادر پدر همسر میگفتند بوی غذا پیچیده... من خودم اصلا نمی فهمیدم

حالا شاید دفعه بعد متوجه بشه. یکم بیشتر تلاش کن. قشنگ سبزی ها رو تا دم سوختن ببر فقط نسوزه چون تلخ میشه اینبار بو غذا میپیچه حسااابی
گندم بانو:
واقعا سبزی‌ها رو تا دم سوختن میبرم :)))
باشه بیشتر تلاش میکنم ^__^
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.