در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

نام تو مرا همیشه مست میکند

در دیار نیلگون خواب

جهــــــــان بیــــــــــمار و رنجــــــور استــــــــــ
دو روزی را کــه بر بالـین این بیــمار بایـد زیستـــ
اگـــــر دردی ز جـــــانش بـــــر نــــدارمــــــ ....
نــا جــوانمردیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین مطالب
  • ۲۲ آبان ۹۷ ، ۲۲:۴۴ ۳۶۲.
  • ۱۷ آبان ۹۷ ، ۲۲:۵۰ ۳۶۱.
  • ۲۲ مهر ۹۷ ، ۰۷:۵۵ ۳۵۸.
  • ۲۱ مهر ۹۷ ، ۰۹:۲۸ ۳۵۷.
  • ۱۷ مهر ۹۷ ، ۱۰:۴۷ ۳۵۶.
  • ۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۲:۴۰ ۳۵۴.

۳۵۴.

چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۰ ب.ظ
آبجی کوچیکه با کلی ذوق و هیجان از برد پرسپولیس میگه، و از گل شانسکی استقلال!! از گزارشگر بازی پرسپولیس شکایت میکنه که همه اسما رو اشتباه گفته و یه سری از اسما رو مثال میزنه که من اصن نمیدونم اسم آدمه یا شی‌ء یا چی!!
یهو یادش میوفته که امسال باید معرق یاد بگیرن! احتمالا هر جا یکیو ببینه که اره مویی دستشه فک میکنه طرف معرق‌کاره! ازم میخواد وقتی رفتیم شیراز بهش معرق یاد بدم. حتی ازم میخواد به بچه‌های کلاسشونم یاد بدم! اونم تو یه چهل و پنج دقیقه!
ناله میکنه که سرما خورده. ناله میکنه که فلششو پیش من جا گذاشته. یادش میاد که میخواسته یه سرکلیدی با آرم پرسپولیس بخره اما فروشنده گفته این دونه آخرو واسه کسی نگه‌داشته!!!
و من تمام این مدت به صداش گوش میکنم و به این فکر میکنم که چقدرررر دلم براش تنگ شده!
۹۷/۰۷/۱۱

نظرات (۱۱)

عزییییییییزم
چقدر منم دلم براش تنگ شده
یادش بخیر قبلا از هر پنج تا پستت تو سه تاش حضور فعال داشت :)
گندم بانو:
:) اصلا من مخاطبای وبمو مدیون آبجی کوچیکه‌م! :))
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۵:۲۸ جناب منزوی
از پشت تلفن ؟
گندم بانو:
بله
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۵:۲۸ کرگدنِ بنفش
عزییییزم
خدا حفظش کنه
گندم بانو:
ممنون :)
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۷:۰۳ آقاگل ‌‌
ماهم دلمون برراش تنگ شده حتی:d
گندم بانو:
^__^
۱۱ مهر ۹۷ ، ۲۱:۳۰ نیــ روانا
باورت میشه من همین هفته پیش تو وبلاگت برچسب آبجی کوچیکه رو زدم و دوباره پستای مربوط بهش رو خوندم؟؟
عاشق چشم پاک بودنشم و تفسیر معنی اسم پردیس 😂😂
گندم بانو:
منو هم ترغیب کردی رفتم باز همه‌شو خوندم :))
^__^
۱۱ مهر ۹۷ ، ۲۳:۳۸ عاشق بارون ...
اینجور که تو نوشتی دل ما هم براش تنگ شد. :)))
گندم بانو:
:)
شما هم تو خاطراتش با من شریکید آخه :)
۱۲ مهر ۹۷ ، ۰۶:۲۲ صبورا کرمی
دل ما هم تنگ شده 🙄
گندم بانو:
عزیزم :)
چقد خواهر تو و خواهر زنداداش شیراری من ، مثل همند :))
هردو هم با هم بزرگ شدند و جالبه منم به زنداداشم میگفت از شیرین کاری هاش بیا بگو :))
میگفت عه دخترمون بزرگ شده خانوم شده دیگه اون دختر سابق نیست و از اینا :))
دخترای شیراز فکر کنم خیلی زود بزرگ میشن :))
یا حداقل از نظر خواهرای بزرگشون اینجوری بزرگ نشون میدن :)

خدا حفظتون کنه برای هم 💚



+

کاش اگر رفتی دیدیش حالا هر وقتی که رفتی، صدای قشنگشو ضبط کنی و بزاری اینجا :)
بگم که ما هنوز صداشو نشنیدیم دلمون براش تنگ شده چه برسه به اینکه صداشم بشنویم ^__^



سلام گندمی :)
گندم بانو:
:)
اگه یادم بود چشم
۱۲ مهر ۹۷ ، ۰۹:۳۸ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
ببرای خوانندگان وبلاگ حرفی نداشت بزنه؟ :-)))
گندم بانو:
نه همینا رو گفت فقط :))
۱۳ مهر ۹۷ ، ۲۲:۱۷ ام اسی خوشبخت
ما هم دلتنگ خانم شیرین زبون بودیم، خدا حفظش کنه و ان شالله بزودی ببینیدش :)
گندم بانو:
ممنون :)
اشاءالله
۱۴ مهر ۹۷ ، ۰۸:۱۱ محسن رحمانی
عه پس آبجی کوچیکرو هم پرسپولیسی کردید ؟ :دی

چقدر دلمون برای حماسه آفرینیاش تنگ شده .حتی شیرین زبونیاش .
گندم بانو:
من اصلا فوتبالی نیستم! حتی فینال جام جهانی رو هم ندیدم!!
زمان دبستانم فقط طرفدار یه تیم بودم، اونم استقلال بود!!! :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.